
جواد مفرد کهلان :
مطابق تحقیق جناب آرمين لنگرودی: “«برهمن» در جهانبینی هندی به واقعیت تغییر ناپذیر، نامتناهی، درونی و متعالی اشاره دارد که نشان دهنده منبع ابدی هر چیزی است که موجود است. کهنترین معنی این واژه در «وداها» «کلمهٔ مقدس» یا «فائدهٔ مقدس» است که در کل میتواند بمعنی «نیروی مقدس» فهمیده شود. از زمان “«اوپانیشادها»، واژهٔ «برهمن» به معنی «مطلق» نیز بکار رفته، یعنی چیزی که «ثابت» است و «تغییر ناپذیر» میماند. همزمان چهرهٔ پنداشتی «برهمن» را ما در سیمای «برهما» مییابیم، خدایی که همسری به نام «سارساواتی» (توجه شود به همسانی این نام با نام همسر ابراهیم یعنی «سارا»!) داشت…
در متون یهودی، و بخصوص متونی که بنیان عرفان یهود را پایه نهادند، نیز توضیحاتی در مورد ریشهٔ نام ابراهیم و چرایی نوشتار دوگانهٔ آن آورده شده است. از جمله این متنها میتوان از نوشتههای «فیلون»، فیلسوف و نویسندهٔ یهودی در مصر یاد کرد، که در اینباره مینویسد:
«نام اصلی او “ابرام” بود، اما بعداً او را “آبراهام” نامیدند. اگرچه در اینجا فقط یک حرف، یعنی “آلفا” از نظر آوایی دو بار آورده شده است، (این اختلاف) اما بطور قابل توجهی دگرگونی در مفهوم و دیدگاه را نشان میدهد. “ابرام” (در زبان کلدانی) به عنوان “پدر والامقام” ترجمه گردیده، از سوی دیگر اما ابراهیم (در زبان عبری) به چم “پدر برگزیدهٔ کلام” آورده شده است. نام نخستین به اهمیت کهکشانشناسی و نجوم بازمیگردد، که از دیدگاه کلدانیها به مراقبتِ یک “پدر” آسمانی از فرزندانش (در کهکشان) اشاره داشت (فیلون به این نکته اشاره دارد که ابراهیم پیش از رسالت خود و در دوران شرک، نامی کلدانی [آبرام] داشته است). در حالیکه نام (عبری) بعدی به “خردمند” اشاره دارد. در کتاب مقدس از “کلام” به معنای “اندیشهٔ بر زبان آورده شده” یاد شده و از “پدر” به معنی “خرد راهنما” – زیرا “پنداری” که در درون ما پرورش مییابد، در طبیعت خود “پدر گفتار” است، زیرا (این پندار از گفتار) قدیمتر است و آنچه را که باید گفته شود را تولید میکند. با (صفت) “برگزیده” اما از نظر اخلاقی انسان خوب (منظور است)؛ زیرا شخصیت بد، بیفایده و بدسرشت بوده، اما شخصیت اخلاقی خوب (یک شخصیت) “برگزیده” شده (است) و به شایستگی از همه متمایز میگردد» (فیلون؛ «در بارهٔ آبراهام»، بند ۸۱).”
در تأیید و تکمیل این گفتار گفتنی است:
نام برهما (برهمن) نیز مترادف با همین مفهوم ابراهام به معنی خردمند است:
ब्राह्म adj. brAhma relating to sacred knowledge
نام ویشنو هم مترادف نام توراتی هاران (نگهدارنده در زبانهای هندوایرانی) است.
विष्णु m. vishNu the Preserver
हरण adj. haraNa holder, taker
لقب ویرانگر شیوا نیز معادل نام توراتی ناحور (ویرانگر) است:
Nahor: destroyer
به نظر می رسد در ایران معادل تثلیث برهما، ویشنو و شیوا همان اهورا مزدا (سرور دانا)، مهر میانجی و اهریمن (شریر) بوده اند که سرانجام به ثنویت اهورا مزدا (ناستیه) و اهریمن (دسره) ختم شده است.
ابراهیم بت شکن در مقام پیامبر و صاحب کتاب به جای گائوماته بردیهٔ ویران کنندهٔ معابد بت پرستی (سپیتاک سپیتمان) داماد و پسر خواندهٔ کوروش، حاکم بلخ و ناظر امور دره سند و سرانجام نائب السلطنهٔ کمبوجیه و وهیزداته بردیه پسران کوروش بوده است؛ همانکه هرتسفلد وی را زرتشت سپیتمان پیامبر اهورامزدا و هاروی کرافت همان گوتمه بودای بلخ، پیامبر نیروانا (شادی عظیم، اهورا مَذدا) می داند:
निर्वन n. nirvana complete pleasure
مطابقت خانوادهٔ ابراهیم خلیل الله با خانوادهٔ زرتشت سپیتمان
سارا (ملکه) همسر ابراهیم خلیل الله مطابق ملکه هووی (اورویج= والا نژاد) یعنی آتوسا زن گائوماته بردیه (سپیتاک سپیتمان/زرتشت سپیتمان) است.
هاجر (خدمتکار) کنیز و همسر ابراهیم مطابق چکر زن زرتشت سپیتمان یعنی ارنیج بیردا (مسئول خدمتکاری) است.
اسحق (ایشخاک، صاحب زمین کشاورزی) پسر ابراهیم و سارا مطابق ایست واستر (دارای کشتزار) پسر زرتشت سپیتمان و اورویج (هووی، آتوسا) است:
ईश adj. isha owning
कच्छ adj. kachcha watery soil
سر انجام اسماعیل پسر ابراهیم و هاجر مطابق خورشید چهر (دارای شمائل درخشان) پسر زرتشت سپیتمان و ارنیج بیردا است.
داستان قربانی اسحق یا اسماعیل از اسطورهٔ سومری رقابت انکیم دو (صاحب زمین خوب) و دوموزی (پسر اصلی) گرفته شده است که منشأ اسطورهٔ قاین (صاحب محصول) و هابیل (دریغ پسر اصلی) نیز به نظر می رسد.
منابع عمده:
١- کندوکاو، سایت آرمین لنگرودی.
٢- فرهنگ سنسکریت آنلاین.
٣- اساطیر هند، تألیف ورُنیکا ایونس، ترجمهٔ باجلان فرخی.
۴- یادداشتهای گاثاها، تألیف ابراهیم پورداود.