
رضا نوری روزنامه نگار
یک هفته پس از فرونشستن آتش کلیسای جامع (کاتدرال) نوتردام پاریس، آتش بحثها درباره این حادثه هر روز شعلهورتر میشود: از جنجال درباره کمک هنگفت ثروتمندان به بازسازی کلیسا گرفته تا انتقادها درباره زمان بازسازی و چگونگی بازسازی آن.
در حالی که امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه همان شب آتشسوزی قول داد که نوتردام دوباره ساخته خواهد شد، لایحه دولت برای بازسازی این کلیسا صبح روز چهارشنبه ۲۴ آوریل، روی میز هیأت وزیران گذاشته شد.
اما لایحه دولت برای بازسازی نوتردام با شک و تردید معماران و کارشناسان میراث فرهنگی مواجه شده است. برخی بر بازسازی کلیسا با الگو قرار دادن آن چه بود تأکید دارند، برخی دیگر بازسازی بر اساس معماری روز را پیشنهاد میکنند.
مدافعان بازسازی مدرن نوتردام میگویند که هر گونه شبیهسازی گذشته، مثل تابلویی خواهد بود که از تابلو معروف مونالیزا کپی شده و ارزشی ندارد. اما مشخص نیست که این نظریه در فرانسهای که عمیقا دلبسته تاریخ و گذشته خود است، امکان اجرا بیابد.
همچنین همزمان با بحثها درباره بازسازی نوتردام پاریس، توجه برخی نیز به دیگر کلیساهای فرانسه جلب شده که طبیعتا شهرت کلیسای جامع پایتخت را ندارند.
کلیساهای فرانسه، مثل بسیاری از بناهای تاریخی غیرمذهبی دیگر در این کشور، در موقعیت کنونی شرایط خوبی ندارند. به دلیل کمبود بودجههای دولتی و همچنین نبود کمکهای مردمی قابل توجه، نگهداری از این کلیساها که عمدتا قدمتشان به دوران قرون وسطی میرسد، با مشکل اساسی مواجه شده است.
علاوه بر این، به نظر میرسد گونهای «مسیحیتستیزی» – شاید مثل «یهودستیزی» – در فرانسه در حال رشد است که خود را در تخریب کلیساها نشان میدهد.
در گزارشی که روزنامه لوموند، پس از آتشسوزی نوتردام منتشر کرد، آمده بود که در سال گذشته میلادی ۱۰۶۳ مورد تخریب کلیساها، مراکز و نمادهای مسیحی در فرانسه گزارش شد که این تعداد نسبت به سال قبل از آن افزایش داشته است.
تا پیش از این در گزارش مقامهای اطلاعاتی و امنیتی فرانسه از تخریب «مکانهای مذهبی» نام برده میشد، اما افزایش حملات علیه کلیساها موجب شده که حساب کلیساها از دیگر مکانهای مذهبی جدا شود.
همزمان با پرونده بازسازی نوتردام پاریس، دولت و مجلس فرانسه تلاش میکنند طرحها و راهحلهایی را نیز برای این معضل بیابند.
نوتردام پاریس ارزشهای تاریخی، جغرافیایی، مذهبی، سیاسی، هنری و ادبی را یکجا در خود جای داده و حتی به مکانی چشمناپوشیدنی برای جهانگردان پاریس تبدیل کرده است، از جمله ناصرالدین شاه، پادشاه معروف ایرانی که وقتی به پاریس سفر کرد، نوتردام را این چنین دید: «روزی رفتیم به کلیسای نوتردام و سیتهشهر که در جزیره رودخانه سن توی شهر واقع است. از پهلوی هتل دولامنه و انستیتو دوفرانس و کنسیل دتا که عمارت بزرگ وزارتخانه و از عهد ناپلئون اول بنا شده و کمونها بالمره آتش زدهاند
نوتردام، تاریخ ویژه در جغرافیای ویژه
اهمیت تاریخی نوتردام، بیشک به اهمیت جغرافیایی آن مربوط است. اگر پاریس یکی از پایتختهای مهم جهان نبود، قطعا کلیسای جامع آن هم اهمیت نمییافت.
نوتردام پاریس ارزشهای تاریخی، جغرافیایی، مذهبی، سیاسی، هنری و ادبی را یکجا در خود جای داده و حتی به مکانی چشمناپوشیدنی برای جهانگردان پاریس تبدیل کرده است، از جمله ناصرالدین شاه، پادشاه معروف ایرانی که وقتی به پاریس سفر کرد، نوتردام را این چنین دید: «روزی رفتیم به کلیسای نوتردام و سیتهشهر که در جزیره رودخانه سن توی شهر واقع است. از پهلوی هتل دولامنه و انستیتو دوفرانس و کنسیل دتا که عمارت بزرگ وزارتخانه و از عهد ناپلئون اول بنا شده و کمونها بالمره آتش زدهاند. به کلیسا رسیده، کشیشها جلو آمدند. بنای این کلیسا بسیار عالی و همه از سنگ است و پانصد-ششصد سال است که ساختهاند. داخل شده، همه جا را با دقت گردش کردیم. منبرها و معجرها از چوبهای منبتکاری قدیم بسیار اعلی دارد. پنجرهها همه از شیشههای الوان بسیار خوب است. خزانه کلیسا را دیدیم. بعضی اسبابها مثل تنگ و ظروف طلا و مطلا و نقره و غیره بود. در آنجا با کشیش بزرگ صحبت کردم.»
حدود بیست قرن پیش، «جزیره سیته» (جزیره شهر) جایی که اکنون نوتردام در آن قرار دارد، به دلیل موقعیت ویژهاش در میان دو شاخه رود سن، همچون بندری بود که نقش پایانهای مهم برای تبادل کالا را ایفا میکرد، از چوب گرفته تا گندم و شراب.
در واقع، پاریس کنونی که آن موقع «لوتس» نام داشت (اسمی که رومیهای باستان برای آن انتخاب کرده بودند)، چیزی نبود جز همین جزیره در وسط رود سن.
بعد از جنگ میان رومیها و گلها در میانه سده اول پیش از میلاد، این جزیره به محل سکونت پاریزیها (Parisii) قومی از مردمان سرزمین گل (فرانسه کنونی و سرزمینهای واقع در بخش غربی رود راین) تبدیل شد و کم کم شهر در کرانه شرقی رود سن توسعه یافت.
تا این که در «هجوم بربرها» یا دوره مهاجرتهای گسترده در اروپا، ساکنان این شهر مجبور شدند در این جزیره متمرکز شوند.
لوتس که در اواخر قرن چهارم میلادی دیگر نام ساکنانش را به خود گرفته بود و «پاریس» خوانده میشد، دوباره در دو طرف سن گسترش پیدا کرد.
در همه هزار سال «قرون وسطی»، جزیره تقریبا دست نخورده باقی ماند. اولین تغییرات در این منطقه که دیگر «قلب پاریس» بود در سده ۱۶۰۰ و دوره پادشاهی هانری چهارم، با توسعه و بازسازی میدان دوفین آغاز شد.
در دو دوره زمامداری رامبوتو و هوسمان بر پاریس، به ترتیب در نیمههای اول و دوم قرن نوزدهم، این جزیره هم مثل تقریبا همه شهر پاریس دستخوش دگرگونیهای عمیق شد. بافت قرون وسطایی این جزیره از بین رفت و از آن، اکنون فقط چند خیابان باریک در شمال نوتردام باقی مانده، مثل خیابان شانتر (Rue des Chantres) که قدم زن در فاصله کم ساختمانهای دو طرف خیابان، یاد زمان گذشته را زنده میکند.
همچنین اکنون در محوطه جلوی کلیسای نوتردام، علامتی برنزی بر زمین نصب شده که تا در اصلی کلیسا پنجاه متر فاصله دارد. این علامت که هشت جهت اصلی و فرعی را نشان میدهد، «نقطه صفر جادههای فرانسه» است و فاصله هر نقطه در فرانسه از پاریس بر اساس آن سنجیده میشود.
این «نقطه صفر» گرچه در سال ۱۹۲۴ نصب گردید، اما از نمونههای مشابه در قرون وسطی الهام گرفته شده است.
نوتردام، کلیسایی برای کلیساها
طرح ساخت نوتردام کنونی که در سال ۱۱۶۳ به شیوه گوتیک (سبکی در معماری که در نیمه دوم قرون وسطی در پاریس و اطراف آن شکل گرفت) آغاز شد، بدون پیشینه نبود.
این کلیسا در جایی ساخته شد که پیش از آن یک کلیسای جامع دیگر وجود داشت که بر اساس معماری رومی ساخته شده بود. قبل از آن هم کلیسای دیگری بود که به اولین مسیحیان این منطقه تعلق داشت و قبل از مسحیت هم، اینجا محل پرستشگاه گلها-رومیها بود.
همچنین نوتردام وارث و ملهم از صومعه سلطنتی سن دونی در حومه شمال پاریس بود که پیشینه آن به دوران فرانکها بازمیگشت و در قرن دوازدهم اولین برای اولین بار با اضافه شدن بخشهایی به این کلیسا، معماری گوتیک ظهور کرد.
لوئی هفتم، پادشاهی از دودمان کاپتیها، که دستور ساخت نوتردام را در قرن دوازدهم صادر کرد، از استواری حکومت خود چندان اطمینان نداشت. فئودالهای بزرگ، علنا علیه حکومت او معترض بودند و پاریس هم که در آن زمان جمعیتش به پنجاه هزار نفر نمیرسید، نشانی از یک پایتخت نداشت.
اما طی ساخت نوتردام که نزدیک به دو قرن طول کشید و دوران پس از آن، پاریس شاهد تغییر و تحولات سیاسی و همچنین توسعه چشمگیر بود.
در این دورههای پرتلاطم، نوتردام همچون مأمنی برای مردم و همچنین دژی مستحکم برای قدرت سیاسی به شمار میرفت. به همین دلیل بود که اولین نشست اضطراری در تاریخ سیاسی فرانسه در همین کلیسا برگزار شد.
در دهم آوریل ۱۳۰۲، فیلیپ چهارم، دستور چنین نشستی را با حضور گروههای مختلف برای لغو مالیات از سوی کشیشان فرانسوی به پاپ در رم صادر کرد. در آن زمان پاپ بونیفس هشتم، رهبر کاتولیکهای جهان، فقط پرداخت مالیات به رم را مجاز میدانست و روحانیان مسیحی را از پرداخت مالیات به حکومت کشورشان منع میکرد.
بنابراین این نشست هم اهمیت مذهبی داشت و هم تأثیر عمیق سیاسی و در واقع، آغاز استقلال حکومت سیاسی فرانسه از ولایت مذهبی پاپ (گالیکانیسم) ارزیابی میشود.
در سال ۱۴۵۶، چند سال پس از مرگ ژاندارک، دادگاه اعاده حیثیت او در نوتردام برگزار شد.
همچنین نوتردام محل برگزاری مراسم ازدواج شاهزادههایی است که نفس این ازدواجها، تاریخ فرانسه را دگرگون کردند. از ازدواج ماری یکم اسکاتلند با فرانسوا دوم، تا ازدواج جنجالی مارگریت دو والوآ با هانری چهارم در ۱۵۷۲ که منجر به کشتار مذهبی سنبارتلمی شد.
هایله سلاسی پادشاه سابق اتیوپی در کنار ولیعهد انگلستان، ملکه هلند و پادشاه موناکو در یادبود ژنرال دوگل در نوتردام
زخمهای انقلاب فرانسه
اما ایفای نقش در تاریخ سیاسی فرانسه، برای نوتردام بیهزینه نبوده است.
در قرن هجدهم، به غیر از تخریبهایی که از سوی خود متولیان کلیسا رخ داد، مثل از بین بردن ویترایها برای ورود بیشتر نور به داخل کلیسا یا ویران کردن برج ناقوسی که در قرن سیزدهم ساخته شده بود، وقوع انقلاب فرانسه نیز زخمهایی را بر تن این کلیسا ایجاد کرد.
در سال ۱۷۹۳، بیست هشت مجسمه از پادشاهان یهودا که در نمای ساختمان کلیسا نصب شده بود، سرهایشان از تن جدا شد. بعدا سرهای بیست و یک مجسمه از این مجسمهها پیدا شد که اکنون در موزه کلونی پاریس که مربوط به هنر قرون وسطی است، به نمایش درآمده است.
در دوره کنوانسیون ملی فرانسه، نوتردام «معبد خرد» نام گرفت، اما پس از توافق ۱۸۰۱ دولت فرانسه با پاپ، این کلیسا کارکرد مذهبی خود را بازیافت.
سه سال بعد، در دسامبر ۱۸۰۴، ناپلئون مراسم تاجگذاری خود را به عنوان امپراطور فرانسه در همین کلیسا و با حضور پاپ پیوس هفتم برگزار کرد. نقاشی ژان لوئی داوید، هنرمند فرانسوی از این مراسم اکنون در موزه لوور نگهداری میشود.
همچنین مراسم ازدواج ناپلئون در ۱۸۵۳ در همین کلیسا برگزار شد. در آن زمان، چند سالی بود که نوتردام به خاطر رمان معروف «نوتردام پاریس» نوشته ویکتور هوگو، نویسنده و سیاستمدار فرانسوی، به شهرت بیسابقه رسیده بود.
اما در همین قرن نوزدهم، بازسازی نوتردام، مدیون اوژن ویوله لودوک معمار و نظریهپرداز فرانسوی بود. این بازسازی در ۱۸۴۳ آغاز شد و بیست سال به طول انجامید و به تغییرات عمدهای در بنای کلیسا منجر گردید.
در دهه ۱۸۶۰، به دستور هوسمان خیلی از ساختمانها و خیابانهای جزیره سیته از جمله ساختمان بیمارستانی که مقابل نتردام قرار داشت، تخریب شد. به این ترتیب، نوتردام که قرنها در دل یک محله شلوغ و پرجمعیت قرار داشت، با جدا شدن از بافت اصلی، محوطهای وسیع را جلو خود دید که اکنون صحن کلیسا را تشکیل میدهد و محل تجمع و استراحت بازدیدکنندگان و عابران است.
در دوران جمهوری سوم که پس از سقوط ناپلئون سوم آغاز شد و تا ۱۹۴۰ ادامه یافت، حکومت فرانسه چندان رابطه گرمی با نوتردام نداشت. جمهوری سوم به مخالفت با طبقه روحانیون پرداخت و در همین دوران بود که قانون لائیسته به تصویب رسید.
این کلیسا، طی بیش از هشتصد و پنجاه سال عمر خود، تا پیش از آتشسوزی اخیر، گرچه در دوران انقلاب فرانسه زخم برداشت، هیچگاه آسیب ساختاری جدی ندید و حتی از دوران مخرب، شوم و مرگبار دو جنگ جهانی قرن بیستم به سلامت گذر کرد
بازگشت نمادین به سیاست
اما پس از جنگ جهانی دوم، بار دیگر نوتردام به صحنه سیاسی فرانسه بازگشت.
روز ۲۶ اوت ۱۹۴۴، سرود آزادی فرانسه در کلیسای جامع نوتردام با حضور ژنرال دوگل و ژنرال لوکلرک خوانده شد.
بر اساس قانون لائیسیته فرانسه، دولت این کشور حق ندارد مراسم تشییع جنازه رؤسای جمهوری فرانسه را در کلیساها برگزار کند، اما یادبود سه رئیس جمهوری فقید فرانسه، ژنرال دوگل، ژرژ پمپیدو و فرانسوا میتران در همین کلیسا برگزار شد.
پاپ ژان پل دوم دو بار در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۷ و پاپ بندیکت شانزدهم در سال ۲۰۰۸ از نتردام بازدید کردند.
همچنین در ۱۹۹۱، کلیسای نوتردام به همراه دیگر بناهای تاریخی اطراف رود سن در یونسکو به ثبت رسید. به طوری که اکنون دیگر کلیسای جامع نوتردام پاریس، بخشی از تاریخ پاریس است، تاریخ فرانسه، تاریخ جهان.
این کلیسا، طی بیش از هشتصد و پنجاه سال عمر خود، تا پیش از آتشسوزی اخیر، گرچه در دوران انقلاب فرانسه زخم برداشت، هیچگاه آسیب ساختاری جدی ندید و حتی از دوران مخرب، شوم و مرگبار دو جنگ جهانی قرن بیستم به سلامت گذر کرد.
به همین دلیل، سوختن آن مقابل چشم جهانیان، غیرقابل باور و بهتآور بود. در واقع، خاکستر نوتردام، بخشی از میراث و حافظه تاریخی جهان را سیاه و تاریک و محو کرد.
اکنون باید منتظر ماند و دید که با بازسازی نوتردام، این گذشته، عینا به پا خواهد خواست، یا برگ دیگری از تاریخ ورق خواهد خورد.
منبع بی بی سی
بیشتر بخوانید: