
جواد مفرد :
ایلیای تشبی که نامش به وضوح یاد اور تشوپ خدای رعد (تشبی) است، مانند او از آسمان آتش (رعد و برق) و باران و توفان نازل می کند و سبب رویش گیاهان میشود و نامیراست. او رقیب بعل (همتای اوگاریتی تشوب، در مقام کوماربی) و بعل پرستان است و با غول سنگی (اولیکومی) در گیر میشود، شکست می خورد، ولی زنده می ماند و با گردباد به آسمان صعود می کند.
آیین و اسطورهٔ تشوب (تشوپ)
تِشوب خدای آبوهوای هوریان و همچنین رئیس پانتئون هوریان بود. ریشهشناسی نام او نامشخص است، اگرچه توافق شده است که از نظر زبانشناسی میتوان آن را واژهای هوری از ریشهٔ تَشبی (زدن) طبقهبندی کرد. از نام او هم نوشتههای آوایی و هم لوگوگرام گواهی شده است. تشوب در جایگاه خدایی مرتبط با آبوهوا، میتواند هم مخرب و هم محافظ به تصویر کشیده شود. پدیدههای آبوهوایی منفرد از جمله بادها، برق، رعد و باران را میتوان به عنوان سلاح او توصیف کرد. همچنین اعتقاد بر این بود که او باعث رشد پوشش گیاهی و ایجاد رودخانهها و چشمهها میشود. موقعیت برتر او در مذهب هوری نشاندهنده اهمیت گسترده خدایان آبوهوا در شمال بینالنهرین و نواحی مجاور بود، جایی که بر خلاف جنوب، کشاورزی عمدتاً به بارندگی متکی بود تا آبیاری. اعتقاد بر این بود که قدرت او هم بر فانیان و هم بر دیگر خدایان، هم در زمین و هم در آسمان گسترش مییابد. با این حال دریا و جهان زیرین تحت کنترل او نبود. تجسمِ تشوب نادر است، اگرچه توافق بر این است که او معمولاً بهعنوان چهرهای مسلح و ریشدار به تصویر کشیده میشود که گاهی دستهای از آذرخش را در دست دارد. یکی از این نمونهها از یازلیکایا شناخته شده است. در برخی موارد، او در حال راندنِ ارابهای تجسم شده است که دو گاو نر مقدس آن را میکِشند.
آهنگ اولیکومی:
برخلاف بسیاری از روایتهای مرتبط، آهنگ اولیکومی به خوبی حفظ شده است. این کاملترین اسطوره با منشأ هوری است که در حال حاضر برای محققان شناخته شده است. اشاره شده است که پیرنگ آن دارای تعدادی از عناصر است که در آهنگ هدامو نیز وجود دارد. به گفته آلفونسو آرچی، ممکن است از سنت اولیه هوریان گرفته شده باشد، اگرچه نسخه شناخته شده برای هیتیها تنها پس از استقرار هوریها در غرب سوریه ممکن است، پدید آمده باشد.
اسطوره با صحنهای از نقشه کشیدن کوماربی علیه تشوب شروع میشود:
نقشه او حول موجود نامبخش، اولیکومی، میچرخد که نامش به معنای « کومه را نابود کن!» است، کومه هم مرکز آیینی اصلی تشوب و هم محل اقامت او در اساطیر است. این به معنای توصیف سرنوشت او است، زیرا او برای جایگزینی خدای آبوهوا و نابود کردن او و شهرش خلق شده است. او به عنوان پسر کوماربی و یک تخته سنگ عظیم توصیف میشود و از کونکونوزی، «سنگ سخت» ساخته شده است، بسیار شبیه به سنگی که کوماربی در آهنگ پیدایش به آن گاز زده است. کوماربی اولیکومی را به متحدان مختلف خود، از جمله دریای خداییشده ، معرفی میکند و شرح میدهد که این موجود سنگی قرار است چه کاری انجام دهد:
با این حال، او میترسد اولیکومی در زمانی که هنوز کوچک است به راحتی شکست بخورد، و به همین دلیل او را میفرستد تا مدتی را در خفا روی شانهٔ اوپلوریِ غولپیکر بگذراند. او به رشد خود ادامه میدهد و به دلیل جثهٔ عظیمش در نهایت مورد توجه «خدای خورشید آسمان» (شیمیگه هوری) قرار میگیرد، که بلافاصله میشتابد تا به تشوب در مورد این دشمن جدید هشدار دهد. خدای آبوهوا برای او نشست، غذا و نوشیدنی برپا میکند، اما او از نشستن، خوردن یا نوشیدن امتناع میورزد، و میزبانش را به این فکر میاندازد که آیا ممکن است آنان به نادرستی برپا شده باشند (در سطرهای پایانی لوح اول تصنیف) احتمالاً آغاز شکستهٔ لوح دوم حاوی توضیحی درباره این سوء تفاهم بود، زیرا در قسمت بعدی که باقی مانده است تشوب به خبر بد واکنش نشان میدهد و به خدای خورشید اطمینان میدهد که میتواند اکنون بنشیند و بخورد و شراب بنوشد او سپس به همراه برادر و خواهرش تاشمیشو و شاوشکا به کوه هازی سفر میکند و پس از رسیدن به مقصد، سرانجام خود اولیکومی را میبیند که او را دچار ناامیدی میکند. او توضیح میدهد که مبارزه با آن چقدر ترسناک است و شروع به گریه میکند. شاوشکا برای کمک به تشوب سعی میکند اولیکومی را با آواز و رقص جذب کند، همانطور که قبلا با هدامو همین کار را انجام داد. با این حال، پس از اینکه جامه فاخر پوشید، موهایش را با صدفهای دریایی آراسته و شروع به خواندن کرد، موجی به او اطلاع میدهد که هدف ناشنوا، نابینا و بیاحساس است، که او را در مقابل چنین تلاشهایی مصون میسازد، و به او پیشنهاد میکند که در عوض تلاش کند تا تشوب را وادار کند در اسرع وقت با آن مقابله کند، زیرا هر چه بزرگتر شود، خطرناکتر میشود. در قسمت بعدی که باقی مانده است، تشوب به تاشمیشو میگوید که گاوهای نر شریشو و تیلا و یک ارابه را آماده کند و ظاهراً درگیری بین او و اولیکومی رخ میدهد. خدای آبوهوا شکست میخورد. خدایان دیگر، از جمله آشتابی، تلاش میکنند تا با اولیکومی مبارزه کنند، اما او به رشد خود ادامه میدهد و در نهایت دروازههای کومه را مسدود میکند، و هپات همسر تشوب را در داخل به دام میاندازد که نمیتواند بفهمد چه اتفاقی برای تشوب افتاده است. او نگران است که ممکن است تشوب در نبرد کشته شده باشد، و پیامرسان خود تاکیتی را میفرستد تا بفهمد چه اتفاقی افتاده است، اما بقیه قسمت گم شده است و هنگامی که متن پس از یک افتادگی از سر گرفته میشود، تاشمیشو به نزدیکی اقامتگاه او میرسد تا به او اطمینان دهد که تشوب زنده است و تقریبا باعث میشود او از پشتبام به پایین بیفتد. او سپس به خانه موقت تشوب برمیگردد و به او پیشنهاد میکند که باید با ائا در «آپزووا» ملاقات کنند. پس از رسیدن به خانه ائا، هر دو تعظیم میکنند، اگرچه ظاهراً او از حضور تشوب عصبانی شده است. در یک سری از قسمتهای تکهتکه، ائا سپس با خدایان مختلف دیگر، از جمله انلیل، اوپلوری و خدایان آغازین ملاقات میکند و در مورد اولیکومی به آنها میگوید. با کمک خدایان آغازین، او ابزاری مسی را که برای جدا کردن آسمان از زمین استفاده میشد، بازیابی میکند و پس از اینکه متوجه شد منبع قدرت اولیکومی، ارتباطش با اوپلوری است، ابزار مسی را برای بریدن اولی به کار میبرد. این جدایی آسیبناپذیری را که او در بخشهای قبلی اسطوره به نمایش گذاشته بود، نفی میکند. ائا سپس به تاشمیشو میگوید که باید برای بار دیگر با اولیکومی مبارزه شود. او با شور و شوق واکنش نشان میدهد و قبل از رفتن همراه با تشوب به محلی که خدایان دیگر در آنجا مجلسی برگزار کردهاند، این اطلاعات را به او میرساند. بقیه قسمتهای باقیمانده همگی برخورد دوم بین تشوب و اولیکومی را توصیف میکنند. قطعه بعدی به صورت مونولوگ است:
معلوم نیست بعد از آن چه میشود. متن پس از اظهار نظر اولیکومی قطع میشود، اما وجود لوح گمشدهٔ دیگری مطرح شده است که نبرد بین او و تشوب را توصیف میکند. احتمالاً خدای آبوهوا در نهایت پیروز ظاهر میشود، اما سرنوشت نهایی اولیکومی ناشناخته باقی میماند.







