جان جهان

ملودی و  تنظیم: فرهاد معینی‌ی ‌کرمانشاهی

و صدای جوانی ناشناخته

———-

به سوگواری‌ی باغی که در خزان گم شد

ستاره‌ای که درخشید و ناگهان گم شد

دلم گرفته و در موج گریه‌ها غرق‌ام

که در هجوم خزان جان این جهان گم شد

تمام خاطره‌هایم به قصه پیوستند

چه قصه‌ای که در آوار این زمان گم شد

به باغ حافظه آن‌گونه شعله زد پاییز

که در مصاف مصیبت مرا زبان گم شد

رسید قاصد ظلمت به خانه‌ی خورشید

زمین سیاه شد و رنگ آسمان گم شد

دم از شرافت انسان زد و نشد آگاه

چرا حقیقت انسان در آن میان گم شد!

https://www.facebook.com/reel/993838200012653