
بهرام فرخی :
این تیم، فرزندان همین سرزمینی هستند که سالهاست زیر بار رنج، خفقان و آرزوی آزادی نفس میکشند. آنان نه تصمیمگیران سیاستاند و نه در جنایتها و سرکوبهای حکومت نقشی داشتهاند. آنها تنها جوانانی هستند که از کوچه و خیابان های شهرهای ایران برخاستهاند تا با پیراهنی که نام ایران بر سینه دارد، در میدان مسابقه بجنگند.
این روزها شنیده میشود که برخی از فعالان سیاسی قصد دارند در ورزشگاههای لسآنجلس تیم ملی فوتبال ایران را هو کنند و با شعارهای اعتراضی، روحیه بازیکنان را در هم بشکنند با این امید که شکست احتمالی تیم به پای رژیم اسلامی نوشته شود. اما باید از خود پرسید: آیا تحقیر فرزندان ایران، ضربهای به حکومت است یا زخمی دیگر بر پیکر ملتی که سالهاست از هر سو رنج میبرد؟
فوتبال یک بازی جمعی است. برخلاف بسیاری از رقابتهای فردی، نمیتوان درباره تکتک بازیکنان داوری سیاسی کرد و از آنان پرسید که موافق حکومتاند یا مخالف آن. تیم ملی، نامش را از ملت گرفته است، نه از حکومت. نام ایران که در زمین فوتبال فریاد زده می شود، پیش از آنکه معرف نظام سیاسی باشد، یادآور تاریخ، فرهنگ و میلیونها ایرانی آزاده است که در سراسر جهان دل در گرو سربلندی ایران دارند.
مردمی که مجبور به ترک وطن شدند، بهتر از هر کس میدانند که میان “ایران” و “حکومت رژیم اسلامی” تفاوتی عمیق وجود دارد. بسیاری از همین بازیکنان نیز، مانند میلیونها هموطن دیگر، تنها در پی ساختن آیندهای برای خود و خانوادههایشان بودهاند و وظیفهای جز فوتبال بازی کردن بر عهده نداشتهاند.
اعتراض به رژیم اسلامی حق هر شهروند آزادیخواه است و صدای مخالفت با استبداد نباید خاموش شود. اما این اعتراض نباید به جایی برسد که امید و غرور ملی را هدف بگیرد.
اگر قرار است در
ورزشگاهها شعاری سر داده شود، آن شعار باید علیه استبداد و حکومت غاصب اسلامی باشد، نه علیه تیمی که نماینده استعداد و تلاش جوانان این آب و خاک است.
هیچ ملتی با شکستن روحیه فرزندان خود به آزادی نرسیده است. تاریخ نشان داده که ملتها در سختترین روزها نیز میان حکومتهای مستبد و هویت ملی خود مرزی روشن کشیدهاند. امروز نیز وظیفه ماست که این مرز را حفظ کنیم.
تیم ملی فوتبال ایران، رژیم اسلامی نیست. آنان در جنایتهای حکومتی نقشی نداشتهاند, تنها به میدان میروند تا فوتبال بازی کنند و نام ایران را زنده نگه دارند و دل هموطنان خود را شاد کنند.
شاید روزی همین پیراهن سهرنگ، در ایرانی آزاد، زیر پرچمی که بالاخره همه ایرانیان با افتخار به آن بنگرند، به اهتزاز درآید. تا آن روز، نباید اجازه دهیم خشم ما از یک حکومت، به زخمی بر دل ایران و فرزندانش تبدیل شود.
ماههای اخیر نشان داد که اشتباه گرفتن ایران با رژیم اسلامی، خطایی استراتژیک و پرهزینه است. منافع ملی یک ملت، فراتر از عمر هر حکومت و هر نظام سیاسی است. هنگامی که این دو را یکی بدانیم، ناخواسته به سرزمینی ضربه میزنیم که مدعی نجات آن هستیم و مردمی را آسیب میزنیم که باید در کنارشان بایستیم. نقد و مبارزه با یک حکومت، اگر از چارچوب منافع ملی خارج شود، میتواند به تضعیف خود ایران بینجامد. دیگر زمان آن رسیده که به این دور باطل پایان دهیم، دیگر اشتباه و کوتهفکری سیاسی بس است.







