«گذار از پادشاهی خواهی به جمهوری خواهی»،گذار از سراب وابستگی به واقعیت استقلال ملی است

انسداد سیاسی در جریان پادشاهی‌خواهی، بیش از آنکه محصول عامل خارجی باشد، برآمده از یک تضاد ماهوی با هویت ملی است. پیوند زدن مطالبات معیشتی و مدنی با نمادهایی که در حافظه جمعی ایرانیان نشانه مداخله بیگانه‌اند، اصالت این جریان را با چالشی جدی مواجه کرده است. جامعه ایران، به‌ویژه در لحظات حساس تهدیدات خارجی، نشان داده است که میان «نقد حکمرانی» و «صیانت از کیان ملی» تفکیکی هوشمندانه قائل است؛ این همان نقطه‌ای است که پروژه‌های رسانه‌ای ضدملی ها را به بن‌بست کشانده است.

شکست گفتمان سلطنت‌طلب به دلیل رادیکالیسم رفتاری و تکیه بر میراثی که همواره با سایه وابستگی همراه بوده، اکنون فضایی حیاتی برای بازآفرینی جمهوری‌خواهی اصیل ایجاد کرده است. دوران کنونی، زمان گذار از رویاهای فردمحور به ساختارهای قانون‌مدار است.

جمهوری‌خواهی با مرزبندی صریح علیه هرگونه وابستگی، می‌تواند هویت مستقل معترضان را نمایندگی کند. این گذار تاریخی، نه تنها یک ضرورت سیاسی، بلکه پاسخی به بلوغ جامعه‌ای است که می‌خواهد سرنوشت خود را بدون اتکا به میراث خاندانی و در چارچوب اراده ملی رقم بزند. بن‌بستِ ساختاریِ پادشاهی‌خواهان، پلی شده است برای بازگشت به صندوق‌های رای واقعی و حکمرانیِ مردم‌نهاد.

درباره چگونگی طراحی فرایندهای این گذار تاریخی با هم شما گفتگو خواهیم کرد.