دکتر کریم قصیم :
ذبح جمهوري وايمار
آدولف هيتلر روز 30ژانويه 1933 بهعنوان صدراعظم رايش آلمان در رأس يک کابينه ائتلافي (با دو وزير از نازيها، چند وزير از حزب راستافراطي «دويچناسيونال» و چند غيرحزبي( بهقدرت رسيد.1 معاون وي فرانس فون پاپن2 بود. بدين ترتيب اولين دموکراسي و جمهوري آلمان، معروف به جمهوري وايمار3 رسماً از بين رفت و جايش را نظامي گرفت که خيلي زود به يک ديکتاتوري مطلقه ايدئولوژيك تبديل شد، با حزب نازی و پيشوای آن هيتلر در راس نظام. فرآيند تاريخ بعدي نشان داد که روي کارآمدن سرجوخه سابق جنگ جهاني اول، نقطه عطفي بسيار مهم وتعيين کننده درسرنوشت آلمان و همه ملتهاي اروپا و مآلاً جهان بودهاست.
پيش ازکسب قدرت، يعني در فاصله سالهاي بحراني 1933- 1930 حزب نازي از يک جريان نژادپرست کوچک که در سال1928 هنوز در مرتبه دهم پارلماني بود، به کمک ترکيبي اززور( شبه نظاميان نازيSA) و کارزارهاي تبليغاتي بيمانند 4 ، تلاش بيوقفه تشکيلاتي وبالاخره جلب همکاري سران وستونهاي قدرت آشکارونهان کشور(شخص مارشال هيندنبورگ، سران ارتجاعي ارتش وبخشي مهم ازبانکداران و صاحبان سرمايه بزرگ ) سرانجام همه رقبا را کنارزد و سرکارآمد.
نظاميها که راه کسب قدرت را براي هيتلر گشودند و رهبران احزاب راست ديگر که با او ائتلاف کردند و نردبان ترقي وي شدند،همگي گمان ميکردند شخص هيتلر درچهارچوب يک کابينه متشکل ازسياستمداران قديمي کارکشته به سادگي قابل مهارخواهد بود. بعضيها حتي از اين راهحل (ائتلافي) سخت احساس رضايت ميکردند. گويي موفق شده بودند گرگي درنده را به سگي کوشنده بدل کنند و به پاسباني سر گله پراکنده بگذارند. اکثراً فکر ميکردند دولت هيتلر مستعجل خواهد بود و درگيرودار امور ناشناخته اداري و…, به قولي «خودش ميخشکد و ميافتد». يکي از سياستمداران معروف سوسيالدموکرات حتي لازم نمي ديد خوشحالي خود را ازاين بابت پنهان کند: