همنشین بهار :
از اسناد ساواک صورت جلسه چند بازجویی(از جمله در مورد خسرو روزبه، محمد حنیف نژاد، سعید محسن، بیژن جزنی، بیژن هیرمنپور، دکتر علی شریعتی…) منتشر شده که همه حاوی نکات ارزشمندی است و نشان میدهد انسانهای پاک و شریف برای رسیدن به آزادی چه رنجها کشیده و چه خون دلها خوردهاند. اینگونه اسناد اگرچه توسط نهادهای حکومتی و «موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی» که به اسناد طبقه بندی شده رژیم پهلوی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، مراکز اسنادی خارج از کشور… و کتابخانه تخصصی تاریخ، دسترسی دارند، منتشر شده، ولی از ارزش آن کاسته نمیشود. نباید با نگاهی یکسویه به بازجوییها نتیجه نادرست گرفت و یا – چون بازجوها این یا آن نتیجهگیری را کردهاند – از اساس منکر صحت اسناد شد.
…
گاه زندانی سیاسی صلاح میبیند با توجه به اطلاعات سوخته و اشراف بازجو به پرونده، این یا آن مطلب را(که ظاهراً نباید اشاره کند) بنویسد و به اصطلاح مانور بدهد تا پی را کور کرده، مانع دستگیریهای بیشتر بشود. همچنین این دیدگاه را جا بیاندازد که به خاطر بگیر و ببندها و سانسور و سرکوب حکومت، عملاً راهی جز توسل به مبارزه مسلحانه باقی نمیماند.
…

در سخنان بیژن هیرمنپور، نیز عشق به عدالت و شور آزادیخواهی هویداست.
نام وی را نخستین بار در زندان شاه از محمد جودو(محمّد داودآبادی=مهرآئین) شنیدم که سال ۱۳۵۰ در گروگانگیری شهرام پهلوی نیا(پسر اشرف پهلوی و علی قوام) نقش داشت.
داودآبادی(مهرآئین) که در آغاز با مجاهدین بود پس از برادرکشی در سازمان مزبور در سال ۵۴، از این رو به آن رو شد و بعد از انقلاب سر از اوین هم درآورد و در دستگیری مجاهدین و ضربه زدن به گروههای سیاسی نقش محوری داشت و به قول لاجوردی به ستون دادستانی انقلاب تبدیل شد. در قسمت هفتم خاطرات خانه زندگان از او گفتهام.