شهباز نخعی :
نزدیک به 40 سال از عمر نکبت بار و فاجعه آفرین حکومت آخوندی می گذرد. در تمام این مدت سیاست – یا درواقع بی سیاستی- خارجی آن زیان های جبران ناپذیری به میهن ما زده است. کار به جایی رسیده که امروز کشور ما در سطح جهان دوستی جز حکومت جنایتکار سوریه – که هرسال میلیاردها دلار هزینه روی دستمان می گذارد- و روسیه – که از کشورمان استفاده ابزاری می کند و بی گمان در زمان مناسب آن را وجه المصالحه تأمین منافع خود خواهد کرد – ندارد. اوضاع تأسف انگیز داخلی اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زیست محیطی و… همه و همه حاصل همین سیاست خارجی روان پریشانه ودشمن محور است.
در چنین وضعیتی است که چند روز پیش محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه حکومت آخوندی به آمریکا رفته ودر اندیشکده «شورای روابط خارجی» در واشنگتن مطالبی بیان کرده که جای تأمل و تعمق دارد. از بخش های نامربوط و دروغ گویی های آشکار او – به ویژه درباره موضوع هایی چون حجاب و آزادی پوشش، آزادی های فردی، رعایت حریم خصوصی و آزادی بیان – که بگذریم، به بخشی از سخنان او می رسیم که نخستین بار است از زبان یک مسئول بلندپایه سیاست خارجی حکومت بیان می شود و از این نظر اهمیت دارد که برخلاف همیشه که وزیر امور خارجه نقش ماله کشی بر خرابکاری و بحران آفرینی ها – غالبا از طریق حاشا و تکذیب – را به عهده داشته، این بار رسما و عملا به ورشکستگی به تقصیر سیاست خارجی حکومت آخوندی – آن هم نه به زبان مبهم و چند پهلوی دیپلوماتیک، بلکه با صریح ترین واژه ها – اعتراف می کند.
به گزارش 25 آوریل تارنمای “صدای آمریکا”، محمدجواد ظریف در اندیشکده «شورای روابط خارجی» در واشنگتن ی گوید: «در تلاش برای تبدیل شدن به قدرتمندترین کشور منطقه و خارج کردن رقیب از صحنه، ما منطقه را به نابودی کشاندیم»!
آیا اعتراف از این صریح تر هم ممکن است؟ از حکومتی مانند حکومت آخوندی که خود را جانشین خدا بر روی زمین می داند، این حد از واقع بینی و شجاعت اقرار به خطا درخور تمجید است. اما، توقع خردمداری از این حکومت انتظاری بیهوده است زیرا درحالی که نتیجه منطقی چنین گزاره ای باید کناره گیری همه ارکان حکومت از صدر تا ذیل و پوزش خواهی از مردمی که عواقب کمرشکن این «نابودی منطقه» را تحمل می کنند باشد، حکومت متبوع آقای ظریف نه تنها چنین قصد و نیتی ندارد، بلکه همچنان خود را متولی ترمیم یا جبران این «نابودی منطقه» می داند زیرا می گوید: «اکنون زمان آن رسیده است که به این جریان خاتمه دهیم»!
علاوه براین، این پرسش به ذهن می آید که محمدجواد ظریف چه جایگاهی در نمودار سازمانی تصمیم گیری در حکومت دارد و حرف او چه ارزشی می تواند داشته باشد؟ در حکومتی که رییس جمهوری آن به اقرار صریح سیدمحمد خاتمی چیزی بیش از یک «تدارکاتچی» بی اختیار نیست، چه کسی می تواند روی حرف وزیر امور خارجه ای که مرتب التزام عملی خود به ولی مطلقه فقیه را تکرار می کند حساب کند؟!
درعین حال، بعید به نظر می آید که ظریف چنان جسارتی داشته باشد که بخواهد یا بتواند خلاف نظر ولی مطلقه فقیه عرض اندام کند. بنابراین می توان چنین پنداشت که این سخنان نوعی آشتی جویی و منت کشی از عربستان ودیگر کشورهای عربی باشد. این موضوع از ادامه سخنان ظریف در «شورای روابط خارجی» آشکار می شود که می گوید: «تهران یا ریاض نمی توانند به تنهایی قدرت بزرگ منطقه باشند».
در همین راستا، می توان گفته سیدعلی خامنه ای در 10 اردیبهشت را تفسیرکرد که گناه وخامت روابط با عربستان سعودی و کشورهای منطقه را به گردن آمریکا می اندازد: «آمریکا تلاش می کند با تحریک عربستان و کشورهای منطقه، آنها را در مقابل ایران قراردهد»!
با این حال، در حکومت شتر گاو پلنگ آخوندی، توقع سیاست خارجی یک دست و منسجم انتظار بیهوده ای است زیرا هر مقامی به خود حق و اجازه می دهد درباره آن باید و نباید بگوید وخط مشی معین کند، از جمله صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه که ظاهرا درجریان توافق ضمنی مقام معظم رهبری و وزیر امور خارجه قرار نگرفته، همچنان ساز پیشین را کوک می کند: «وقتی مجموعه نظام به این جمع بندی می رسد که برای حفظ اقتدار کشور… در سوریه و عراق به نحومستشاری حضور یابد دیگر کسی نباید این سیاست نظام را زیر سئوال ببرد»!
ظاهرا خبر این توافق و قصد دلجویی از عربستان و کشورهای منطقه به حوثی های دست نشانده حکومت آخوندی در یمن – که عامل اجرایی بخشی از «نابودی منطقه» مورد اعتراف آقای ظریف بوده اند – هم نرسیده، زیرا در تاریخ 6 اردیبهشت همچنان شاخ و شانه می کشند که: «جنگ را به خاک عربستان می کشانیم»!
اقرار به خطا، آن هم خطایی به بزرگی «نابودی منطقه» به هرحال، اعم از این که ناشی از شهامت اقرار کننده یا در بن بست گیرکردن و نداشتن راه پس و پیش باشد، امری پسندیده است که باید آن را به فال نیک گرفت. آیا می توان امیدوار بود که پیامد منطقی این اقرار نیز به وقوع پیوندد و به عنوان مثال در گام بعدی رهبر معظم عظمت واقعی خود را با کناره گیری و سپردن کار مردم به دست خودشان نشان دهد؟!
آیا سیدعلی خامنه ای دارای آن درجه از واقع بینی و درایت هست که به خود آید و همه خطاهای پرشمار خود را با تصمیمی خردمندانه پاک کند و با پیاده شدن داوطلبانه از توسن قدرت نام نیکی از خود در تاریخ بجا گذارد؟!
برای این کار هنوز فرصت هست!
12 اردیبهشت 1397