
مهدی اصلانی :
الگوریتمها و رماننویسانِ دندهاتوماتیک
وقتی هوشِ مصنوعی رنجِ نکشیده را مینویسد
خبر: آکادمیی گنکور رمان «این بود مرگ» نوشتهی تیلسون اورلین را از فهرست نامزدهای جایزهی گنکور به اتهام استفاده از هوش مصنوعی و مصداق سرقت ادبی از لیست جوایز خود حذف کرد.
«حفظ اعتبار جایزهی گنکور و آکادمی» دلیل این تصمیم بوده.
این تصمیم پرسشها و بحثهایی مفصل پیرامون این اقدام در سطح جهانی به میان کشیده.
از جمله این پرسش: هوش مصنوعی در حال زیر گرفتن آفرینش ادبی است؟
با فهم من هوش مصنوعی بهخودیی خود آفرینش ادبی را زیر نمیگیرد اما میتواند (توانسته) اصالت اثر و حتا اعتبار ادبیات را دگرگون کند. خطر اصلی نه در پیدایش این فنآوری بلکه در نحوهی استفاده از آن است. ممکن است هوش مصنوعی متنی بسازد که از نظر زبانی و ترکیببندی بسیار تأثیرگذار باشد. اما این متن حاصل تجربه و مواجهه انسان با جهان نیست.
هرچه به هوش مصنوعی دیکته کنی در موردش مینویسد. بهمثل در حوزهی سیاسی بروید یک فرد را انتخاب کنید و در موردش بد بگویید که این پست است و برادر تنیی شمربن ذیالجوشن است و از هوش مصنوعی بخواهید که زورم نمیرسد لطف کن پای چشماش را بالا بیاور و درازش کن! یا برعکس کسی را به اوج رسان. گاز و کلاچ و دنده دست شما است.
هوش مصنوعی میتواند در موردِ رنج بنویسد، بیآنکه رنج را تجربه کرده باشد. میتواند با داشتنِ عمرِ جاودان از مرگ بگوید.
اینجاست که ادبیات زیر گرفته میشود چون ادبیات تنها چیدن واژهها کنار هم نیست. پرسش مهم این است که در این موقعیت سهم نویسنده در شکلگیریی اثر چه بوده. خطر بزرگ نه نابودیی ادبیات، بلکه انبوهشدن متون نالازم است. شاید بهجای آنکه بپرسیم «آیا هوش مصنوعی میتواند رمان بنویسد؟» باید پرسید، هر متنی که بتواند ما را تحت تأثیر قرار دهد یک آفرینش ادبیی اصیل است؟ و پرسش تعیینکننده دیگر شاید این نباشد که «چه کسی این متن را نوشته؟» بلکه این باشد که «چه کسی مسئولیت این اثر را بر عهده میگیرد؟
جدیترین خطرِ هوش مصنوعی برای ادبیات شاید این باشد: یکسانسازی صداها در پوششِ درازگوییها و درازنویسیها
ادبیاتِ ناب همیشه حاصل درستنویسی نبوده، که گاه حاصل شکستن قواعد و نافرمانی از زبان متعارف و دیدن جهان از زاویهای بوده که پیش از آن کسی به آن نگاه نکرده (صدسال تنهایی تا هزار سال دیگر خوانده میشود) خطر آن است که نویسنده یا کسی که نه ویرگول نه کما و نیمفاصله می فهمیده، قصد دارد و میخواهد خود را با تقلب نویسنده قالب کند. خطر واقعی تنها آن نیست که ماشین جای نویسنده را میگیرد! بلکه آن است، نویسنده شبیه ماشین میشود.
و این یکی از تناقضهای تلخ عصر ماست. تاخت زدن انساننویسی و ماشیننویسی از شمار صداهای واقعی میکاهد.
هیچ هوش مصنوعی نمیتواند «صد سال تنهایی» را خلق کند. هیچ هوش مصنوعی قادر نیست اولیس جیمز جویس یا خشموهیاهوی فاکنر یا مسخ کافکا خلق کند. مگر آنکه انسان برود حرف تو دهان هوش مصنوعی بگذارد. هوش مصنوعی را میتوان با شکلات فریب داد! اما هوش انسانی را؟
هوش مصنوعی بر اساس «احتمالات» و «الگوهای تکرارشدهی گذشته» پیشبینی و تولید میکند، در حالی که بسیاری از شاهکارهای ادبی حاصل «گسست از الگوها» پدید آمده.

Screenshot
|
|







