مجتبی واحدی
دنیا تاکنون دیکتاتورهای زیادی به خود دیده و تا نوع انسان بر روی کره زمین زندگی می کند هیچگاه دیکتاتوری از جهان رخت بر نخواهد بست. زیرا در غیاب کنترل های عمومی، قانونی و اخلاقی، بسیاری از انسان ها میل به خودرایی و خودکامگی دارند.
اما در میان همه دیکتاتورهای تاریخ، سید علی خامنه ای از ویژگی های منحصر به فرد برخوردار است. او در حالی که سومین دهه حکومت مطلق خویش را به پایان می رساند هنوز به دنبال راههایی است که بر حجم زورگویی خود بیفزاید و اینزورگویی را در داخل و خارج به رخ همگانبکشد.
اجازه بدهید قبل از توسعه بحث، داستانی برای شما تعریف کنم. سال یکهزار و سیصد و شصت ونه برای انجام ماموریت اداری به سیستان و بلوچستان رفته بودم. یکی از مقامات عالی استان در خصوص باندهای مختلف قاچاق و سرانآنها صحبت می کرد. به گفته او، در آن زمان پدیده جدیدی در رفتار قاچاقچیان خودنمایی می کرد. بر اساس آنچه از مقام استانی شنیدم اغلب قاچاقچیان قبل از طراحی برای عبور محموله های بزرگ، مسیر های موجود را بررسی و حتی الامکانتلاش می کردند دور از چشم ماموران انتظامی و از مسیرهای به اصطلاح امن -خالی از مامور -رفت و آمد کنند. در عین حال برای شرایط محتمل دیگر همراههایی را در نظر می گرفتند. از جمله اگر احساس می کردند که ممکناست در مسیر با ماموران ژاندارمری یا سایر عناصر انتظامی مواجه شوند تدابیر لازمبرای تهدید یا تطمیع ماموران و فرماندهان مربوطه را اتخاذ و اگر به نتیجه نمی رسیدند مسیر دیگری را برای عبور انتخاب می کردند.
آنچه موجب نگرانی مقامات محلی در آن زمانشده بود، ظهور پدیده ای به نام حمید بود که اصرار بر درگیری با ماموران انتظامی داشت. مقاماستانی می گفت : ” باند تحت سرپرستی این فرد، به قدری خطرناک است که وقتی از یک مسیر عبور می کند بسیاری از یگان های انتظامی، حتی اگر لازمباشد پاسگاههای محل استقرار خود راتخلیه می کنند تا موجب تحریک این باند خطرناکنشوند. اما سردسته باند، تنها به عبور کاروانمواد مخدر کفایت نمی کند و گاه در حال حمل قاچاق، ماموران در حال فرار را تعقیب و آنها را به قتل می رساند.”
رفتار علی خامنه ای مرا به یاد رهبر ماجراجوی آن باند می اندازد اگر چه تردید دارموی به اندازه رهبر آن باند، شجاعت و جسارت شخصی داشته باشد. او همواره مترصد قدرت نمایی به مردماست. هرگاه احساس کند مردم نسبت به فرد یا موضوعی حساسیت منفی دارند علنا از همان موضوع یا فرد حمایت می کند. به عکس، ابراز علاقه مردم به یک موضوع یا شخص، دلیل کافی برای خامنه ای است تا در ملا عامدشمنی خود را بروز دهد.
حمایت علنی از مفسدان اقتصادی شناسنامه دار نمونه ای از اینگونه رفتارهای خامنه ای است. در سال هفتاد چهار پرونده معروف به ” یکصد و بیست و سه میلیارد تومان ” به یک شوی تبلیغاتی تبدیل شده بود و تلویزیونمرتبا از دادگاه فاضل خداداد و همدست او مرتضی رفیق دوست، گزارش پخش می کرد. در آن پرونده، فاضل خداد به اعداممحکومشد و مرتضی رفیقدوست به حبس ابد.
در آن روزها، یکنام بیش از هر نامدیگری بر سر زبان ها افتاده بود : محسن رفیقدوست.
متهم اصلی آنپرونده، فاضل خداداد بود و دومین متهم نیز مرتضی رفیق دوست اما در سطح عوام و خواص، به جای آن دو، بدگویی و ابراز نفرتاز محسن رفیقدوست به اوج خود رسیده بود. داغ شدن بحث های محفلی و سیاسی در خصوص رفیق دوست ها در حالی بود که حدود یک سال از زمان مقرر برای تمدید دوره ریاست محسن بربنیاد مستضعفان می گذشت در عین حال، بر خلاف زمانبندی دقیق همه احکام صادره توسط رهبر، خامنه ای بنا بر دلایل نامعلوماز تمدید حکم او خودداری می کرد. اما دقیقا دراوججلب توجهات و داغ شدن بحثهای گوناگون پیرامونرفیق دوست، به ناگاه فرمانخامنه ای برای تمدید ریاست او صادر گردید.
کمتر از دوسال بعد از آن اقدام عجیب، انتخابات ریاست جمهوری فرا رسید.به حق یا ناحق، هاشمی رفسنجانی در آن زمان، به یکی از منفورترینشخصیت های سیاسی تبدیل شده بود. اما خامنه ای در هنگامانداختن رای خود به صندوق انتخابات گفت :” هیچکس برای منهاشمی رفسنجانی نمی شود “.
علی خامنه ای سه دهه است که رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.
نمونه های فراوان دیگری میتوان ارائه نمود که نشان میدهد خامنه ای، از ایستادگی علنی در برابر گرایش عمومی یا مطالبات اکثریت جامعه لذت می برد و از افشای تفاوت نگاه خویش با اغلبمردم، احساس شرمساری نمی کند. تحمیل بیست و چند ساله شخصیت منفوری مانند حسین شریعتمداری بر بزرگترین موسسه مطبوعاتی ایران، انتصاب پشت سر همدو نفر به ریاست قوه قضائیه که هیچیک متولد ایران نیستند، تمجید های تهوع آور از افراد خشونت طلب مانند مصباح یزدی، ایستادگی و کارشکنی علیه دولت خاتمی – که در آن زماناز محبوبیت بالایی برخوردار بود- اهانت به
شخصیت های فرهنگی و سیاسی محبوب و…. برخی از این نمونه ها هستند.
خامنه ای در دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد نشان داد هر روز به دنبال توسعه ” قدرت نمایی ” در برابر ملت به هر قیمت است. اعلان علنی نزدیکی به احمدی نژاد در اوج تظاهرات میلیونی علیه او و پس از آن، صدور فرمان رسوای ” کش ندهید ” خطاب به افراد و رسانه هایی که فساد سه هزار میلیارد تومانی دولت احمدی نژاد را پیگیری می کردند از عجیب ترین اقدامات دیکتاتور ایران بود. اما ظاهرا هیچیک از اینها نتوانسته شهوت ” خود نمایی و اعمال قدرت ” خامنه ای را ارضا نماید. او سالهاست که علاوه بر ابتلا به بیماری ” زجر دادن مردم” از تحقیر گماشتگانبی اراده خویش نیز لذت می برد.
او تا کنون تعداد قابل توجهی شورای عالی تاسیس کرده که وظیفه همه آنها تصویب قوانین و آئیننامه ها در شئون مختلف زندگی مردماست. اختیارات در نظر گرفته شده برای اینشوراها در واقع از وظایف ذاتی قوه مقننه در جمهوری اسلامی است اما در روندی عجیب، مجلس شورای اسلامی از قانونگذاری در حوزه هایی که به تدریجبه تصرف این شوراها در آمده، منع می شود.
وزارت اطلاعات، مسئولیت رسمی در حوزه های امنیتی دارد. در راساین وزارت خانه، فردی قرار دارد که در روندی غیرقانونی، گزینش او با دخالت مستقیم رهبر صورت می گیرد. اما خامنه ای در برابر همیندستگاه متصل به خود نیز قدرت نمایی و گردن کلفتی می کند و هر روز بیش از گذشته، دستگاههای اطلاعاتی موازی مانند سازمان اطلاعات سپاه را در برابر وزارت اطلاعات تقویت می نماید.
قوه قضائیه، تنها قوه رسمی در جمهوری اسلامی است که رئیس آن مستقیما توسط رهبر تعیین می شود. در عین حال خامنه ای همین قوه را نیز تحقیر می کند.
یکی از سازمانهای عریض و طویل و پر هزینه، بازرسی کل کشور است که در تمام سال های رهبری خامنه ای، نزدیک ترینافراد به او، ریاست آن را به عهده داشته اند؛ از سید ابراهیم رئیسی تا پورمحمدی و اکنون قاضی خشن، ناصر سراج.
اما خامنه ای حتی آنان را با نمایش عدم اعتماد، تحقیر می کند و تشکیلاتی پرهزینه تحت عنوان ” دفتر بازرسی رهبری ” به راه انداخته که حداقل تا پیش از انتخابات سال هشتاد و هشت، مهم ترین ابزار خامنه ای برای اعمال فشارهای سیاسی برای برخی افراد و نهادها بود. پس از کودتای سال هشتاد و هشت و حمایت خامنه ای از احمدی نژاد در برابر ناطق نوری – که ریاست بازرسی رهبری را به عهده داشت- ظاهرا آن سازمان نیز جایگاه خود نزد خامنه ای را از دست داد و هم اکنون سازمان مخوف اطلاعات سپاه، به رقابت با سازمان بازرسی کل کشور و دفتر بازرسی رهبری مشغول است.
اعلام رسمی نقش آفرینی اطلاعات سپاه در بررسی برخی تخلفات بانکی و دستگیری تعدادی از مدیران بانکی توسط آن نهاد، علنی ترین رقابت از آن نوع بود.
رفتار منحصر به فرد دیکتاتور ایران، ابعاد دیگری نیز دارد.
او بر نهادهای گوناگون تسلط کامل و فراقانونی دارد و با دخالت های آزار دهنده در جزئی ترین امور اداری و قانونی ، نظام مدیریتی کشور را به دوران ماقبل دولت مدرن بازگردانده است. اما ظاهرا” این حد از دخالت،اعمال ریاست و آزار نیز نتوانسته برخی مشکلات روحی و روانی رهبر جمهوری را مداوا نماید نتیجه آنکه هرسال که از تکیه زدن او بر کرسی رهبری گذشته مظاهر جدیدی از دیکتاتوری منحصر به فرد او بر همگان آشکار شده است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی که یکی از پرتناقض ترین و غیرمنسجم ترین قوانین اساسی دنیاست در زمینه اعطای اختیارات نامحدود به رهبر،کاملا منسجم و شفاف است و عملا همه مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور را زیر نظر رهبر قرار داده است. در عین حال، رهبر با همین نهادها و مراکز، رقابت می کند که نمونه هایی از آن مورد اشاره قرار گرفت.
اما رفتار خامنه ای با دولت و دستگاه اجرایی بسیار عجیب تر از دو قوه دیگر است به طوری که اگر دو قوه دیگر باید رقابت رهبر با خود را تحمل کنند قوه مجریه گاه ناچار به پذیرش دشمنی رهبر می باشد که البته شدت وضعف آن به میزان وحشت رهبر از دولت بستگی دارد.
درمیان دستگاههای حکومتی ، قوه مجریه مســئولیت های بسیار سنگین برای تامین نیازهای شهروندان دارد . واگذاری تنظیم بودجه همه قوا و نهادهای حکومتی به دولت نشانه مسئولیت قوه مجریه در “درآمدسازی ” برای اداره کشور و تخصیص بودجه متناسب با برآورد درآمدها و هزینه هاست.
اما رهبر جمهوری اسلامی تقریبا در تمام دوره رهبری خود در مواجهه با همه دولت ها در نقش یک دشمن جدی ظاهر شده و همواره مانعی بر سر راه تحقق درآمدهای دولت بوده است. ستاد اجرایی که در آغاز رهبری خامنه ای تشکیلاتی محدود بود روز به روز به قیمت کاهش درآمد و دارایی های دولت ، بر حجم ثروت خود افزوده است.
حــضور همراه با گردن کلفتی سپاه در پروژه های عمرانی ـ که بی شک با فشار رهبر صورت گرفته و می گیرد ـ از دو راه به بودجه عمومی و در آمدهای دولت زیان وارد کرده و می کند. از یکسو بامحدود سازی حضور بخش خصوصی واقعی ، امکان رقابت در اجرای پروژه ها با حداقل هزینه را از بین می برد و از سوی دیگر تجربه سالهای اخیر نشان می دهد بسیاری از پروژه های گرانقیمت که سپاه در غیاب رقبای قوی در اختیار می گیرد با تاخیرهای متعدد در اتمام پروژه و اشکالات عدیده فنی در زمان بهره برداری مواجه است.
دشمنی خامنه ای با دولت زیر دست خود هر روز ابعاد گسترده تری پیدا می کند. او از یک طرف ، منابع درآمدی دولت را به نهادهای غیر پاسخگو منتقل می کند و از طرف دیگر با اظهار نظرهای تحریک کننده و همراه با تهدید ، امکان ورود سرمایه های داخلی وخارجی برای کمک به دولت را از بین می برد.
پس از آنکه دولتِ نزدیک به رهبر جای خود را به دولت روحانی داد رئیس دولت و همکاران او بارها اعلام کرده اند که دولت را با بدهی های فراوان تحویل گرفته اند و کاهش درآمد ها نیز مزید برعلت شده و دست دولت را برای اجرای وظایف و مسئولیت های خود بسته است. در همین شرایط ، خامنه ای با وقاحتی مثال زدنی دستور قبلی خود در خصوص معاف بودن آستان قدس رضوی از پرداخت مالیات را تکرار نمود. دستور غیرقانونی و خودخواهانه رهبر قبلا صادر شده و سالهاست این کارتل بزرگ از پرداخت مالیات خودداری می نماید که همین امر، کاهش شدید در آمد دولت را به دنبال داشته است.
حتی اگر دستور اخیر رهبر صادر نمی شد آستان قدس همچنان به فعالیت های اقتصادی نظارت ناپذیر خود ادامه می داد. اما خامنه ای اصرار دارد که عجیب بودن و لجاجت پیشگی خود را به نمایش بگذارد. وبسایت دفتر رهبر ،چندی قبل متنی را تحت عنوان فتوای مالیاتی خامنه ای منتشر نمود. به موجب این فتوا ” عدم پرداخت مالیات و عوارض وسایر حقوق قانونی دولت اسلامی برای هیچکس جایز نیست”.
با وجود این فتوای نمایشی، دفتر رهبر اخیرا بدون هیچ دلیل مشخص، بار دیگر دستور او برای شرعی جلوه دادن “فرار مالیاتی آستان قدس رضوی” را در اختیار رسانه ها قرار داد. در بخشی از فرمان خامنه ای آمده است :
” درآمدهای آستان و شرکت هاو موسسات وابسته به آن از پرداخت هرگونه مالیات معاف می باشند”.
البته رفتار عجیب دیکتاتور ایران و دشمنی با زیر دستان خود تنها به حوزه های مالی محدود نمی شود. او با تشکیل شوراهای گوناگون و تاسیس سازمان های پرخرج وبی خاصیت، بسیاری از برنامه های دولت را مختل و انسجام مدیریتی کشور را بر هم می زند. یقین دارم کسانی که این مقاله را خوانده اند نمونه های فراوانی سراغ دارند که هر یک ثابت میکند دیکتاتور ایران ، عجیب ترین دیکتاتور دنیاست.
نحوه از هم پاشیدن حکومت این دیکتاتور نیز منحصر به
فرد خواهد بود همانطور که زیان ناشی از دوره حکومت غیرپاسخگوی خامنه ای با هیچ دوره ای ازحکومت های ایران قابل مقایسه نیست.