ایرج مصداقی
محمدیزدی، محمدتقی مصباحیزدی، احمد جنتی، ناصر مکارمشیرازی، احمد علمالهدیٰ، احمد خاتمی، صادق لاریجانی، فقهای شورای نگهبان و اکثریت مطلق اعضای مجلس خبرگان رهبری و بسیاری از نمایندگان خامنهای در استانها و شهرها و… به درستی در زمرهی مبلغان اسلام داعشی معرفی میشوند. دیدگاههای آنها به ادعای خودشان برخاسته از اصول مسلم فقه شیعه است که سابقهی هزار و چند صدساله دارد.
آنچه این دسته از روحانیون مطرح میکنند، در دههی ۶۰ از سوی روحانیونی که امروز به عنوان «مراجع تقلید سبز» و… مطرح میشوند به شکل غلیظتری تحت عنوان مبانی مسلم شرع و شریعت عنوان میشد. این عده، امروز که در قدرت حضور ندارند، بدون توضیح در مورد چرایی تغییر نگاهشان، عکس فتاوی گذشته را میدهند. آیا اصول مسلم فقه تغییر کرده است یا دلایل دیگری در میان است؟ آیتالله صانعی پیشتاز مراجع تقلید شیعه در صدور فتواهای بحثبرانگیز است. او در گفتوگوهای خصوصی بارها مطرح کرده است که نظرات گذشتهی او مربوط به دوران «جاهلیت»اش است و نگاه امروز او تغییر کرده است. بحث اصلی در اینجاست که عامل اصلی گذر از «جاهلیت» که او میگوید چیست؟
نگاهی به زندگی و دیدگاههای آیتالله صانعی ما را به این واقعیت میرساند که برای بهروز شدن فقه شیعه و اسلام هیچراهی به جز کوتاه کردن دست روحانیون از حاکمیت و سیاست نیست. روحانیون در خلوت خود و در حجرههایشان و به دور از قدرت، بیشتر میتوانند با دنیای امروز و الزامات آن کنار بیایند. صانعی و افرادی همچون او به وضوح شکست اسلام سیاسی در حل و فصل امور جامعه را دیدهاند. آنها با این واقعیت سخت روبرو شدهاند که چهارچوبهای سنتی فقه نمیتواند به مقتضیات زمان پاسخ دهد. آنها به تجربه دریافتهاند که کشتار و شکنجه و و مجازاتهای بیرحمانه دردهای اجتماعی را از بین نمیبرند و مشکلات نظام را حل نمیکنند.
در این نوشته ابتدا نگاهی خواهم داشت به کارنامهی آیتالله صانعی در سیاهترین روزهای تاریخ ایران در دههی ۶۰ و سپس به بررسی فتواهای جدید او میپردازم.
ذکر این نکته ضروری است که نگارنده نه تنها اعتقادی به اسلام و شیعه ندارد، بلکه نگاه مذهبی هم ندارد اما قویا معتقد است که مسلمانان و اعتقاداتشان را به عنوان یک واقعیت در ایران آینده در نظر گرفت.