
مهدی اصلانی :
این روزها در سالگشت مرگ آیتالله طالقانی (۱۹ شهریور سال ۵۸) که در ۶۸ سالهگی رُخ داد، پستهایی در فضای مجازی بازنشر و همرسان میشود که فاقد اعتبارِ و صحت تاریخی است.
مرادم نفی تفاوت رفتاری و سیاسیی طالقانی با دیگر کاربهدستان و رهبران وقت نیست. که بهحتم طالقانی بهمَثَل با خلخالی متفاوت بوده. اما تفاوت منش، در کلیت یک ساختار تمامیتخواه و جنایی، مجوزی برای تمیزکاریی ساخت و جعل تاریخ نیست!
این داوریها بیش از هر چیز به همان اعتبار نیمبند نیز آسیب میرساند.
اما این مفهوم که «اگر» او زنده مانده بود انقلاب اسلامی مسیری دیگر میپیمود، به شهادتِ بودوباش و کارنامهی نظامِ خوف یکسر خطا است و نماد «اگر»ی ناممکن.
حکومت اسلامی بهذات نظامی است شبیهساز. این فراز در مورد بهشتی بعد کشته شدنش نیز شنیده شد.«اگر بهشتی زنده مانده بود انقلاب از مسیر خود منحرف نمیشد»
راه دور نرویم با مثالی در مورد «عظمای شهید» به واکاویی این ناراستیی تاریخی چشم بگردانیم.
علی خامنهای پیش از رهبر شدن قرابتی با ساز داشته و پیپ میکشیده و همجوارِ امیریی فیروزکوهی و مهدی اخوان ثالث و شماری دیگر از اهالیی ادب در مشهد بوده. حتا در دوران حیاتِ خمینی مورد غضب خمینی هم قرار گرفت!
«اگر» او در جریان بمبگذاریی مسجد اباذر در سال ۶۰ کشته میشد امروز همان «اگر» ناممکن در مورد او مکرر میشد: «اگر او زنده مانده بود»
چسب دوقولوی صندلیی ولایت و قدرت در ساخت تغییرناپذیرِ ولایی از او دیوی ساخت که در تاریخ بیبدیل است.
در ساختارِ نظامِ شبیهسازِ اسلامی یا باید شبیه شوی یا حذف و خورده








