همنشین بهار :
در شروع این بحث روی سه نکته تأکید میکنم:
- من سنخیتی با افکار واپسگرایانه و پوسیده که مرتجعین به آن رنگ و لعاب شریعت زدهاند ندارم. واقعه ۱۱ سپتامبر را نیز که بدون شک تروریستی و ضد انسانی بود مثل هر انسان صلحدوستی محکوم میکنم.
- معتقدم اندیشههای زلال پدران بنیانگذار Founding fathers و امثال جرج واشینگتن و توماس جفرسون و جیمز مدیسون…براستی ستودنی است. مردم شریف ضدجنگ را در ایالات متحده، نباید با جنگافروزان، شرکتهای غارتگر چند ملیتی و نمایندگان سیاسیشان یکی گرفت. آمریکا تنها در امثال لیندسی گراهام و تام کاتن و روپرت مُرداخ و جان بولتون و، سرمایه سالاران لاکهید مارتین و نورتروپ گرومن… خلاصه نمیشود.
- به تئوری توطئه Conspiracy Theory اعتقادی نداشته و ندارم. همه چیز را بیهوده و عبث پنداشتن، پشت هر رویداد دسیسه و دستهای پنهان دیدن، و به جعلیات شبه علمی چسبیدن بی معناست. هستند کسانیکه در رفتن انسان به کره ماه هم شک داشته، مَنقاش به دست اینجا و آنجا توطئه کشف میکنند و پشت هر کاسهای به دنبال نیم کاسه میگردند.
اگرچه این نگاه سادهساز را که در پشت هر رویدادی یک توطئه مخفی و عواملی نهان وجود دارد، در فیلمهای هالیوودی هم میتوان دید. فیلمهایی که کلیشه اصلیشان دشمنان مریخی و آدمخوارانی است که دسیسه چیدهاند تا تمدن بشر را نابود کنند،
اگرچه در درون هر انسانی یک دائی جان ناپلئون، خفتهاست که با کوچکترین تلنگری بیدار میشود و میخواهد پشت ورق را هم بخواند. فیلم نوازندهٔ پیانو از پولانسکی، تئوری توطئه از مل گیبسون، و بخصوص فیلم مترجم ساخته سیدنی پولاک و… آنچه را گفتم به تصویر کشیدهاست.
اگرچه تئوری توطئه(تو مو میبینی و من پیچش مو)، ریشه در واقعیتهای تلخ زندگی مردمی دارد که همواره با دوز و کلک ستمگران روبرو بودهاند، اما…
اما از آنجا که جهان از بدو پیدایش تابع تغییرات و کنش و واکنشهای استوار بر قوانین علمی و دقیق بوده و لحظهای نمیتوان بقای آنرا در نبود این قوانین تصّور نمود، به تئوری توطئه باور ندارم. البته، ارائه اسنادی که گزارشات رسمی را به چالش میکشد، ربطی به تئوری توطئه که با توسّل به آن پرسشها را لوث میکنند، ندارد….