محمودرضا گران :
پنجسال پیش در همین روزها تیم منتخبی از استان مازندران راهی روسیه شد تا در تورنمنت معتبر علی علیف حضور پیدا کند. در آن مسابقات غلام محمدنژاد حدودا ۳۰ساله بهاندازهای از خود شایستگی نشان داد که داغستانیها با همۀ برخورداری از وجود داوران برجسته و باتجربه داخلی و خارجی، فینال حساسترین و مهیجترین مسابقه میان گادژیمورات گاتسالوف دارنده ۶مدال طلای المپیکوجهان و عبدالسلام گادیسوف قهرمان اروپا و ملیپوش حاضر در المپیکلندن را به داور ایرانی سپردند و او با شایستگی از پس کار برآمد اما اگر میاندیشید که به پاداش این هنرنمایی، این جوان مورد توجه قرارگرفت، برایش امکانات و تسهیلاتی در نظر گرفتهشد و یا فرصت حضور مجددی برای اعزام به میادین “هدف” به او دادهشد، سخت در اشتباهاید که اصولا هیچکس او را ندید و تحویل نگرفت. آیا این از ضعف ابراهیم امامی حکایت نمیکند که در ۵سال گذشته همچون راهبندی موثر نه خود بهجلو رفته و نه اجازۀ پیشروی به سایرین دادهاست؟ حضور امامی در قزاقستان آنهم درست در میانۀ برگزاری مسابقات انتخابی تیمملی، چهدردی از کشتی ما در عرصۀ دیپلماسی دوا میکند وقتی که او در رقابتهای معظم قهرمانیجهان، مسابقات نمایندگانی از کشورهایی در اندازههایِ نازلِ سیرالئون، لیختنشتاین، بورکینافاسو و … را نه بهعنوان داور وسط یا رئیستشک بلکه بهعنوان قاضی، داوری میکند؟! آیا اینهمه بیاعتمادی تشکیلات جهانی کشتی و بهویژه نایبرئیس کمیسیون داوران جهانی -بوعزیز تونسی- را میتوان به اینشکل مرتفع کرد و احتمال داد که مثلا در المپیکتوکیو، نمایندهای از ایران در مسابقات مهم و حساس، سوت بزند؟ آیا با خود اندیشیدهایم که چرا در همسایگی ما، آذریها که همیشه داورانی باتجربه و در محدودۀ سنی ۵۰ تا ۶۰سال دارند، به عاصیف شیرالیف در سن ۳۰سالگی آنقدر اعتماد کردند که حالا به ۴۰سالگی نرسیده، از داوران ۵۵سالۀ ما میداندیدهتر است؟ چرا امریکاییها با وجود بهرهمندی از زاک اِرِت -رئیستشک شجاع مسابقه حسن یزدانی- آنیوار گدویف در فینال المپیکریو که جلوی روسها ایستاد، چلنج را رد کرد و با قاطعیت پاسخ اعتراضهای زامبولات تدیف را داد- فرصت حضور در میادین بزرگ را به سامی جولیان در زیر ۳۰سالگی دادند تا امروز به عضوی موثر در جامعه داوری دنیا مبدل شود؟ از ترکیه هیچ نمیگوئیم که امروز داوریاش، برندیاست در جهان و پشتسرهم نه فقط داور ممتاز بلکه سوپروایزر و استاد آموزش و تدریس داوری تولید میکند و این در شرایطیاست که داوران ما کماستعدادتر نیستند بلکه فقط در مسیری درست قرار نگرفتهاند، گرفتار دستهبندیها و رفیقبازیها شدهاند و نقشۀ مسیری مشخص و هدفمند در راه عبورشان موجود نبودهاست مضافبراینکه شمار بسیاری، زبان انگلیسیشان فقط در حد رفعورجوع کردن مسائل جزئیاست و نمیتوانند یک جمله ساده را از نظر دستور زبان، صحیح بیانکنند. حسرت به دل انسان مینشیند وقتی بهچشم میبیند که فردی فاقد شخصیت حرفهای، حُقّهباز و بیکلاس همچون نورآورد (نونا) آروستامیان که سادهترین اصول جایگیری را رعایت نمیکند و حین داوری مدام سر میچرخاند و همچون خاله خانباجیهای فضول، به تشک کناری سرک میکشد تا از نتیجۀ مسابقه کشتیگیر روس مطلع شود و… با حمایت میخائیل مامیاشویلی رئیس مافیایی فدراسیون کشتی روسیه و نایبرئیس تشکیلات جهانی کشتی، حساسترین فینال المیپکریو در بخش بانوان میان سائوری یوشیدا- هلن ماریلوس را سوت زد، بعد پی کارش رفت و باز وقتی پس از زایمان و یکونیم سال غیبت بازگشت -بدون هیچ نزولی از نظر درجه داوری- گل کشتیهای قهرمانی اروپا یعنی فینال فوقسنگین را یکهفته پیش میان طاها آکگول- گنو پتریاش قضاوت کرد و آنگاه همۀ حمایت کشتی ایران و اعتبار و پشتوانهاش شاملِ حال فردی است که با دیدن کارنامۀ نازلاش، این بیت مشهور جامی را تداعی میکند: ذاتِ نایافته از هستیبخش/ کِی تواند که شود هستیبخش؟