
مهدی اصلانی :
همهساله در ۲۸ مرداد نامهایی مهم و پُراهمیت در بودوباش و چیستیی آن رُخداد ازعکاسخانهی تاریخ ظاهر میشوند. شاه، مصدق، تیمسار زاهدی و شعبان جعفری.
موضوع این پست طرح پرسش کلیشهای اینروزها: «از ۲۸ مرداد چه درسی میتوان برای امروز گرفت» نیست.
به زمانهای که دیگر نه شاه داریم نه مصدق نه تیمسار زاهدی و نه حتا شعبان جعفری.
بهانهی این مختصر ظاهر کردن تصویری فیک و کاریکاتوری است از شعبونخان.
بهنام زاپاتا این لاتِ بیخطر تصویر و فیلمهایی از خود منتشر کرده که در جنگلهای انگلستان همراه با همفکران در «گروه آلفا گارد جاویدان بریتانیا» دارند آموزش نظامی میبینند!
تیتر یکی از این ویدئوها هست: «آموزش نظامی زیر نظر افسران مجرب ارتش»
مراد از همرسان کردن این پست آن است تا گفته باشم بهظاهر ما در بیشتر زمینهها دچار پسرفت و فقر شدهایم!
فقری که نمیتوان بدان فخر فروخت. پسرفتی آشکار حتا در دایرهی لمپنیسم سیاسی. لمپن هم استخواندرشتاش خوب است. شعبان جعفری، که بهکار برگ زدن تاریخ میآید.
از شعبان جعفری به حسین اللهکرم و حاجبخشی رسیدن و پردهبرداری از مضحکهای بهنام بهنام زاپاتا!
ما تنها از فروغی و ملکالشعرای بهار و علامه علیاکبرخان دهخدا و محمد قزوینی و قاسم غنی به مصطفا میرسلیم و غلامعلی حدادِ عادل پل نزده و نرسیدهایم.
شعبان جعفری نامی است که به ۲۸ مرداد گره خورده. بهنام زاپاتا اما لاتِ بیخطری است و چندروزه مهمان.
منصفانه باید گفت، کمیتهی نوبل باید در مقابل بهنام زاپاتا به «شعبونخان» نوبل ادبی اهدا کند!








