
همنشین بهار :
«من این روزگاران اسارت بزرگ را، نه در نوحهسرائی بر ویرانهها و طلبِ ُمصّرانه از آسمانها، بلکه در گردآوری و آماربرداریهای بر هم انباشتهمان صرف کردهام،
دارائیهائی که هیچ دشمن پیروزی نمیتواند از ما برباید، یادمان ها» (رومن رولان)
سلام بر شما خانمها و آقایان محترم، در این بحث از حمید اشرف که تمام هَّم و غَمّش در شهر و کوهستان، «تاکتیک و استراتژی مبارزه مسلحانه» بود، یاد میشود. در ادامه به سایر جانباختگان هم (از سال ۱۳۵۳ به بعد). اشاره میکنم. در سالهای ۵۴ و ۵۵ مقابله ساواک با مجاهدین و فدائیان اوج گرفت. از آنجا که پس لرزههای این رویارویی در زندان هم عمل میکرد، بخشی از آن (از هر دو سازمان) اشاره میشود.
سازمان چریکهای فدائی خلق ایران که حمید اشرف بدان تعلق داشت، از اتحاد «گروه جزتی – ضیاظریفی» و «گروه احمدزاده، پویان و مفتاحی» شکل گرفته بود.
حمید اشرف یکی از بازماندگان گروه جزنی، پس از شکست عملیات حمله به پاسگاه سیاهکل و دستگیری و قتل اعضای رهبری، به مبارزه چریکی در شهر روی آورد. او که با تجدید سازمان، دوباره آن را بپا داشته بود، بتدریج به چهرهای کاریزماتیک تبدیل شد. بویژه که بارها، از حلقهی محاصره ساواک گریخته بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از عملیات ساواک علیه فدائیان در سال ۵۳ که حمید اشرف آنرا یورشی سهمگین توصیف میکند، ۱۵ پایگاه از دست میرود و ۱۴ فدائی جان میبازند.
مرضیه احمدی اسکویی، علیرضا شهاب رضوی، حبیب برادران خسروشاهی، فتحعلی پناهیان، عباس کابلی، محمدرضا چمنی، ابراهیم پوررضا خلیق، سعید پایان، ایرج سپهری، شیرین (معاضد) فضیلت کلام و عباس جمشیدی رودباری،در میان جانباختگان بودند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمید اشرف و همراهانش سرانجام در محل سکونتشان (مهرآباد جنوبی) به محاصره ساواک درآمد و ۸ تیر ۱۳۵۵، به همراه طاهره خرّم، فاطمه حسینی، رضا یثربی، غلامعلی خراطپور، علیاکبر وزیری اسفرجانی، محمّدمهدی فوقانی، یوسف قانع خشکه بیجاری، غلامرضا لایق مهربانی، عسگر حسینی ابرده و سید محمد حسینی حقنواز، در درگیری با حکومتیان جان باخت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در اینکه او و یارانش، با تمام افقهای باز نسبت نداشتند، دراینکه ذهنی هم بودند و لزوماً همه آنچه میپنداشتند واقعی نبود، بحثی نیست. اما پاکباز و برنا و دلیر بودند.
با اینکه میدانستند بیان کلمه حق، مرارت دارد، رودرروی ستم زمانه ایستادند و آگاهانه و مختارانه به آب و آتش زدند، آنان پیشهای جز مبارزه انقلابی و ضّد بهرهکشانه نداشتند، تابع تعادل قوای بینالمللی یا تعادل جناحهای حاکمیت نبودند و برایشان حل مسائل انسان، بخصوص انسان معاصر و مردم دردمند استثمار شده جامعه ایران اهمیت داشت. اما افسوس…







