مآخذ نامهای تاجیک و پشتون

 

جواد مفرد کهلان :

به نظر می رسد نام تاجیک متعلق به تایوئه جیک ها یعنی یوئه جی های بزرگ (تخاران، شاخهٔ اکثریت یوئه جی ها) باشد که بر مخلوط آنان با دربیک/دری زبانان اطلاق شده است. و نامهای افغان و پختون (اشراف) مربوط به هپتالان (ابدالی ها) بوده باشد که به مخلوط آنها با پاکتیک ها اطلاق شده است:

आभग m. Abhaga one who is to be honoured by a share

आप्त adj. Apta  respected

अल n. ala excellent

पक्ति f. pakti respectability

معنی افغان و پشتون

در گزارش منجم هندی قرن ششم میلادی Varāha Mihira نام افغان به صورت اوگانه به معنی سرزمین سرزمین نجبا و دینداران و در کتیبهٔ شاپور ساسانی به صورت بغانه (منسوب به دینداران و خداپرستان) آمده است. در عهد ساسانی حاکمان آنجا را فغانیش یعنی رهبر افغانها می گفته اند. هندوان باستان افغانستان را آریا ورته (مراتع نجبا) و یونانیان آریانا (سرزمین نجبا) می نامیده اند:

आभग m. Abhaga one who is to be honoured by a share

نشسته در آن دشت بسیار کوچ

ز افغان و لاچین و کرد و بلوچ.

فردوسی.

من ایدر بمانم نیایم براه

نیابم به افغان و لاچین سپاه.

فردوسی.

نام پختون آن به صورت بختون به معنی منسوب به دینداران و نجبا بوده است و پتهان هندوان (مردم محترم) ترجمه و واژهٔ پشتون صورتی از آن است:

भक्त adj. bhakta faithful

भक्त m. bhakta worshipper

«خ» گاهی بدل ِ «ش» آید:

افراختن = افراشتن.

فراخه = فراشه.

فراخیدن = فراشیدن.

ریشهٔ نامهای تاجیک و دری

نامهای کهن دادیک و تاجیک و دروپیک (دربیک، دری) اشاره به سکاییان پارسی برگ هئومه دارند:

 به بیان دیگر نامهای سکاییان پارسی برگ هئومه، دروپیک (درو-پیک، دارای دارو و عصارهٔ خوردنی) و دربیک و دری و دادیک و حتی تاجیک مرتبط و مترادف می نمایند:

सूम m. sUma (hauma) milk

दार्भ adj. dArbha made of bunch of grass

द्रु m. dru tree, drug

पयस् n. payas juice

दाधिक adj. dAdhika made of or mixed or sprinkled with coagulated milk.

दधिक n. dadhika cheese

तेजस् n. tejas fresh butter

तेजस् n. tejas essence

معنی یوئه جی، یوئه جژی و تایوئه جی (تایوئه جیک، تاجیک) یوئه جی به معنی زوج قوم و یوئه جژی (زوج قوم کوچک) و تايوئجی به معنی (زوج قوم بزرگ، تخار، کوشان) است:

तायते{ताय्} verb 1 tAyate[tAy] spread

युज m. yuja connectors

در تبر زرین بلخ نام یوئه جی با توتم کرکس دو سر ایشان ربط داده شده است:

युङ्क्ते{युज्} verb yunkte[yuj] unite

आज m. Aja vulture

در این تبر آیینی، هپتالیان با توتم گراز و سکائیان بلوچستان با توتم ببر بالدار در دو سوی یوئه جی ها نشان داده شده اند.

منابع عمده:

١- تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا.

۲- ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور.

٣- جادهٔ ابریشم جلد ١ و ٢ علی اکبر مظاهری.

۴- فرهنگ لغات سنسکریت آنلاین.

۵- لغت نامهٔ دهخدا.