همنشین بهار :

برگردیم عقبتر
با سرکوب رژیم بعد از سی خرداد ۶۰ و حمله به پایگاههای مجاهدین که اوجش ۱۹ بهمن آن سال بود، و با ضربات ۱۲ اردیبهشت و ۱۰ مرداد سال ۶۱، آخرین پایگاههای سازمان در تهران از دست رفت.
اگر فرض کنیم بعد از آن بگیر و ببندها، حضورشان در عراق اجتنابناپذیر بود لزوماً به این معنی نیست که درفشی در دست صدام میشدند. البته امثال رضا عطار پور(حسینزاده) از نخبههای اطلاعاتی ساواک، همچنین اسدالله لاجوردی و اعوان و انصارش، به آنان اتهام وابستگی به عراق را زدهاند. این وسط، تبلیغات حکومتی و نیز برخی ابهامات، مثل این یا آن نشست مسعود رجوی و…با مقامات رژیم بعثی از جمله با طاهر جلیل حبوش و صابر الدوری… و نیز فیلمهایی که در آن پول و اطلاعات رد و بدل میشود و در یوتیوب موجود است، تاثیرات منفی خودش را گذاشتهاست. بویژه وقتی امثال حبوش، علیرغم همه تعریفها و تعارفها با طرف مقابل، مثل گماشته برخورد نموده و سفارش این یا آن عملیات(ترور) را صادر میفرمایند! و افسران استخبارات عراق، در مورد بمباران محله گیشا و پُل سومار و پُل رودخانه بهمنشیر، از عباس داوری(برادر رحمان)، اطلاعات میگیرند! متاسفانه آنچه نوشتم شایعه رژیم و اضداد مجاهدین نیست.
ادامه مطلب در اینجا