کُشته ها و پُشته ها

در حملۀ تازیان به ایران ،سیستانیان مقاومتِ بسیار و تازیان خشونتِ بسیار نمودند چندانکه ربيع ‌بن زياد (سردار عرب) برای إرعاب مردم و کاستن از شورِ مقاومتِ آنان دستور داد:

-« صَدری(بُلندائی) بساختند از آن کُشتگان [يعنی اجساد کشته شدگان را روی هم انباشتند]… و هم از آن کُشتگان، تکيه‌گاه ها بساختند و رَبيع ‌بن زياد بَر شُد و بر آن بنشست».[بدین ترتیب] اسلام در سیستان متمکّن [مستقر]شد و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار (يک ميليون) دِرهم به اميرالمؤمنين دهند با هزار وَصيف (کنیزک و غلام)»…ولی سیستانیان -باز-«ردّت آوردند» و حاکمانِ عرب را از شهر بیرون کردند۱

در آن شرایط سوخته و سوگوار وقتی در آستانۀ نوروز سپاهيان «قُتيبه» (سردار عرب) نیز سيستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ‌نواز،در کوی و برزنِ شهر – که غرق خون وُ آتش بود – از کشتارها و جناياتِ «قُتيبه» قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونين از چشمِ بازماندگان جاری می‌ساخت و خود نيز،خون می‌گريست و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:

«با اينهمه غم

در خانۀ دل

اندکی شادی بايد

که گاهِ نوروز است

https://mirfetros.com

ali@mirfetros.com