
احمد حیدریان :
چالشهای جنبش مدنی ایران؛ از تندرویهای سیاسی تا مداخله خارجی
برخی ناظران سیاسی معتقدند تحرکات مسلحانه و رادیکالیسم منتسب به جریانهای پهلویخواه، بیش از آنکه رویکردی دفاعی داشته باشد، آسیبهای جدی به بدنه جنبشهای مدنی و اصیل ایران وارد کرده است. به باور این تحلیلگران، این اقدامات با «امنیتی کردن» فضای اعتراضات، عملاً هزینه مشارکت سیاسی را برای تودههای مردم افزایش داده و مسیر تغییرات تدریجی و خشونتپرهیز را با بنبست مواجه کرده است؛ موضوعی که گفته میشود فضا را برای سرکوب مضاعف فراهم آورده و مطالبات ملی را از مسیر اصلی خود منحرف ساخته است.
از سوی دیگر، منتقدان جریانهای پادشاهیخواه بر این باورند که تمایل این گروهها به دخالت نظامی خارجی، تنها یک تاکتیک مقطعی نیست، بلکه ریشه در ماهیت ایدئولوژیک گفتمان سلطنتی دارد. در این دیدگاه، «حق حاکمیت» نه لزوماً برآمده از اراده ملی، بلکه نوعی «ودیعه» تلقی میشود که بازیابی آن حتی با تکیه بر قدرتهای خارجی توجیه مییابد. این رویکرد، به زعم برخی کارشناسان، با گره زدن سرنوشت سیاسی کشور به اراده قدرتهایی چون ایالات متحده و اسرائیل، استقلال ملی را در برابر دستیابی دوباره به قدرت قرار داده است.
«واقعیت این است که سرویسهای بیگانه با هدف تضمین منافع آتی خود در تحولات رخنه میکنند. از این منظر، حمایت از جریانهای وابسته مانعی است تا سررشته امور به دست نیروهای ملیگرا نیفتد؛ چرا که قدرتهای خارجی نگرانند با خروج ابتکار عمل از دستشان، دیگر نتوانند در مهندسی سیاسی ایران نقشی ایفا کنند.».
به نظر میرسد اگر جنبشهای مدنی و نیروهای ملی بتوانند ابتکار عمل را به دست گرفته و روند تغییرات را از نفوذ قدرتهای خارجی مستقل کنند، امکان مداخله در تعیین سرنوشت سیاسی ایران از این قدرتها سلب خواهد شد «از این منظر، حمایت قدرتهای خارجی از جریانهای غیرمردمی، تلاشی آگاهانه برای حاشیهنشین کردن میهنپرستان است؛ زیرا آنها بهخوبی میدانند که در صورت استقلال سیاسی ایران و تکیه بر توان داخلی، دیگر فضایی برای سناریونویسیهای استعماری و اعمال نفوذ در مقدرات کشور باقی نخواهد ماند.»
1404-11-18






