
سعید بهبهانی :
این روزها، در بحث درباره جنگهای اخیر، بارها چنین جملهای میشنویم:
«ایران سرزمینی است که فرزندانش در طول تاریخ برای دفاع از خاک و هویت ملی خود جانفشانی کردهاند.»
این سخن بهخودیخود درست و محترم است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که با کنار هم گذاشتن موقعیتهای متفاوت تاریخی، دفاع از میهن را با دفاع از حکومت یکی میگیرند.
در جنگ ایران و عراق، مردم در برابر تجاوز ارتش عراق به خاک کشورشان ایستادند. بسیاری از آنان همان مردمی بودند که با امید به آزادی، استقلال و زندگی بهتر انقلاب کرده بودند. دفاع آنان از خانه، خانواده و سرزمینشان را نمیتوان به حساب مشروعیت جمهوری اسلامی گذاشت؛ همانطور که نمیتوان تصمیمهای حکومت درباره اداره و ادامه جنگ را از نقد معاف کرد.
امروز نیز باید پرسید: مردم ایران قرار است هزینه دفاع از میهن را بپردازند یا هزینه سیاستهایی را که حکومت برای بقای خود دنبال کرده است؟
حوثیها، حزبالله، حشدالشعبی و فاطمیون را نمیتوان با مردم ایران که برای دفاع از خانه و سرزمین خود به میدان رفتند، یکسان دانست. این نیروها اهداف و منافع خود را دارند؛ حمایت جمهوری اسلامی از آنان نیز بهخودیخود به معنای دفاع از ایران نیست.
از نگاه من، حکومت با سیاستهای منطقهای، دشمنتراشی و مقدم شمردن بقای خود بر منافع ملی، مردم ایران را در معرض جنگ و ویرانی قرار داده است. نام این وضعیت را نمیتوان صرفاً با تکرار روایتهای گذشته توضیح داد.
برای من، پایان دادن به سلطه این حکومت جنگطلب ضرورتی ملی است. مخالفت با جمهوری اسلامی نیز نباید صرفاً به این دلیل کنار گذاشته شود که ضربه نظامی به آن ممکن است از سوی اسرائیل یا آمریکا وارد شود. معیار قضاوت باید پیامد هر اقدام برای جان مردم، آزادی آنان و آینده ایران باشد.
ایران ملک جمهوری اسلامی نیست؛ جان مردم و آینده کشور نیز وثیقه بقای آن نیست.







