آته ایسم؛ ضرورت انقلاب و روشنگری است؟

آرام بختیاری :

2600 سال بحث و جدل خونین؛ آته ایسم و خدا ناباوری.

آته ایسم یا خدا ناباوری، واژه ایست یونانی لاتین به معنی: بی خدا، منکر خدا، نداشتن باور به یک اصل الهی، فاقد باور به نیروهای فرا طبیعی، و به دنیایی دیگر. آنرا دلیل علمی برای نفی عقیده به یک یا چند خدایی بشمار می آورند. با افزایش شناخت علمی و کوشش های ترقی خواهانه طبقاتی – اجتماعی و جهانبینی مادی، آته ایسم نیز رشد نمود. در حالیکه آته ایسم 2600 ساله پیشا مارکسیستی یونانی خود را با توضیح دلایل ربانشناسانه و تئوری شناخت؛ غیرمشخص بودن منطقی دین، اقناع می نمود و وجودشان را یکطرفه ناشی از فریبکاری روحانیون و جهالت تودهها نتیجه میگرفت، آته ایسم پرولتری بعنوان بخشی از دستاوردهای فلسفه میم-لام نخستین بار دلایل اجتماعی-اقتصادی و نظری-شناختی، ریشه های تشکیل وجود، و ضعف دین را مرگ تدریجی غیرقابل مانع در پروسه سلطه و گذر جامعه طبقاتی میداند.

آته ایسم یا خداناباوری، مشخصه طبقاتی یک جهانبینی است که هستی را توسط خود توضیح میدهد و خالق جهان را، منکر است؛ یعنی مخالف همه محتواهای مذهبی-عقیدتی و هرنوع تصور و تصویر و توهم ایده آلیستی است. در اسناد کتبی تاریخ ادیان اشارات زیادی در این مورد وجود دارد که به دلیل جدلی یا برای تحقیر مخالفین، اشاره به: انسانها، قبایل، و خلقهایی میشود که عقیده مذهبی به یک خدا یا خدایان یک دین خاص ندارند. در سنت فلسفه یونان باستان که محل تولد واژه آته ایسم است، آن به معنی نپذیرفتن کیش خدایان دولتی؛ مانند مورد افلاتون در کتاب قانون است. در سنت مسیحی قرون وسطا و در عصر جدید به تمام ادیان و جعلیات دینی دگم گریز، اشاره میشود که خدا ناورند. در تاریخ نویسی 2600 ساله ادیان یونانی، آته ایسم به معنی انکار یک تصویر و تصور شخصی از خداست. همچنین در مسحیت عصر جدید بارها به آته ایسم در بودیسم و در تاتوئیسم چینی اشاره شده و گاهی هم مانند فلسفه هندی سامخیا، به آته ایسم غیر اثبات شده؛ که نوع ابتدایی  اندیشه خدا ناباوری است، اشاره شده. 

آغاز تفکر آته ایستی در یونان باستان را میتوان در فلسفه طبیعی ایونی توسط هگزنوفان مشاهده نمود که علیه خدایان افشاگری میکرد و مدعی بود که انسان از طریق تصوراتش خالق خدایان است. این نظریه او را میتوان امروزه نوعی نقد دین بشمار آورد. در تاریخ ماتریالیسم باستان، اپیکور مهمترین متفکر آته ایستی عهد کلاسیک است که دلیل تصور خدا را: ترس و ضعف و سرگردانی میدانست. آنرا میتوان نوعی تعریف آگاهانه و علمی از خدای مردسالار بشمار آورد. با انحطاط و زوال شهر-دولت های یونان و روم باستان، عقیده به چند خدایی نیز دچار بحران و زوال گردید. گرچه اپیکور به تمایلات و علل اجتماعی اقتصادی آته ایسم توجهی ننمود، شاعری بنام لوکرنس آته ایسم اپیکوری را که معلول جامعه و نظام برده داری رومی بود در خدمت توجهات ترقی خواهانه اجتماعی خود برای دفن دین و خدایان دولتی قرار داد.

روشنگری اروپایی در حال رشد، شامل آزادی اندیشه محافل خاص فرانسوی بود، و در انگلیس بعد از بازگشت استوارد به سلطنت، اشرافیت انگلیس در قرن 17 که فاقد ساختار فکری-فلسفی بود به آته ایسم علاقمند شد. هدف این آته ایسم کنار زدن همه محدودیت های اخلاقی فئودالیستی و کلیسایی بود. اشرافیت دربار یک قشر اجتماعی بود که با انحلال فئودالیسم و ضعف کلیسا بوجود آمد و خود را اغلب محدود به لذت های زندگی میکرد. آزادمنشی آنها چیزی بیشتر از تحریک عقاید مذهبی بین اقشار جامعه نبود. در عوض آته ایسم قرن 18 بعنوان یک جهت فلسفی رادیکال در میان جنبش روشنگری یک مقطع مهم مبارزه فرهنگی و دینی بورژوازی علیه فئودالیسم مطلقه تنگ نظر بود؛ که جان سالم بدر برده و تتمه فرهنگی یک نظم اجتماعی را نشان میداد. برای نابودی فئودالیسم جریانات مختلف بورژوایی شرکت داشتند تا زنجیر ایدئولوژیک مسیحی-بورژوایی را برای همیشه پاره نمایند.

عقیده به خدای وحیانی از قرن 17 میلادی از طریق شکاکی بایله به لرزه درآمد و در پایان بشکل تاریخی روی منابع دینی برای رونق آته ایسم اثر گذاشت. در نیمه دوم قرن 17 نقد کتاب انجیل بشکل تاریخی و زبانشناسی از طریق اسپینوزا؛ که پایه گذار آته ایسم فلسفی است شروع شد. او در میان هر دو مذهب مسیحیت دارای نمایندگان و هوادارانی بود. غیر از رمان دکابرون و نمایشنامه ناتان دانا، اثر لسینگ آلمانی، در حوالی فریدریش دوم، آته ایست هایی بودند که هر 3 پیامبر ادیان ابراهیمی را فریبکار و دروغگو می نامیدند و در تقویت آته ایسم بی تعثیر نبودند. در میان فرقه دئیست مسیحی، آزاد اندیشانی مانند تولند و کولین به کلیسای مسیحی پیشنهاد نمودند به دین عقلگرایانه میدان بدهد. رنانس اتم گرایی در فلسفه از طریق کاسندی و ادعاده حیثیت از اپیکور توسط او، جدل هایی پیش از شکوفایی علوم طبیعی توسط : کپرنیک، کپلر، برونو، گالیله، باکون، و نیوتن، را تقویت کرد و آخرین سنگر فرهنگی مسیحیت قرون وسطایی را تسخیر نمود.

یک نکته مهم برای بحث و جدل های آته ایستی در طول قرن 18 میلادی وجود جناب بایله بود که با متد و روش حقیقت یابی اش به نقد و نابودی دگم های مذهبی، و جدایی دین از اخلاق کمک نمود و میگفت آته ایسم دارای اصول قوی اخلاقی است و نیاز به دخالت دین ندارد و یک دولت آته ایستی ممکن است بهتر و سالمتر از یک دولت مذهبی و الاهی باشد. در نیمه اول قرن 18 در فرانسه آثار آته ایستی بیشماری ترجمه شد مثلن نامه های فرت، وو صیتنامه میلز. موفقیت فلسفه سنسوآلیسم احساسی لاک و شناخت جدید؛ متکی به ماتریالیسم و علوم طبیعی موجب شد که ماتریالیسم بورژوایی آته ایستی فرانسوی قرن 18 بوجود آید و بدون تعارف علنن از آته ایسم در دائرت المعارف ترقی خواه ملی و در مطبوعات ودر مجامع از آن دفاع کند.

از جمله مقاله نویسان دانشنامه و دائزت المعارفی جنبش روشنگری: لامتری، هوتیس، هولباخ، و دیدرو، نقطه اوج روشنگری آته ایستی نوین بودند که گاهی مورد خشم و غضب کلیسا، دربار، و فرهنگ فئودالی، قرار میگرفتند. آنها موجب آمادگی انقلاب بورژوایی فرانسه در سال 1789 میلادی شدند؛ که مبارزه شان علیه جهانبینی پدران مقدس کلیسا به نتیجه رسید. گروه دانشنامه نویسان داترت المعارفی از طریق نقد دین نه تنها ابتذال دگم و جزم های مسیحی را نشان دادند بلکه حمایت کلیسا از خودسری شاه و حمایت ایدئولوژیک کلیسا از دشمان مردم را بنمایش گذاشتند. دانشنامه نویسان، رژیم مطلقه فئودالی سلطنت را یک توطئه مخوف برای اتحاد تاج و ممبرجهت فشار و استثمار خلق میدانستند؛ چون دین انسانها را زنجیر نموده و مانند برده اسیر، و بشکل غلط تربیت نموده تا شاه و شیخ و خان و اشراف بتوانند به چاپیدن مردم ادامه دهند.

اخلاق مذهبی نه تنها متکی به مقدمات غلط بلکه عامل تضاد میان حرف و عمل است. در حالیکه اخلاق عمومی باید بر اساس توجه به طبیعت انسان و تربیت عقلگرایانه در راه استقلال انسان از نیرو های فراطبیعی و متکی به اعتماد به نفس باشد. در کنار سایر کوشندگان جنبش روشنگری، آته ایست های دئیسم ضد آخوندی ولتیر، و جنبش دمکراتیک محفل روسو سهم مهمی در نقدهای پر محتوا در میان اقشار پایین جامعه در مقابل: کلیسا، روحانیت مسیحی، و اشرافیت ارتجاعی باقیمانده فئودالیسم، داشتند. با اتحادنیروهای ضد فئودال نقد آته ایستی، اتوریته ایدئولوژیک آخوندی-فئودالی حاکم را به لرزه درآورد و جاده را برای بینش های دمکراتیک و سکولار بورژوایی ماتریالیستی صاف نمود. لنین مینویسد انتشارات آته ایستی پیشین قرن 18 علیه آخوندهای دون مایه حاکم، قوی، زنده، مستعد، روشنگر، علنی، و از جمله مهمترین پدیدههای مهم ایدئولوژیک در زمان آمادگی برای انقلاب شکوهمند فرانسه بود.

از طرف دیگر ایدههای آته ایستی انقلاب فرانسه بی تعثیر روی فضای فکری آلمان در پایان قرن 18 و آغاز قرن 19 نیود گرچه بورژوازی فرانسه بعد از بقدرت رسیدن از سنت ماتریالیستی و آته ایستی مبارزه ضد فئودالی و ضد کلیسایی دست کشید. در این فاصله کانت و لاپلاس با کمک علوم و فلسفه طبیعی از نظر تئوریک، سند بی اعتباری کامل عقیده آفرینش را ثابت نمودند و سنت آته ایستی ماتریالیستی زنده ای در حوزه علوم طبیعی آماده کردند. به این دلیل فضانورد یا ستاره شناسی بنام لالانده آته ایسم خود را با جمله مشهورش: گرچه خدا را نمی توان ثابت کرد، ولی همه چیز بدون آن قابل توضیح است!، اعلان نمود. در آلمان تفکر آته ایستی ماتریالیستی دمکراتیک از طریق اطرافیان: هردر، گوته، و 2 مقاله در مجله فلسفی فوربرگ به مدیریت فیشته موضع “جدل مشهور آته ایستی” در 1798 گردید. فیشته که بخاطر مواضع یاکوبی-دمکراتیک اش مورد تنفر قرارگرفته و متهم به آته ایسم گردیده بود، توسط همکاران دانشگاهی اش مورد حمایت قرار گرفت تا اخراج نشود یا دادگاهی نگردد. مبارزه شدید ضد مذهبی در آلمان در 30 سال نخست قرن 19؛ زمانیکه نیروهای انقلاب بورژوایی تشکیل گردیدند، رونق گرفت. تنها تئوری ساختار اسطوره ای بخش های کتاب انجیل که اشتراوس کشف نموده بود و جناب باور جهت نقد تاریخی انجیل نوشته بود، زمینه نقد ماتریالیستی- آته ایستی دین از طرف فویرباخ گردید. آن موضع جنبش اپوزیسیون بورژوا-دمکراتیک بود و نتیجه اش تقویت بینش بنیادین فلسفه ماتریالیستی شد. 

ماتریالیسم دمکراتهای انقلابی روس مانند: بلینسکی، هرتسن، چرنیشفسکی، دوبرولیوب، اوگرایف، تحت تعثیر فویرباخ بود؛ که دارای یک آته ایسم رادیکال بود. آنها نقد دین را آگاهانه در خدمت جنبش ضد تزاری دمکراتیک دهقانی قرار دادند. در میانه قرن 19 آته ایسم بورژوایی از طریق آته ایسم پرولتری مارکس و انگلس مورد نقد قرار گرفت. آن متکی به فلسفه و علم میم-لام؛ یعنی ماتریالیسم تاریخی-دیالکتیکی؛ که شاره به ریشه اجتماعی اقتصادی نظریه شناخت می نمود.

تماس : falsaf@web.de

 

گاگارین در آسمان هفتم هم خدایی نیافت!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گاگارین در آسمان هفتم هم خدایی نیافت!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Atheism: خدا ناوری