تندگویی و مسالمت جویی

رامین کامران :

همۀ ما با شیوۀ تبلیغات اسرائیلی آشنا هستیم: این کشور تنها دمکراسی خاورمیانه است، هیچوقت در هیچ جنگی شکست نخورده، دستگاه جاسوسیش از همه چیز خبر  دارد و… رسانه های طرفدار اسرائیل این داستانها را با آب و تاب در سراسر دنیا میپراکنند و آدمها زودباور هم میپذیرند. اخبار و تحلیل های نقیض این سخنان انعکاس چندانی نمی یابد و حتی گاه یادآوری واقعیت بدیهی نیز به زحمت قادر به زدودن اثر این تبلیغات مکرر میگردد. ساده لوحان بسیارند و کاهلان بیشمار.

در این فضا، مصاحبۀ اخیر نتانیاهو با رسانه های برزیلی که در سایتهای ایرانی انعکاس یافته است، نمونۀ قابل توجهیست. اگر به سیاق معمول به آن نظر بکنیم، با همان خواب و خیالها راجع به قدرت مطلق این کشور و پشتیبان اصلیش که آمریکا باشد، به نظر میاید که ادامۀ سیاست خصمانۀ سالهای اخیر است، از موضع قدرت و با پشتوانۀ تشکیل اتحاد وسیع با اعراب و در صدرشان عربستان سعودی. ولی اگر خود را از شر این کلیشه های تبلیغاتی رها سازیم، برداشت دیگری میتوان از آن عرضه نمود که به تصور من واقعبینانه تر است.

برای این کار باید اول این نکتۀ مهم را مد نظر قرار بدهیم که خروج آمریکا از سوریه، قبول شکست در این کشور و هدر رفتن بزرگترین سرمایه گذاری نظامی سیاسی علیه جمهوری اسلامی بود که نثار داعش شده بود و در نهایت سوخت شد. عربستان هم در یمن دچار مشکل جدیست و باید دیر یا زود این کشور را ترک کند. عراق هم با وجود پایگاه های آمریکایی، نه فقط تیول آمریکا نیست، بلکه حتی برای رئیس جمهور این کشور هم آنقدر امن نیست که بتواند با آسودگی خیال به آن سفر کند. خلاصه اینکه گویا طرح خاورمیانۀ نوین، در عین اینکه ممکن است تشبثاتی در جهت انجامش صورت بگیرد، دارد جداً میرود که به بایگانی بزرگ خبط و خطاهای سیاست خارجی آمریکا بپیوندد.

اگر این فرض را که خیلی دور از واقعیت نمینماید، بپذیریم، آنوقت از زاویۀ دیگری به سخنان اخیر نخست وزیر اسرائیل نگاه خواهیم کرد. درست است که سیاستگذاری های کشور های مختلف، گاه از تبلیغات بی پایه ای که خود اینها میپراکنند، مسموم میشود و در چنبرۀ خطاهای پیوسته گرفتارشان میکند، ولی به هر صورت تماس با واقعیت هم هست و دسترسی به اخبار و تحلیل هایی که از رسانه های هوچی استخراج نشده.

این شکست کلی طرح خاورمیانۀ نوین که به هر صورت مرحله به مرحله انجام گرفته و به انجام رسیدنش خبر غیر مترقبه ای نیست، باید برای زمامداران اسرائیل نیز هویدا باشد. اینکه در بیرون چه میگویند، چندان مهم نیست. اسرائیل بسیار جمهوری اسلامی را تهدید میکند، ولی طرف مقابل هم سالهاست این کشور را، هم از سوی حزب الله لبنان، هم حماس، تحت فشار گذاشته است. اکنون، سوریه هم جبهۀ جدید و بسیار مهمی در این استراتژی باز کرده. بمباران های متناوب اسرائیل که با سر و صدا انجام میشود و در مورد کارآیی آنها نیز کم اغراق نمیشود، چیزی نیست که بتواند اوضاع را عوض کند. اینها بیش از آنکه نشانۀ تغییر وضعیت باشد، نشانۀ تثبیت این جبهه است. این هم که نیروهای حزب الله، پس از چانه زنی، در چند کیلومتری جولان مستقر گردند، تغییری در اصل معادله نمیدهد.

پرخاشجویی اسرائیل، در اصل متکی است به قدرت نظامیش و در نهایت به پشتیبانی آمریکا. در تحولات اخیر، هر دوی اینها سست شده و لااقل از کارآیی عملیاتیشان کاسته گشته است. خلاصه اینکه موقعیت اسرائیل تضعیف شده، حال چه رسماً بپذیرد که البته نخواهد پذیرفت و چه نه. سخنان نخست وزیر این کشور، انعکاسی از این آگاهی را در خود دارد. این سخن که تا وقتی ایران چنین و چنان نشود، ما وارد مذاکره نخواهیم شد، بیش از آنکه اصرار بر سختگیری داشته باشد، منفذ مذاکره را برای اولین بار باز کرده. تا به حال، این کلمه مطلقاً جایی در گفتار سیاسی اسرائیل در بارۀ ایران نداشت.

نکتۀ اصلی این است، وگرنه باقی تکراری است. این که دو کشور، به نوعی و با در نظر گرفتن تحولات اخیر خاورمیانه، وارد مذاکره، از هر نوع و با هر نتیجه بشوند، امر بیسابقه ای نیست. هر گاه سودی در این کار دیده اند، باب مذاکره و حتی معامله را گشوده اند. داستان معلوم نیست چه صورتی بگیرد، چون هنوز در مرحلۀ اول کار هستیم. طبعاً وقتی کار واقع شد، بسیاری غافلگیر خواهند شد و اول از همه خدمتگزاران ایرانی اسرائیل که تبلیغاتش را باور و تکرار میکنند. بازندۀ اصلی کسانی خواهند بود که برای مبارزه با نظام اسلامی، روی پشتیبانی این کشور حساب میکنند.

تصور نمیکنم درسی بگیرند. فرانسویان مثلی دارند که میگوید: برای اینکه دنیا، دنیا بشود، همه رقم جنسی لازم است. آدم کودن هم یک قلمش است.

۱ ژانویۀ ۲۰۱۸

iranliberal.com

[email protected]