بهرام رحمانی
هنر مردمی، درد، رنج و غم و شادی و سایر مطالبات مردمی را تعریف و توصیف میکند. این هنر نه با قدرت، بلکه بر علیه قدرت و حاکمیت است. به عبارت دیگر نویسنده، هنرمند و آثار آنها هنگامی که در خدمت اهداف و ایدئولوژی حاکمیت قرار گیرد نه تنها هنر مردمی نیست، بلکه بر علیه مردم است. در عین حال، این رابطه هنر مردمی و دولتی بسیار پیچیده و گاه نهان و گاه آشکار است. به ویژه دولتهای سرمایهداری دیکتاتور و آدمکشی مانند نازیسم، فاشیسم، میلیتاریم، ناسیونالیسم و مذهب، هم نویسنده و هنرمند را میکشند، آثارش را سانسور میکنند و هم تلاش میکنند هنرمند و هنرش را به خدمت اهداف سیاسی و ایدئولوژی خود درآورند.
پس از چهل سال حاکمیت تبهکارانه و جنایتکارانه حکومت اسلامی ایران، نه تنها نویسندگان و هنرمندان، روزنامهنگاران، فعالین سیاسی و اجتماعی، بلکه اکثریت شهروندان جامعه ایران نیز از این حکومت جانی بیزاند و نفرت دارند. حکومتی که رهبر آن در سطح بینالمللی نیز به دشمن درجه یک آزادی بیان و قلم و اندیشه و تشکل مستقل معروف است. در این میان، اگر باز هم برخی شهروندان عادی جامعه ایران، بر این تصور باشند که این حکومت اصلاحپذیر است اما روشنفکران و هنرمندان که بخش آگاه جامعه هستند به خوبی میدانند و در این چهل سال تجربه کردهاند که حکومت اسلامی ایران، اصلاحپذیر نیست و انتخابات آن هم نمایشی است. خود این نویسندگان و هنرمندان در این چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی، اگر خودشان نیز مستقیما دستگیر و زندانی و شکنجه نشدهاند لااقل از طریق اخبار و گزارشات این اعمال تبهکارنه و جنایتکارانه حکومت و ارگانهای سرکوب آن را خواندهاند. بنابراین باید بدانند که این حکومت با اکثریت شهروندان جامعه ایران، به خصوص بخش آگاه و معترض آن، چه کرده است؟ در چنین موقعیتی، اگر اشتباه شهروندان عادی قابل اغماض است اما اشتباه روشنفکران و بخش جامعه به هیچوجه قابل اغماض و توجیه نیست. چرا که آنان به خوبی به اهداف و ایدئولوژی این حکومت جانی آگاهند و وظیفه دارند جامعه را نسبت به آنچه برای شهروندان مضر است آگاه سازند و در جایگاه خود و از هر امکانی که در دست دارند از حق و حقوق آنان در مقابل تهاجم و سوءاستفاده حاکمیت دفاع کنند. دستکم اگر به هر دلیلی چنین کاری را انجام نمیدهند لااقل میتوانند با حاکمان قدارهبند سر یک میز ننشینند و با آنها عکس نگیرند.
ضیافت افطاری شیخ حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران، شامگاه چهارشنبه 17 خرداد 1397، با حضور تعدادی از هنرمندان و مدیران وزارت ارشاد برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری کار ایران «ایلنا»، در این مراسم، نویسندگان و هنرمندانی همچون محمود دولتآبادی، منوچهر شاهسواری، فاطمه معتمد آریا، جمشید مشایخی، علی نصیریان، قطبالدین صادقی، سیدعباس صالحی، سیدرضا صالحی امیری، عبدالجبار کاکائی، بهروز شعیبی، هومن برقنورد، داریوش کاردان، فرشته طائرپور، محمدرضا شفیعی، مسعود نجفی، حسن محمدی، رضا درستکار، ناصر عنصری، بهروز بقائی، سیدمهدی طباطبائینژاد، سیدمحمد بهشتی، حجتالله ایوبی، رسول صدرعاملی، علیرضا رضاداد، مرتضی رزاق کریمی، مهرزاد دانش، رضا خادم، امیر عابدی، بابک چمنآرا، محمدحسین مهدویان، محمدمهدی حیدریان، احمد مسجد جامعی، سیدعباس سجادی، داوود فتعلیبیگی، روانبخش صادقی، مهمدمهدی حیدریان، مسعود اطیابی، حسین انتظامی، لوریس چکنواریان، شکرخدا گودرزی، اسماعیل خلج، علیرضا تابش، همایون اسعدیان، اصغر همت، سعید سهیلی، قاسم قلیپور، حسین علیقلیزاده، محسن خانجهانی، عباس غفاری، حمیدرضا مدقق، امیرکرم یزدی، هادی حیدری، رسول صادقی و…، شرکت داشتند.
به گزارش خبرآنلاین، فاطمه معتمدآریا، علی نصیریان، شادی پیروزی و ستاره اسکندری از جمله هنرمندانی بودند که در مراسم افطاری شیخ حسن روحانی، سخنرانی کردند.
علی نصیریان، ستاره اسکندری و فاطمه معتمدآریا بازیگران سینما و تئاتر و شادی پیروزی مدیر انتشارات فرهنگ ایلیا قبل از سخنرانی روحانی در این دیدار نکاتی را مطرح کردند. براساس گزارش پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری، علی نصیریان بازیگر سینما و تلویزیون در سخنانی با بیان اینکه استمرار حیات ملت ایران ثمره فرهنگ غنی این ملت است که از گذشته به ما به ارث رسیده است، گفت: «… از میراث فرهنگی خود به نحو شایستهتری بهره بگیریم.»
ستاره اسکندری بازیگر سینما و تئاتر نیز در این مراسم با تشکر از رییس جمهوری و دولت تدبیر و امید برای آنکه مجال فعالیت برای اهالی فرهنگ و هنر در دولتهای یازدهم و دوازدهم بیش از گذشته فراهم بوده است، اظهار داشت: «با شما عهد کردیم و تلاش کردیم تا به عقب باز نگردیم و امروز با وجود برخی گلهها و خستگی، هرگز ناامید نبوده و ناامید نخواهیم شد.»
شادی پیروزی مدیر انتشارات فرهنگ ایلیا نیز در سخنانی با اشاره به مشکلات حوزه نشر، گفت: «وزیر فرهنگ دولت دوازدهم، همواره در دسترس اهل فرهنگ است و گوشی شنوا و صداقتی کمیاب دارد، اما انتظار داریم توجه بیشتری به حل مشکلات نشر شود. بهترین راهحل مشکلات عرصه فرهنگ، یاری گرفتن از اهالی همین حوزه است.»
میبینیم که بخش عمده سخنان کسانی که در این مراسم سخن گفتند مملو از چاپلوسی و مستقیم و غیرمستقیم بزک کردن چهره کریه و هیولایی حکومت جهل و جنایت، ترور و وحشت، تجاوز و غارت، تبعیض و استثمار بود.
در این جالبتر از همه، بیش از ۱۰۰ فیلمساز و اهالی فرهنگ و هنر در نامهای خطاب به ریاست جمهور خواهان رفع محدودیتها برای هنرمندان از جمله بهروز وثوقی شده بودند که فاطمه معتمد آریا در سخنرانی خود اعلام کرد نسخهای از این نامه را به رییس جمهور تحویل داده است.
در این نامه اسامی هنرمندانی چون جعفر پناهی – پرویز پرستویی – تهمینه میلانی – کیانوش عیاری – محمد رسولاف – فاطمه معتمد آریا – لیلا حاتمی – علی مصفا – باران کوثری دیده میشود.
آیا تبعیدیانی چون بهروز وثوقی، به دلخواه خانه و کاشان خود را ترک کردهاند و راه تبعید را در پیش گرفتهاند؟ بسیاری از فعالین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اجبار و در اثر سانسور و اختناق و تهدید ترور ایران را ترک کردهاند تا در فضای آزادتری به مبارزه خود در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد و برابر و عادلانه مبارزه کنند نه این که امروز مستقیم و غیرمستقیم به رییس جمهور دهها هزار اعدام و تجاوز به کودکان، التماس کنند تا اجازه دهد فلان تبعیدی به خانهاش برگردد. خانه او را دهههاست که ویران کردهاند و بر روی ویرانههای آن نیز بساط شلاق و شکنجه و تحقیر و توهین برپا کردهاند. در جواب چنین اقداماتی، حتی اگر از سر دلسوزی هم باشد باید با صدای بلند گفت: تا روزی که این حکومت جانی بر سر کار است هیچ پناهنده و مهاجر سیاسی و فرهنگی ایرانی آزادیخواه و عدالتجو نمیخواهد در جهت منافع شخصی خودش به بارگاه این حکومت جانی متوسل شود. آنهایی که مشکل ندارند این رفت و آمد خود را دارند و کسی هم مانع آنها نشده است و نباید هم بشود. اما این حکومت باید برود و این حکم محکم و قاطع و غیرقابل برگشت را صدها هزار جوانان صادر کردند که در دی ماه سال گذشته در بیش از صد شهر ایران با شعار «نان، مسکن، آزادی»، «آزادی زندانیان سیاسی»، «هم غزه، هم لبنان، هم ایران مرگ بر ظالمان»، «مرک بر جمهوری اسلامی و… این حکم دیر یا زود توسط همین جوانان آگاه و دلسوز و پرانرژی و تشنه آزادی و با اعتراض و اعتصاب جنبشهای اجتماعی که در حال حاضر در بیشتر نقاط ایران در جریان است اجرایی خواهد شد آنوقت است که همه زندانیان سیاسی و اجتماعی آزاد میشوند، تبعیدیان برمیگردند و مهمتر از همه حصار بزرگ و کوچک سانسور و اختناق، تهدید و اعدام در سراسر ایران برچیده میشود و نسیم آزادای شروع به وزیدن میکند.
کسی از این خانمها و آقایان نویسنده و هنرمند که بر سر سفره خونین حکومت اسلامی نشستند نباید انتظار مبارزه و مخالفت با سانسور و اختناق این حکومت داشته باشد. اما این نویسندگان و هنرمندان را باید به جامعه معرفی کرد تا از موقعیت خود در جهت تبرئه حکومت اسلامی سوءاستفاده نکنند. باید گفت که این نویسندگان و هنرمندان مردمی و الگوی آن جوانان معترض، دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب، کارگرانی که اعتصاب میکنند؛ معلمان، بازنشستگان، ملباختگان، رانندگان تاکسی و کامیون، مردم معترض کازرون، خوزستان، سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان، تهران، فعالان محیط زیست، آزادی زبانهای مادری و تبعیدیان سیاسی و فرهنگی سرنگونیطلب نیستند. چرا که نویسندگان و هنرمندان درباری هستند و منافع خود را با منافع این حاکمیت گره زدهاند. اینها در جهت منافع خودشان حاضرند به هر خفت و خواری تن در دهند. راهی که خودشان انتخاب کردهاند و در این دهها بارها نشان دادهاند و هنوز هم نشان میدهند.
اینها حامی آزادی، برابری و نهادی همچون کانون نویسندگان ایران نیستند. اگر بودند دقیقا چند روز پس از یورش وحشیانه مامورین امنیتی حکومت اسلامی به مراسم 50 سالگی کانون نویسندگان و غارت اموال آنها، در مهمانی متجاوزان و سانسورچیان و آدمکشان شرکت نمیکردند. آنها با حضور خود در این مهمانی، عملا نشان دادند که کاری به کار سرکوب کانون نویسندگان، کارگران، جوانان، دانشجویان، زنان و مردم تحت ستم مناطق محروم ایران توسط نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ندارند. حکومتی که نزدیک به چهار دهه است برای آزادی بیان و قلم و اندیشه «بیحد و حصر» برای همگان از جمله این خانمها و آقایان نویسنده و هنرمندی که در مهمانی روحانی شرکت کردند مبارزه میکنند و تاکنون نیز بهای سنگین آن را نیز آگاهانه پرداخت کردهاند. اعدام سعید سلطانپور، ترور مختاری و پوینده و صدها نویسنده و فعال سیاسی که در داخل و خارج کشور توسط مامورین امنیتی حکومت اسلامی ترور شدهاند بخشی از بهایی است که کانون نویسندگان، هنرمندان و نویسندگان مترقی و مردمی پرداخت کردهاند.
کانون نویسندگان ایران، طی بیانیهای هجوم به مراسم پنجاه سالگی خود را محکوم کرده و از مجامع فرهنگی در جهان خواسته است به برخوردهای سرکوبگرانه حکومت ایران واکنش نشان دهند و از کانون نویسندگان ایران دفاع کنند.
«روز جمعه چهارم خرداد سالجاری ماموران امنیتی و انتظامی با یورش به جشن پنجاهمین سال تاسیس کانون نویسندگان ایران، مانع از برگزاری آن شدند.
ساعاتی پیش از آغاز مراسم، نیروهای امنیتی مکان برگزاری جشن و اطراف آن را محاصره و از ورود اعضای کانون و سایر دعوت شدگان جلوگیری کردند.
ماموران سپس به مکان برگزاری مراسم هجوم برده و همه پوسترها و لوازمی که برای برگزاری این مراسم تهیه شده بود را با خود بردهاند.
کانون نویسندگان با انتشار بیانیهای هجوم نیروهای امنیتی را محکوم کرده و این اقدام را نقض آشکار حقوق شهروندی خوانده است.
در این بیانیه با یادآوری اینکه نیروهای امنیتی پیش از این نیز از برگزاری مراسم گرامیداشت احمد شاملو، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده و علی اشرف درویشیان جلوگیری کردهاند آوردە است، هجوم به مراسمی در مکانی خصوصی و با حضور جمعی از نویسندگان، ناشران، هنرمندان و کنشگران فرهنگی و اجتماعی نشان از تشدید اعمال سرکوبگرانهی حکومت جمهوری اسلامی دارد.
در ادامه این بیانیه آمده است کانون نویسندگان ایران نیم قرن است در راه سانسور ستیزی و دفاع از آزادی اندیشه و بیان متحمل رنجها و زخمهای فراوان شده تا جایی که در این راه شماری از اعضای فعال خود را از دست داده است.
کانون نویسندگان با اینحال تاکید کرده است با چنین یورشهایی از ایفای نقش آزادیخواهانه و فرهنگی خود باز نخواهد ماند.
کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم هجوم به مراسم پنجاه سالگی و غارت اموال این کانون که با هدف سرکوب آزادی بیان و آزادی گردهمایی صورت میگیرد را محکوم کرده و از مجامع فرهنگی و اهل قلم و آزادیخواه در سراسر جهان خواسته به برخوردهای سرکوبگرانهی حکومت ایران اعتراض کنند و به دفاع از کانون نویسندگان ایران برخیزند.
کانون نویسندگان ایران که روز اول اردیبهشت 1347 تشکیل شد، در پنجاهمین سالگرد تاسیس خود با انتشار بیانیهای اعلام کرده است که همچنان در کارِ ستیز با سانسور و دفاع از آزادی بیان و متشکل کردن نویسندگان است.»
آقای دولتآبادی، شما به عنوان یک نویسنده قدیمی و معروف، در رابطه یورش مامورین حکومت اسلامی به ریاست شیخ حسن روحانی به مراسم 50 سالگی کانون نویسندگان ایران چه موضعی گرفتهاید و اگر نگرفتهاید چرا؟! چرا شما با افتخار از رای دادن خود به شیخ حسن روحانی و به استقبال مهمانی ضیافت افطاری آن شتافتهاید و نهایت همچون سابق بر سر سفره خونین آن نشستهاید. اما درباره تهاجم نزدیک به چهار دهه حکومت سانسور و اختناق به آزادی بیان و اندیشه و کانون نویسندگان و کشتارهای این حکومت، هم چنان مهر سکوت بر لب زدهاید؟ در حالی که در مهمترین شوهای سیاسی حکومت اسلامی ایران، برای مثال در نمایش انتخابات ریاست جمهوری آن، حتی با انتشار بیانیه و یا گفتوگو با رسانهها، اینچنین شتابان به سوی صندوق رای و مهمانیهای رییسجمهورهای اسلامی، خیز برداشتهاید!
آقای محمود دولتآبادی، یکی از نویسندگان سرشناس و قدیمی جامعه ایران است پیشاپیش از دعوت شیخ حسن روحانی استقبال کرده بود.
18 دی 1395، محمود دولتآبادی در تالار وحدت در دیدار با حسن روحانی
محمود دولتآبادی، به روزنامه اعتماد گفته است در ضیافت رییس جمهوری اسلامی شرکت میکند:
«من عملکرد هیچ شخصیتی را تعیین نمیکنم و معمولا هم در هیچ گروه و دستهای نبوده و نیستم. من به حسن روحانی رای دادهام و به همین رای که دادم احترام میگذارم. بنابراین من دعوت ایشان را برای افطار پاسخ خواهم داد.»
محمود دولتآبادی که در نخستین سخنرانی روحانی در جمع هنرمندان در تالار وحدت در 18 دی 1395 و همچنین 1396 شرکت کرده بود، به اعتماد گفت:
«بهنظر من حسن روحانی تا آنجا که توانسته برای پیشبرد اهداف و برنامههایش کوشش کرده است. شاید در رسیدن به برخی از این هدفها موفق نشده باشد که البته موفق هم نبوده اما من ضمن آنکه با بستانکاریهای خودم از این سیستم باقی میمانم، در عین حال به رای خودم احترام میگذارم و در این مهمانی حضور خواهم یافت.»
محمود دولتآبادی در مراسم افطاری حسن روحانی در سال 1397 و سال 1396.
آقای دولتآبادی، نظرتان درباره شماری از سینماگران سرشناس ایرانی که در اقدامی اعتراضی، اعلام کردند که در مهمانی افطاری حسن روحانی، رییسجمهوری ایران، در شامگاه چهارشنبه شب 9 خرداد برگزار میشود حضور نخواهند یافت، چیست؟
مهناز افشار، پرویز پرستویی، آناهیتا همتی، مازیار میری، برزو ارجمند، شیلا خداداد، سارا بهرامی، پرستو گلستانی، احسان کرمی و فلور نظری از جمله هنرمندانی هستند که با انتشار متنهایی اعتراضی در شبکههای اجتماعی، این تصمیم خود را اعلام کردهاند.
این هنرمندان در نوشتههایی با هشتگ «ما به افطاری نخواهیم رفت»، دلایل شرکت نکردن خود در این مراسم را مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران و رسیدگی نشدن به آنها عنوان کردهاند.
این اقدام در حالی صورت گرفته که شمار زیادی از هنرمندان و سینماگران ایرانی از جمله گروههایی بودند که در انتخابات ریاستجمهوری سال 1396 از حسن روحانی حمایت کردند.
با این حال در دور دوم ریاستجمهوری روحانی، انتقادهای آنها به دلیل محقق نشدن وعدههای رییسجمهوری ایران افزایش یافته است.
مهناز افشار در صفحه توئیتر خود خطاب به حسن روحانی نوشته که به جای وی آتنا دائمی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی، را که «به تازگی در زندان قرچک ورامین 30 ساله شده و اکنون در زندان اوین به سر میبرد، دعوت کنید.»
خانم افشار افزوده که دائمی، «جنایتکار نیست، فقط برای حقوق انسانها در این سرزمین تلاش کرده است.»
پرویز پرستویی نیز در پستی در صفحه اینستاگرام خود نوشته که «با توجه به شرايط بد اقتصادى و روحى مردم كشورمان باور اين حقير بر اين استوار است كه چنين گردهمآيىهايى كه مستلزم صرف هزينههاى زياد است(و تعدادشان هم كم نيست) شايد حداقل از نگاه بنده و تعدادى از همكارانم چندان ضرورى نباشد.»
وی با اشاره به اینکه هدف روحانی از این مهمانی، «شنيدن حرفها و بيان مشكلات جامعه هنرى از زبان آنهاست»، افزوده که «تجربه چند سال اخير نشان داده كه شما حتى بيش از ما به اين مشكلات واقفيد و آنها را به بهانههاى مختلف بيان میداريد.»
این بازیگر شناختهشده سینمای ایران، اضافه کرده که «ظاهرا ما بايد فقط دلخوش باشيم كه شما در كنار ما هستيد و اين مشكلات را میدانيد و میگوييد. چرا كه ظاهرا شما هم دنبال گوش شنوايى هستيد كه مشكلات را حل كند.»
وی از روحانی خواسته رد دعوت هنرمندان را «درک» کند و نوشته که شايد اگر وی ریيسجمهور نبود، «همين امكان براى ابراز نظر نيز فيلتر شده بود.»
برزو ارجمند، مازیار میری و احسان کرمی نیز با انتشار متن مشابهی اعلام کردهاند که در مهمانی افطاری حسن روحانی شرکت نخواهد کرد.
آناهیتا همتی، بازیگر سینما، نیز نوشته است: «در شرایطی که مردم با فقر دستوپنجه نرم میکنند و کوچکترین اعتراضی سرکوب میشود حضور خود را در مراسم افطاری رئیسجمهوری جایز نمیداند.»
پرستو گلستانی نیز نوشته که «وقتی مردم ما به سختی زندگی میکنند، و حتی دستهای از مردم سفره سحریشان خالی است٬ این افطاریها از گلویم پایین نمیرود. پس نخواهم آمد.»
شیلا خداداد هم خطاب به روحانی نوشته که «باز چه کمکی از دست ما بر میآید؟ باز هم نیاز به حمایت هنرمندان و نخبگان و ورزشکاران دارید؟»
وی به کنایه اضافه کرده که آیا دعوت از هنرمندان برای «کوچکتر شدن سفره مردم یا گرانتر شدن دلار یا بیاهمیتی به کودکان بدسرپرست یا کودکآزاری یا کمبود و گرانی دارو یا مواد مخدری که به راحتی در اختیار نوجوانان و جوانان قرار دارد، (صورت گرفته است؟)»
آقای دولتآبادی، اینها هم مانند شما در داخل کشور زندگی میکنند و به گفته برخیها سخنان «خارج نشین»ها نیست!