شیریندخت دقیقیان :
معرفی مجموعه داستان رنگِ دنیا، نوشتهء آذر منش
ناشر نویسنده- بهار ۲۰۲۶
تماس با آذر منش: azarmaneshbook@gmail.come
فیس بوک آذر منش: Azar Mgh

ما مردمِ راه های ناپیموده و داستان هایی هستیم که در انتظار نوشته شدنند…
از رویداد تا داستان، فاصله ای هست که هنر داستان نویسی آنرا می پیماید. دنیای ما پر از رویداد است؛ پر از داستان بالقوه. اما داستان تنها زمانی تحقق می یابد که نویسنده برای نخستین بار جاده ای می گشاید تا از رویداد به داستان برسد؛ جاده ای که هنوز هیچ کسی نپیموده؛ یک کار خلاق. داستان نویس در این مسیر، جوهرهای گوناگون یک رویداد را بیرون می کشد. به قول باربارا هاردی: “نویسنده رؤیا و آرزو می پردازد؛ شایعه می سازد؛ امید می بندد؛ ناامید می شود؛ باور می کند؛ شک می ورزد؛ برنامه می ریزد؛ بازبینی می کند؛ می آموزد؛ و عشق و نفرت می ورزد.”
در این روزهای دشوار و پردلهره، یک مجموعه داستان از نویسنده ای به بازار نشر آمده که چند سال در کارگاه های داستان نویسی آموخته، قلم زده و از مدرسانی چون منیروروانی پور، زنده یاد محمد محمدعلی، حسین آبکنار، و ابوتراب خسروی آموخته است. انتشار این کتاب خبر از آن دارد که هرچند ما هم در سرزمین خود و هم در تبعید از بحران های جانکاه مردم میهنمان در رنجیم، اما ابزار خلاقیت را زمین نگذاشته ایم و قادریم از رویدادها راه به سوی داستان ها بگشاییم. ما مردمِ راه های ناپیموده و داستان هایی هستیم که در انتظار نوشته شدنند…
رنگ دنیا مجموعه داستان کوتاه از نویسنده ای است که از زمان مهاجرت از ایران در چند کشور دنیا تحصیل و کار کرده؛ زنی در حرفهء تعلیم و تربیت و مددکاری که به انسان های پیرامون خود، جدا از رنگ و نژاد و ملیت آنها مهر می ورزد. یکی از کشف های هاوارد گاردنر، نظریه پرداز هوش های چندگانه (هوش ریاضی، هوش عاطفی، و هوش فراشناختی)، ارتباط میان داستان خوب با بازدهی بالا در تدریس و تعلیم و تربیت است. شاید بخشی از استعداد داستان گوییِ آذر نیز برخاسته از رشتهء حرفه ای اش باشد.
آذر منش در داستان کوتاه “رنگ دنیا” که نام آنرا به مجموعه داستانش داده، نقش یک مددکار اجتماعی مدرسه را تصویر می کند. او نگران کودکی است که رنگ ها را تشخیص نمی دهد. مدرسه با انکار مادر کودک رویاروی می است که کوررنگیِ فرزندش را باور ندارد، اما مددکار با شناخت و مهری که به پوشش وظیفهء حرفه ای درآمده، راه را برای درمان کودک می گشاید.
آذر دنیاهایی را که توصیف می کند، به خوبی می شناسد. این از مهمترین درس های یک کارگاه داستان نویسی است. نمونه های بسیاری در زندگی نویسندگان مشهور دنیا گویای اهمیت این فاکتور است. شان اوكيسى نويسنده و نمايشنامهنويس ايرلندى در اوايل فعاليت خود در زمينهی نوشتن چندان موفق نبود. سرانجام يكى از شاعران ايرلندى به نام ییتز به او چنين رهنمود داد: «از زندگىاى كه مىشناسى بنويس». تولستوی به ماکسیم گورکی تذکر داد که وقتی می خواهد دیالوگ های دهقانان را بنویسد، ناموفق است، اما در نوشتن دیالوگ های تیپ هایی که می شناسد، کارش عالی است.
ابعاد روانشناختیِ زندگی انسانی، جای مهمی در مجموعه داستان رنگِ دنیا دارند: زخم درون ناشی از تجاوز در کودکی (در داستان “من فقط یک پسربچه بودم”): دردهای روح دو زن زندانی سیاسی در زندان جلادان جمهوری اسلامی (در داستان “تابوت ممنوعه!”).
آذر منش در داستان های این مجموعه، ابعاد زنانه را به تصویر و دیالوگ می کشد. زنانی از طبقات گوناگون، خدمتکار، ارباب، جوان، پیر، محلی و شهرنشین و مجموعه ای بینانسلی. در داستانِ “سه نسل” سه نسل زن را درگیر مو و حجاب می بینیم؛ هر یک با زبان و واژگان خاص خود. در تضاد با آنها، نسل دختران خردسالی را می بینیم که در جامعه ای آزاد به فکر مدل های جدید برای موهای خود هستند. این میان، آذر مسیر این کاراکترها را از رویداد به داستان می گشاید: از کشف حجاب، گشت حجاب، فرهنگ پذیر شدن در غرب و مدل های مو…
زندگی زناشویی، عشق و خیانت، نازایی، خشونت علیه زنان، صبر و شورش زنان در محیط های زن ستیز، بن مایه های دیگر داستان های پُرکشش این مجموعه هستند.
یکی از گیراترین داستان های این مجموعه با نام “اونم یه دردسر عین خودته!”، در یک مهد کودکِ شمال تهران در زمان جنگ عراق با ایران می گذرد. نویسنده در خلال روایت، فضای آن روزها را ترسیم می کند. چهار زن در یک مهدکودک کار می کنند. هر یک درگیر شرایط خاص خود. یکی با دردسر فراوان و ‘ارزشی’ جازدنِ خود، مجوز مهد کودک گرفته؛ یکی زن جوانی است که از سوی شوهرش مورد خشونت پیاپی قرار دارد، نگهداری از بچه ها را دوست ندارد، اما از ترس اخراج هر کار غیراخلاقی می کند؛ او برای دختر جنگ زده ای که به تازگی استخدام شده و به خاطر پدر بیمارش نیازمند دستمزد است، دام می چیند تا اخراج شود، مبادا جای خودش تنگ شود. مربی دیگری هست که از این توطئه ها رنج می برد، اما کاری جز نصیحت همکار دسیسه ساز نمی کند. این زن ها همگی در چنبرهء اجبار جامعه ای بحران زده به هم گیر کرده اند.
آذر تلاش پیگیری برای کاربست شگردهای گوناگون داستان نویسی دارد که جادارد روی آنها تمرین بیشتری بکند. در داستان “یک راز و سه روایت” تجربهء راوی های متفاوت را می آزماید. در “بیا با هم یک بازی را شروع کنیم” و “روح”، فضاهای نیمه خیالی را تجربه می کند. بیشک شگردهای نوشتار خلاق در آثار بعدی آذر غنی تر خواهند شد.
خواندن مجموعه داستان رنگ دنیا را به همگان پیشنهاد می کنم. اما همچنین به منتقدان و داستان نویسان باتجربه و نامدار، خاکسارانه توصیه می کنم که کار تازه واردان انتشار ادبیات داستانی را جدیتر بگیرند؛ بیشک با معرفی نویسندگان جدید، گردی به کبریای کسی نخواهد نشست!
۳۰ آوریل ۲۰۲۶







