
مهدی اصلانی :
«یکی از ما میتونه تا قناری بپره
با همین ترانهها آبرویی بخره»
شهیار قنبری با انتشار ویدئویی از خود بهجهت بیماریی فرزندش از مخاطباناش درخواست کمکِ مالی کرد.
او بههمراه ایرج جنتیعطایی و اردلان سرفراز سه قافلهسالار ترانهی نوین هستند.
او کار دیگری نکرده و بلد هیچکاری نیست و حرفهی دیگری هم نمیشناسد.
واژه و شعر و ترانه دیگر برایش پول نمیسازد.
از دیگرسو تولید ترانه بهتقریب به ته خط رسیده.
جایگاه تولید آلبوم و تکترانه تغییر کرده. تکترانهها موتور محرکهی کنسرتها شدهاند.
خوانندهگان بفروش تنها برای کشاندن هواخواهانشان به کنسرتها (که هنوز خوب پول میسازد) تنها به تولید تکترانه ماجرا دارند.
حاضر نیستند دستبهجیب شوند و به شهیار و اردلان و ایرج پول بدهند!
تازه بسیاری از کارها را از ایران میگیرند و نهتنها بابت آن پولی پرداخت نمیکنند که در برخی موارد پول هم میگیرند!
تبعید طولانیمدت برای (بخشی) ازهنرمندان نسل اول مهاجرت، در بسیاری از موارد به آسیبپذیریی شدید اقتصادی و انزوای ساختاری در سالخوردگی ختم شده.
آیا این اقدام را باید شکست غرور هنری خواند؟
یا شجاعت در بیان مشکل در موقعیت اضطرار؟
این مشکل اما بیپایان است.
و اینهمه
غریبماندهگی است و بیپناهی








