رمانتیسم؛ عطر شانل آیدا، یا سیگار اشنو شهلا ؟

آرام بختیاری :

رمانتیک، مکتبی چند وجهی؛ خردگریز، اتوپیستی، هومانیستی.

رمانتیک واژه ایست لاتین، یا انگلیسی فرانسوی. آن مکتب و جریانی است ادبی، فلسفی، هنری، میان سالهای 1770-1830 میلادی،جنبشی ضد عقلگرایی روشنگری، و مخالف قوانین سخت مکتب کلاسیک ادبی؛ که نوستالژی بازگشت به سدههای میانه و یونان باستان داشت، و خواهان وحدت طبیعت با احساس انسان از طریق خیالپردازی، حذف مرزهای نامتناهی، گردآوری فرهنگ فولکلورو شفاهی مردم، عملی نمودن ایده آلها، ولذت از مناظر زیبای طبیعی بود. از نظر فلسفی مکتب رمانتیسم ادامه جریان کلاسیسم است؛ ولی متکی به “فلسفه ایده آلیسم آلمانی”؛ به رهبری فیشته، شلینگ، و هگل . رمانتیسم در اروپا جنبشی فکری، عکس العملی به شکست انقلاب فرانسه، و خشونت انقلابی سازمان یعقوبی در آن دوره.

رمانتیک منتقد فرهنگ بورژوایی کاپیتالیستی، دلخور از زوال فرهنگ و تمدن گذشته، و تشکیل روابط نوین اجتماعی بود. پیروزی سرمایه داری، عبور از فئودالیسم، و سرخورده از شرایط بوجود آمده، موجب اختلافات ادبی، فکری، هنری، از پایان قرن 18 تا میانه قرن 19 میلادی شد. رمانتیک در اروپا از نظر ادبی دارای سبک و ژانر واحدی نیست ولی خلاف مکتب کلاسیک دارای مواضع جهان بینانه و تضاد و تناقض بسیار، همچون متحدش، کاتولیک گرایی مسیحی بود. آن مخالف عقل گرایی جنبش روشنگری و محدودیت ها و قوانین مکتب کلاسیک بود. علاقه به فرهنگ شوالیه ای عیاری، و هنر گوتیک از جمله دیگر مشخصه های آن است. رمانتیسم با توجه به گذشته و باستان گرایی، خواهان بازسازی و تعمیر مخروبه های کهن و کشف موضوعات تاریخی مذهبی و گرد آوری فرهنگ فولکلوریک عوام است.

تاکید جریان رمانتیسم روی خاص بودن زیبایی های طبیعت و اغراق در احساسات هیجانی از جمله ابزارهای آن است. رمانتیسم بجای وظایف سیاسی مورد نیاز روز، خواهان انجام وعده های انقلاب شکست خورده و تعمیر و بازسازی مخروبه های ناشی از جنگ در بعد از انقلاب بود، و بجای پیروی از منطق و عقل، روی خصوصیات شخصی مانند الهام، غریزه، خیالپردازی، توهم، و احساسات تاکید می نمود. به این دلیل آنرا باید با ارزش ها و متد مکتب کلاسیک مقایسه کرد. در حالیکه انسان تجربه گرا و دانشمند، دنبال مقوله شناخت بود، پیشگامان جریان رمانتیک در پی ناشناخته ها و رمز و رازهای هستی بودند. خیالپردازی های رمانتیک، خردگریز، ماجراجویانه، بیگانه با واقعیات و با جهان، اغراق آمیز، و آنارشیستی بود.

رمانتیسم جنبشی بود چند بعدی که در زمانهای گوناگون و در کشواهای مختلف اروپا بین سالهای 1850-1770 دارای تنوع بسیار بود. این مکتب، گذشته و تاریخ را ایده آلیزه میکند؛ از جمله زمان مسیحیت در قرون وسطا ، و طبیعت گرایی در یونان باستان را، و خواهان نوزایی در ارثیه فرهنگی و ملی است. آن از نظر سیاسی دارای تمایلات لیبرال محافظه کارانه، و یا چپ بورژوایی میباشد، از نظر تئوری اقتصاد، خواهان رونق تولید کارگاهها، مانوفاکتورها، و تولید خانگی همچون سدههای میان است. رمانتیک حنبشی بود غالبن میان روشنفکران اقشار متوسط، اشراف، و شاهزادگان غیردرباری، که در ادبیات و هنر، به کیش نابغه پرستی احترام میگذاشتند یا باور داشتند. فلسفه رمانتیک خرد گریز کانت، خلاف رئالیست ها و ماتریالیست ها مدعی بود که جهان واقعی و مستقل از آگاهی  و فرهنگ وجود ندارد.

مکتب و جنبش رمانتیک عکس العملی بود به ارزشها و فرهنگ سرمایه داری و نتایج مخوف اجتماعی آن، و به عواقب شکست انقلاب فرانسه، و به زوال فئودالیسم، وبه کساد بازار کلیسای کاتولیک، و به تضاد میان فرد-جامعه، به محدویت آزادی فرد، به فاصله میان واقعیت-ایده آل، و در سیاست، به اختلاف میان ملی گرایی-محافظه کاری، و به تبلیغات بورژوا-دمکراتیک. رمانتیسم در آلمان را میتوان در جنبش ادبی “هجوم و نباز” یا هجوم و محاصره، در آثار گوته مشاهده کرد. رمانتیک های بعضی از کشورهای اروپایی در فاصله بین سالهای 1850-1770 که مخالف نظام فئودالیستی بودند، ابتدا خواهان رفرم اجتماعی، و سپس منتقد بورژوازی و کاپیتالیسم ضد هنر، شدند؛ چون آنها با هومانیسم رئالیستی قطع رابطه کرده بودند. جریان رمانتیسم در پایان کوشید بر فردگرایی و ذهن گرایی تا حدودی غلبه کند و مشوق روابط اجتماعی مثبت بشود.

رمانتیسم در هنر گاهی تمایل به نمایش بدبینی و تیرگی، نوستالژی مرگ، فرار از جهان، عرفان و عزلت منفعل، دارد. در اروپا کل موسیقی قرن 19 را رمانتیک بشمار می آورند. جنبش رمانتیک کوشید بین سالهای 1870-1830 با ایدههای لیبرال-دمکرات، و تفکرات اجتماعی، و با کوششهای ملی، ارتباط یابد و متحد شود؛ چون تضادش با امپریالیسم تشدید شده بود، و متوجه از دست رفتن ایده آلها گردیده بود. کوشش مکتب رمانتیک در گردآوری و تحقیقات فرهنگ عوام و فولکلوریک در بعضی از کشورهای اروپا عامل دست آوردهای مهمی در فرهنگ جهانی شد که باعث عیان شدن بیشتر تضادها و نارضایی های اجتماعی نظام کاپیتالیستی گردید. رمانتیسم در ادبیات و هنر، نوستالژی روابط انسانی و عادلانه را اغلب مطرح می نمود؛ ولی نگاهی مشروط به تاریخی بودن ظواهر اجتماعی دارد.

مخالفین جریان رمانتیک آنرا به معنی احساسی، شبه اتوپیستی، غیرواقعی، هیجانی، بیمارگونه، ماجراجویانه، هپروتی، و شبه عرفانی، بشمار می آورند، و بعد از انقلاب فرانسه آنرا نوعی ابتذال یا لعنت تاریخی-ایدئولوژیک؛ از نظر ادبی، استتیک، و جهانبینی، تعریف می نمودند. رمانتیک نوعی شورش انقلابی فردگرایانه و اتوپیستی بود که پیشاپیش محکوم به انفعال، تنهایی، سرخورده گی، واقعیت گریز، و مبلغ اتوپی های ارتجاعی، بود. رمانتیک نوستالژی یک جهان آرام بهتر ولی اتوپیستی است که در آن بازگشت به دامن طبیعت ممکن، تخریب محیط زیست توسط صنعت، کمتر، ابتذال و فرهنگ ستیزی بورژوازی غیرممکن، و مردسالاری ممکن، پناهگاه در لباس مذهب، مراقبه و عبادت معمولی باشد. رمانتیک ها در بعضی از کشورهای اروپا بعد از سال 1830 میلادی به موضوعات اجتماعی و سیاسی و به رفرم و مبارزات ضد استثماری اقشار پایین علاقمند شدند. در فرانسه و در ایتالیا رمانتیسم سیاسی به مخالفت با ناپلئون و به حمایت از جنبش های رهایی بخش ملی پرداخت. در روسیه جنبش رمانتیسم موجب تشکیل جنبش ترقی خواه دکابریست ها شد که ضد ناپلئون اشغال گر و مخالف تزاردیکتاور بود. از جمله نویسندگان آن پوشکین و لرمانتف هستند.

سرانجام در آغاز قزن 20 در آلمان کج فهمی های رمانتیک، خیالپردازی های غیرواقعی، گذشته گرایی، و شونیسم ناسیونالیستی، رشد بورژوازی و اوج کاپیتالیسیم، و زوال ارزشهای اخلاقی، به روی کارآمدن نازیسم و فاشیسم کمک نمود. فرانسویان رشد رمانتیک خرد گریزو منحرف در آلمان را، به سبب اشاعه راسیسم و توسعه طلبی و میلیتاریسم در آلمان میدانند. منتقدین چپ ریشه رشد رمانتیک در اروپا را، اقتصادی اجتماعی طبقاتی معرفی میکنند؛ از جمله عمیق شدن اختلاف و تضاد میان : فرد-جامعه، ایده آل-واقعیت، مدرن-کلاسیک، و میان هنر-زندگی. در انقلاب 1848 در آلمان مکتب رمانتیک در رشته های موسیقی و نقاشی، معماری و هنر، و ادبیات نیز ادامه یافت. آنها میگفتند جامعه مانند بدن انسان دارای یک سازمان نامرعی و جریانی زنده است. احساسات را باید به امری واقعی تبدیل نمود.

در ادعاهای مکتب رمانتیک یکی اینست که شکوفایی و اوج آن در سدههای میانه از طریق مسیحیت کاتولیک صورت گرفت. شاید به این دلیل رمانتیسم نمی تواند فاقد ارزشها و نظرات ارتجاعی باشد. آنها حتا سخن از رابطه فرد آزاد با خدا و با جهان را مطرح می نمودند؛ یعنی نمایش معنوی الاهیات. هگل میگفت وظیفه فلسفه است که رمانتیسم را در مدرنیته بشکل تضادی آشتی ناپذیر میان درونگرایی و واقعیت، از نظر فکری نیز درک کند و متعالی سازد. ممکن است عرفان را هم بتوان مشمول این ادعا نمود. دیگر اینکه گروهی هنر و ژانر طنز را یک لحظه از جهان رمانتیک میدانستند که محافظ زندگی است. در رابطه با رفتار انسان در مقابل واقعیت عینی، انتقاد میشد که تغییر جهان تبدیل شده به تفسیر جهان؛ که شباهتی به جمله معروف مارکس دارد. انقلاب فرانسه نیز تحولی مهم در تعریف و تصویر انسان در مکتب رمانتیک بوجود آورد.  

نوالیس شاعر معروف آلمانی رمانتیسم را ایده آلیسم جادویی نامید. انتقاد رمانتیسم از کاپیتالیسم به دلیل تقسیم کار بورژوایی، آسیب به هویت انسانی، ایجاد از خودبیگانگی، و تجمع مکانیکی و یک طرفه انسانها در جامعه، بود. در قرون وسطا کلیسای کاتولیک مخالف انقلاب و نظم اجتماعی نوین بود، و ملی گرایی را فقط در گذشته گرایی میدانست. از این طریق مکتب رمانتیک کاملن در آغوش نیروهای ارتجاعی و نظام فئودالی مطلقه، قرار گرفت؛ که در تضاد با ارزشهای جنبش روشنگری بود. نوالیس در پاره ای از اشعارش مشتاق: مرگ رمانتیک، نا امیدی، فرار از این جهان گذرا، پناه به عرفان مسیحی و طبیعی، و تحت قیمومیت قرار گرفتن انسان، بود. مکتب رمانتیک دست آوردهای دیالکتیکی زمان خود را نسبی میکرد. مارکس میگفت شرارت و فرومایگی امروزی را نباید با فرومایگی و شرارت دیروز قانونی و دلپسند نمود.

گرچه واژه” رمانس” و رمانتیک با هم خویشاوندی ظاهری دارند، امروزه آن به معنی یک رابطه عشقی کوتاه و حاشیه ای بکار برده میشود. رمانس در قرون 15-14 میلادی در اسپانیا و بعدا در فرانسه، نوعی شعر یا ترانه کوتاه روایتی عامیانه رباعی گونه؛ با راه حلهای موفق آمیز در بیان احساسات و عملیات شبه قهرمانی بشکل دراماتیک و هیجانی بود. امروزه اشاره میشود از جمله دیگر دستاوردهای جنبش رمانتیک در اروپا، وارد شدن هنر نقاشی در کتابهای درسی و تاریخی است واژه رمانتیک در انگلیس از سال 1770 میلادی نیز به معنی حساس، خیالپرداز، زوال مکتب کلاسیک، زوال دوره باستان و قرون وسطا، و رشد درونگرایی ذهنی و عرفان، بکار میرفت. توصیه مکتب رمانتیک از آغاز، تشویق فردگرایی بیشنر بورژوایی در جوامع طبقاتی است. آنها میگفتند به مفهوم و پدیده نامتناهی باید ظاهری نامتناهی داد. رمانتیسم بدلیل بحران: آگاهی و شناخت، از خود بیگانگی، ضعف اعتماد به نفس، شرایط سخت زندگی، نا امنی سیاسی، و آرمانگرایی اتوپیستی بوجود آمد. واژه رمانتیک در زبان فارسی؛ مخصوصن درشعر، هنر نقاشی و در موسیقی،  به معنی زیبا، خوشایند، و احساسی، بکار برده میشود .

تماس: falsaf@web.de 

Romantik .