گفتمانی در جهت تخریب سوسیالیست

بنام تاریخ یک دروغ به ما گفته اند ، دروغ درباره شکست امید ، دروغ درباره شکست شرافت دروغ درباره شکست انسانیت  (از اولین بیانیه زاپاتیستها در۱۹۹۶)

در راستای حمایت از جنبش کارگری ایران هر ساله در اوایل ماه ژوئن تظاهراتی در کنار ساختمان سازمان جهانی کار برگزار می شود. مبنای اصلی این تظاهرات که در بیانیه های گوناگون می آیید چنین است: ” در چنین شرایطی گسیل نمایندگان غیر واقعی کارگری از طرف ارتجاع حکومت اسلامی به صد و چهاردهمین اجلاس سازمان‌ جهانی کار(ILO)، خودفریبی عریان به سنن و شرافت مبارزاتی طبقه کارگر ایران است و زمانیکه در چنین وضعیت اسف باری، ILO  نمايندگان جمهوری اسلامی ایران را برسمیت می شناسد و حتی مقام های فوقانی به آنها اهدا می‌کند نظیر پاسدار محجوب”، بیانگر آنست که مقاوله نامه‌ های “سازمان‌ جهانی کار” در خدمت حکومت های سرمایه داری است. (شورای همبستگی با جنبش کارگری- پاریس: گزارش از شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار در ژنو‎) “.

این تظاهرات ها بمروز زمان از فراگیر شدن خود یعنی حمایت از کارگران ایران در درون جامعه تبعیدی جا نیافتاده است و بر أساس گفته های شرکت کنندگان هر سال از تعداد افراد شرکت کننده کمتر می شود و نسل جدید را حتی بدبین می کند. (۱) موضوع مهمتر این تظاهرات ها گره زدن آن با شرکت خانه کارگر است که بسیار منفی و سلبی است٬ که بیشتر نقش خانه کارگر را برجسته می کند که نهاد مهمی است در داخل تا پایداری و انعکاس زحمات و فداکاری های جنبش کارگری ایران و اگر حذف حزب خانه کارگر در خود آی ال او جا افتاده است برای برگذار کنندگان تظاهرات ها نه. خانه کارگر مرده ای است که هر سال در این تجمعات زنده می شود. (۲) خانه کارگر حزب سیاسی است و نهادی که در داخل کشور مهم ترین ضربات را بر جنبش کارگری می زند٬ اما مشکل اصلی شوراهای اسلامی کار است و کارگران ایران بدرست مخالف باز شدن دفتر سازمان جهانی کار بودند و به آی ال او اعتراض می کردند و پرسش شان این است که چه بر سر توافق پذیرفتن حق تشکل سندیکای در محیط کار ( توافق سه جانبه سازمان جهانی کار، نماینده رژیم و نماینده خانه کارگر در سال ۱۳۸۱ در تهران) آمد. مدارک موجود نشان می دهد فعالین کارگری  گرایشی بسیار چپ که به لغو کار مزدی و میلیتانت ادعای حمایت از مبارزات کارگری را داشتند٬ در دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شمسی موافق کار در شوراهای اسلامی کار بودند و حتی فعالین کارگری در ایران خودرو را تشویق می کردند برای شرکت در شوراهای اسلامی کار٬ که خوشبختانه با مبارزات جدی آن خط به تجدید نظر کشانده شد. اما خود شوراهای اسلامی کار به أنواع مختلف از طریق گرایشات متفاوت ایجاد شده اند که نمونه آن در انتخابات های شورای اسلامی کار درشرکت واحد در سال ۹۷ بود که فعالین سندیکای واحد نیز خود را کاندید کردند و به همین روال در هفت تپه و تا پالایشگاهها که نیروهای محور مقاومت در آنجا دست بالا را دارند. (۳)

واقعیت این است که برگزاری و سازماندهی و شرکت در تظاهرات در کنار سازمان جهانی کار مجوزی می شود برای یک گرایش خاص که آگاهانه دست به تخریب نهادها و افراد مختلف بزنند و در هر مقطعی که امکان داشته باشند٬ مسائلی را مطرح میکنند که آب به آسیاب دشمن  می ریزند. این موضوع از این زاویه مهم است که جنبش کارگری ایران مرکز اصلی تغییرات است و جریانات یا نهادهای قدرت هم از آن استفاده می کنند. سیر تحولات نهادهای سرکوب رژیم بخصوص در ده سال گذشته در خود جامعه ایران به بهترین نحوه مقابل چشم ما قرار دارد و بسیاری از گماشتگان مستقیم و غیر مستقیم تحت نام محور مقاومت به صف شده اند. (۳)

در تاریخ ۱۴ ژوئن در اطاق کلاب هاوس گفتمان سوسیالیستی در قسمت بعد از ساعت دوم مطالبی مطرح شد که نه بخاطر نام بردن از شخص من این نوشته را می نویسم، بلکه برای از بین نرفتن ارزش فعالیت های انسان های که بسیار شرافتمندانه کار می کنند و حتی در این اطاق شرکت هم نکرده بودند است تا روشن شود حقیقت در شنیدن دو طرف با سند روشن می شود نه با تخریب و انگ زنی. اینکه در این جلسه کلاب هاوسی متاسفانه مدیر برنامه نه تنها یادآوری نکرد که شخصی که از او نام برده می شود در اطاق نیست بلکه فعالین دیگر با فشار آوردن برای بالا آمدن افراد دیگر در آن گفتگو در دامن زدن به افترا کمک کردند.

یک- در آغاز دومین ساعت برنامه بهروز فراهانی ادعا کرد که دقیق بخاطر ندارد ولی در سال ۲۰۱۵ و یا ۲۰۱۶ ث ژ ت طرح جلوگیری از اعتبار نامه خانه کارگر را داده بوده ولی استیو بندیکت دوست مهدی کوهستانی جلوی آنرا گرفته و نگذاشته پیش برود. در پاسخ به این ادعای کذب باید گفت در سال ۲۰۰۸ در مقاله ضرورت ارتباط جنبش کارگری ایران با نهادهای بین المللی کارگری آمده است ‪‪ با درگذشت یانک کوژکیویسکز مسئول بخش حقوق بشر وکارگری آی تی یو سی ، مسئله چگونگی پیگیری شرکت نماینده مستقل کارگری ایران پیش رو قرار گرفت و کنگره کارگری کانادا در” تماسی با دفاتر آی تی یو سی در ژنو و بروکسل موضوع دعوت از نهاد یا نماینده مستقل جنبش کارگری ایران را مطرح ساخت و آنها با ذکر مرگ یانک به عنوان مسئول دعوت از نماینده مستقل کارگران به مشکلاتی اشاره داشتند که شامل تامین امنیت شخصی نماینده شرکت کننده بود و اینکه بر چه اساسی و از کدام نهاد باید نماینده یا نمایندگانی را دعوت کرد.با توجه به مشکلات مطروحه ، کنگره کارگری کانادا با طرح اقدام مستقیم خویش در دعوت از کانون مدافعان برای شرکت در کنگره اش و اینکه شخص دعوت شده رابطه شناخته شده و روشنی با کنگره و شخص یانک ونهادهای بین المللی کارگری داشته است و بطور مشخص مسئول روابط بین المللی سندیکای روزنامه نگاران مستقل ایران بوده و دبیر کانون میباشد وهمچنین از همکاری ایشان با نشریات کارگری و سردبیری نشریه راه آینده برخوردارند، به آی تی یو سی پیشنهاد داد که برای کنفرانس سالیانه آی ال او از آقای ثقفی به عنوان نماینده مستقل دعوت بعمل آورد و آقای ثقفی نیز در مشورت با وکلای کانون مدافعان و پس از کسب اطلاع از عدم وجود مشکلات حقوقی آمادگی خود را برای شرکت در این کنفرانس اعلام کردند

حضور و شرکت نماینده مستقل از ایران در کنفرانس آی ال او باعث شد تا نمایندگان کارگری منتخب دولت ایران تاکتیک سکوت را در کنفرانس آی ال او پیشه کنند.” در همان گزارش ذکر شد که کنگره کانادا خواهان آن است که آی تی یو سی جلوگیری کند از اعتبار نامه خانه کار و یا نمایندگان باصطلاح کارگری از طرف رژیم. اتفاقا در سال ۲۰۱۴ زمانی که خود بندیکت مسئول ای تی یو سی بود همان کار را کرد و جلوی اعتبار نامه یاراحمدی مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران را گرفت و حتی خود سازمان جهانی کار در وبسایت اش اعلام کرد. “اعتراضات مربوط به انطباق نامزدی نمایندگان و مشاوران کنفرانس با مفاد ماده ۳ اساسنامه سازمان بین‌المللی کار و همچنین اعتراضات مربوط به عدم معرفی نماینده کارفرمایان یا کارگران را بررسی می‌کند؛ و – شکایات مربوط به عدم پرداخت هزینه‌های نمایندگان و مشاوران کنفرانس و شکایات مربوط به اقدام یا ترک فعل دولت که توسط آن از حضور یک نماینده یا مشاور معتبر در کنفرانس جلوگیری شده است را بررسی می‌کند.”. اینکه در پروسه این سه جانبه گرایی است که فدراسیون جهانی کارگری بلوک شرق سابق اعلام کرد که نمایندگان کارگری ایران متعلق به آنها هستند. تمامی جزییات این پروسه که در دهه دو هزار اتفاق افتاده را در مقاله “ گزارشی از نشست سالانهٔ سازمان جهانی کار– مهدی کوهستانی خرداد ۱۳۹۵ موجود است. اینکه اطلاعات فراهانی در عرصه شکایات موجود در سازمان جهانی کار ناکافی بود را رجوع می دهم به مقاله پرونده‌های باز شکایت از جمهوری اسلامی در سازمان بین‌المللی کار ــ گفت‌و‌گو با مهدی کوهستانی در سایت رادیو زمانه در ژوئن ۲۰۱۹ .

دو- بعلت مشکل تکنیکی که در این جلسه کلاب هاوس پیش آمده بود بسیاری منتظر بودند که ببینند “رفیق ایوب رحمانی” چه اطلاعاتی دارد که به افشاگری فراهانی اضافه کند. ایوب رحمانی از طریق تلفن شخص دیگری وصل شد و ادعا کرد که در سال ۲۰۰۸ بهمراه یدالله خسرو شاهی و بهزاد کاظمی به دیدار بندیکت رفتند و همین خواست اخراج خانه کارگر از سازمان جهانی کار را از ایشان داشتند و ایشان گفت “این کار اصلا قابل اجرا نیست و آب در هاون کوبیدن است”. اولا این دو شخص دیگر در قید حیات نیستند ولی باید به رحمانی گفت که اولا بندیکت در سال ۲۰۰۸ به انگلیس نیامده بود، دوما ایشان هیچگاه با یدالله خسرو شاهی ملاقات نداشته است. ما انتظار برخورد سوسیالیستی از هیچ کدام از این افراد نداریم که خود را تصحیح کنند یا انتقاد از خود بکنند ولی برای روشن شدن موضوع بد نیست به رحمانی که بعدا به جمع فعالین کارگری پیوسته است گفت٬ یدالله خسرو شاهی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶ در نامه ای خصوصی به فعالین کارگری در ایران نوشت ” طی تلاش یکساله  همکاران ما در ” س  ژ ت ”  فرانسه  مسئولین این اتحادیه با خوشحالی تمام این پیشنهاد را پذیرفتند که هیاتی را برای  بررسی مشکلات کارگران ایران و تماس با فعالین کارگری به ایران بفرستند. همه کارها را انجام دادند، بلیط گرفتند، هتل رزرو کردند، با شما تماس گرفته شد. به خانواده های کشته شده در خاتون آباد و فعالین کردستان تماس گرفته شد که وقتی این تیم به ایران آمد، با آنها تماس بگیرند.اما درست سه روز قبل از آمدن این تیم به ایران، مهدی  که از این مسئله با خبر شده بود، چون این برنامه زیر نظر مسئولینی که او با آنها نزدیکی داشت پیش نرفته بود، در جلسه ای که با ” آی سی اف تی یو ” برگزار شده بود  گفت که با مسئولین سندیکای واحد تماس گرفته و آنها گفته اند آمدن این تیم به ایران هم برای ما خطرناک است و هم برای خود این افراد و بهتر است نیایند. این موضوع باعث شد که مسئول آی سی اف تی یو به اتحادیه فرانسه فشار آورد که این تیم را به ایران نفرستند. که بعدآ مشخص شد تمامی گفته های مهدی در آن جلسه غیر واقعی بوده است. “

اتفاقا همان درگیری که نمایندگی اش را کسانی انجام دادند با نام مستعار ولی دودش در چشم جنبش کارگری رفت و آی تی یو سی از سال ۲۰۰۶ هر گونه تماس خود را با جریانات ایرانی قطع کرد. یکی از دلایل این قطع ارتباط هم بر می گشت به فضولی یا موضوعات دیگر کارمند نهادهای امریکای و ارتباط ایشان در پشت پرده با افراد حامی جنبش کارکری که در ویدیوی که چند وقت پیش از آن کارمند بر روی تلگرام یکی از افراد مشکوک آمد نشان داد که نه من و نه جنبش کارگری اتحادیه غربی با ایشان ارتباطی نداشتیم و البته بخش مربوط به روابط آن کارمند با مدعیان را در جایی دیگری نوشته ایم. ( رجوع شود به مقاله آیا جنبش کارگری نیاز به کمک مالی دارد زیر نویس شماره شش).

توهم حامیان کارگری خارج کشور چه در سال  ۲۰۰۶ و چه در سال ۲۰۲۲مبنی بر ارتباط با جنبش کارگری ایران با اتحادیه های فرانسه به این اصل بر می گردد که فکر می کنند چون ث ژ ت از چپ می آیید باید نقش اساسی برای جنبش کارگری ایران داشته باشد ولی میدان مبارزه در خود ایران است و این افراد در خارج سرکوب داخل را نادیده می گیرند. نهادی جلوی رفتن نهاد کارگری را نگرفت٬ فعالین کارگری داخل کشور جلوگیری کردند برای پرداخت هزینه٬ چه برای جنبش کارگری ایران و چه برای فعالین کارگری فرانسه، خسرو شاهی در قید حیات نیست اما فعالین داخل از جمله نایب رئیس سندیکا، دبیر کانون مدافعان و دبیر اتحادیه آزاد کارگران هستند و می توانند شهادت دهند که آنها بودند که جلوی آن مسافرت ایستادند و نگذاشتند که دو نماینده ث ژ ت بدون گرفتن ویزا و بصورت توریستی به ایران بروند و نظریه اشان در سال ۲۰۲۲ ثابت شد. اتفاقا اگر اعتراض امسال می خواست درست تر باشد باید از دو فرانسوی که از زندان ایران آزاد شده بودند خواسته می شد تا در اجلاس آی ال او شرکت کنند همانگونه که در بسیاری از مجامع بین المللی صحبت می کنند باید آنجا بودند و از جنایت رژیم صحبت می کردند. اما دلایل این عدم حضور را باید از فراهانی پرسید. البته فراهانی موضوع مشابه ای که در همین زمینه بود و در مقاله من و اپوزیسیون های اشرافی نوشته شده است را پاسخی نداد. برای کسانی که جلسات پشت جلسات می گذاشتند و قبل از رفتن این دو فرانسوی نقش اصلی را داشتند٬ که فرانسویان چه کسانی را در ایران ببینند و پشت هم تماس می گرفتند ووو کجا هستند؟ البته که برای آنها مهم نبود که امروز بیاییند توضیح دهند چه گذشت و کجای کار اشکال داشت. حداقل مسئولیتی بگردن بگیرند.  رحمانی باید حواس اش جمع باشد و اگر نگاهی به ای میل ۲۸ نوامبر ۲۰۰۸ خودش بیاندارد و متنی که بر علیه ما نوشته شده است را یکبار دیگر بخوانند ذهن اش دوبار بیدار می شود. متن نامه یدالله خسرو شاهی و کن جورجتی را یکبار دیگر بخواند باید بپذیرد چرا بندیک در انگلیس نبوده است. من هیچگاه به خسرو شاهی برای انجام این کارها برخورد نامناسب نداشتم چون می دانستم ایشان یک کارگر به معنی واقعی بود و برای دوستی و علاقه و فشار دیگران دست به این کارها می زد. اما جا دارد از ایوب رحمانی که حافظه اش اگر درست کار کند بگویید در روزی که یدالله خسرو شاهی سکته کرد و در بیمارستان بود ایشان به چه دلیل با تماس به کنفدراسیون حمل و نقل قرار خودشان را کنسل کردند. حالا اکنون جا دارد موضوع آن قرار را ایشان رو به جنبش کارگری بگویید؟

ختم کلام

در چند سال گذشته درست همان روز که در کنار ساختمان سازمان جهانی کار تظاهرات برگزار می شود ، جلسه ای نیز به ابتکار یک کنفدراسیون برگزار می شود که در سال اول آن یک گزارش داده شد و اینکه بقیه کنفدراسیون ها قول داده اند ، آی ال او قول داده است ، آی تی یو سی چنین گفت و چنان گفت خبر دیگری بیرون نیامد. چرا آن جلسات علنی نیست؟ اتفاقا هم رحمانی در جریان است و هم فراهانی خوب گزارش آنرا هم بدهند؟ بنظرم فراهانی یک موضوع را درست گفت که درگیری بندیکت (آی تی یو سی) با کنفدراسیون های فرانسه شخصی است یا طبقاتی؟ بنظرم اتفاقا درگیری ای تی یو سی طبقاتی است و در سال ۲۰۱۰ در کنفرانسی که در فرانسه به ابتکار ث ژ ت برگزار شد که نماینده  آی تی یو سی ٬ جون سورنسون که زیر نظر بندیک بکار می کرد ٔدر آن جلسه حضور داشت و در عکس ها وجود دارد. درگیری طبقاتی را خانم سهیلا حائری بدون جسارت طبقاتی مطرح کرد ولی سوال نکرد چرا کاری نمی کنند؟ در گزارش که بر روی سایت عصر نوآمده است نوشته :  “ سهیلا حائری، عضو سندیکای ث ژت، سخنران دیگر سیمنار بود. او در باره سرمایه گذاری های شرکتهای فرانسوی از جمله شرکت نفتی توتال، و نیز شرکتهای پژو، رنو، ستیروئن و بانک های فرانسوی در ایران و اهداف و استراتژی آنها سخنرانی کرد. او توضیح داد که سودهای کلان این شرکت ها از طریق تحمیل بی حقوقی و دستمزد پایین به کارگران در ایران، بدست می آید. سهیلا حائری با اشاره به شرایط فجیع کاری، قراردادهای سفید، تعویق در پرداخت دستمزدها که در مراکز کار این شرکت ها در ایران اعمال می شود، بر اهمیت و ضرورت مبارزات کارگران بخصوص در بخشهای اتومبیل و انرژی در این شرکت ها، تاکید نمود.”ً چرا این موضوع مهم است؟ چون اتحادیه های فرانسه این امکان را داشتند به دولت خودشان و بخصوص شرکت های پژو، رنو، ستیروئن و بانک ها فشار بیاورند برای مسایل حقوق بشر و بطور مشخص٬ حق تشکل و ایمنی کار ووو، اما بزینس یونینیزم درون اتحادیه های غربی و بطور مشخص فرانسوی جلوی این کار را می گرفت.(البته بعد از فشار تحریم ها این روابط اقتصادی انگار وجود ندارد) اتفاقا این بحث در سال ۲۰۰۶ هم مطرح شد و یانک مسئول بخش حقوق بشر آی تی یو سی مطرح کرد و از اتحادیه فرانسه همین سوال را کرد و بندیکت در ادامه همان خط کار کرده است. اتفاقا سخنرانی همین خانم در سال ۲۰۲۳ در زمان رساندن پیام “سندیکای واحد” در کنگره ث ژ ت به یک مشکل داخلی آن نهاد دامن زد و از کارگران ایران استفاده کردند برای حل درگیری های داخلی خودشان و بخش چپ به مشکل برخورد بخصوص گرایشی که مدافع جریانات بلوک شرق سابق بود.

حال باید این نفرت فراهانی از ما را فهمید چرا که در قاموس ساختار سیاسی ایشان برای اینکه مخالفت را از صحنه خارج کنی باید ابتدا به نفرت پراکنی دست بزنی و سپس با نفرت او را ار بین ببری. هم او بود که در کنفرانس سال ۲۰۱۰ در سخنان خود گفت: “یکی از اشکالات ما در خارج از کشور اینست که نتوانستیم به حد کافی تنفر افکار عمومی کشورهایی را که در آن زندگی میکنیم نسبت به رژیم جمهوری اسلامی برانگیزیم. در صورتی که زمان “پینوشه” جهان کاملا به وی تنفر داشت.” اتفاقا جنبش کارگری نیاز به کمپین تنفر ندارد. چرا که در بیست سال گذشته همین تنفر را در رابطه با من داشته است و در سال ۲۰۱۸ در یک پست فیسبوکی بر علیه من مطلبی نوشت و من همان مطلب ایشان را ترجمه کرد و برای تمام کنفدراسیون های فرانسوی فرستادم و ای تی یو سی و کنفدراسیون های دیگر را سی سی کردم و خواهش کردم که نظرشان را بگویند چند روز بعد نماینده اصلی کنفدراسیون های فرانسه جوابی داد که می گزارم خود فراهانی انرا انعکاس دهد.  مبارزه ای که ستون اصلی اش تنفر باشد اگر اسلحه دست اش باشد ببینید چه فاجعه ای را رقم می زند. بیهوده نیست که رفیق عزیز ایشان که در کلاب هاوس با نام شمالی سخنرانی می کند یک تکه کلام دارد و در هر جلسه ای آنرا می گویید که اگر قدرت به دست ما می افتاد چیزی فراتر از پولپت نبودیم. البته از قدیم گفته اند هر کس از خودش مثال می زند و آن تشکل که فراهانی هم جز آن بوده در همان راستا عمل کرده اند.

مهم ترین فصل این نوشته باید به راه کار جنبش کارگری درون ایران اشاره کرد و آن هم گزارشات و بازخواست های دور ادواری در سازمان جهانی کار است براساس امضای مقاوله نامه هر کشوری را مجبور می کند که هر به سه سال جوابگو باشد در رابطه با شکایات کمیته استانداردها در رابطه با نقض آن مقاوله نامه ها. سال گذشه رژیم در رابطه با مقاوله نام ۱۱۱ تبعیض در محیط کار جوابگو بود. در این زمینه آی تی یو سی بهمراه کنفذراسیون های کشوری و جهانی هماهنگی را بوجود آورد که بی نظیر بود. گزارش مشروح آن نشان می دهد با اینکه کشورهای اقمار بلوک چپ سابق و چند کشور استبدادی چگونه حامی رژیم بودند تا جنبش زن زندگی و آزادی را معکوس نشان دهند و در مقابل جنبش مستقل کارگری جهانی کمیته استاندارد را قانع کرد که تبعیض نه تنها کم نشده است بلکه بیشتر هم شده است. رژیم سعی می کرد با مساله تبعیض از در آزاد شدن حجاب را برجسته کند ولی گزارشات داخل کشور نشان داد کارگران زن هنوز هم باید در محیط کار حجاب اجباری رعایت کنند. در ۱۱۳ همین کنفرانس آی ال او ایران شکست سختی خورد و جنبش زنان ثابت کردند که از آزادی زندانیان٬ لغو اعدام٬ حق حجاب اختیاری٬ داشتن حق کار برابر یاران جدی در جنبش کارگری جهانی دارند و بیشتر هم خواهد شد.

در پایان یک نکته را باید برای خلاف این کمپین بر علیه بندیکت را روشن کرد. ایشان زبان اولش در خانه فرانسوی است و پدرش عضو نیروی مقاومت فرانسه بوده است و در جنبش مه ۶۸ فعال بوده است و مشکلی هویتی ندارد و نه ضد چپ است و نه ضد فرانسه. ایشان یک سندیکالیت جهانی است در زمینه حقوق بشر کارگری٬ بطور مثال در ماه مه امسال در کنگره سه سال یکبار کنگره کارگران کانادا قطعنامه ای در حمایت از فلسطین بود که کمیسیون قطعنامه آنرا تایید نکرده بود. نامه های بسیار رد و بدل می شد٬ بندیک یک نامه نوشت و در فیسبوک اش هم هست٬ ایشان دفاع قاطع از آن قطعنامه کرد و تاریخچه فعالیت های بخش بین الملل کنگره کارگران کاناپ که خودش سیزده سال سرپرست اش بوده و در دفاع از یمن و فلسطین و نقش پال پیروت (مسئول بخش خاور میانه و آسیا ) و من را نوشت و پافشاری کرد که اگر آی تی یو سی توانست اتحادیه روسیه را بخاطر محکوم نکردن اشغال اوکرایین اخراج کند٬ پس باید همین کار را در رابطه با کنفدراسیون هیستادروت اسراییل انجام داد و به دولت کانادا انتقاد کرد که چرا زمانی که همسر ایشان بهمراه بسیاری در کشتی کمک به غزه دستگیر شده اند دولت کانادا آن عمل را محکوم نکرده است. البته دولت کانادا چند روز بعد آن دستگیری ها را محکوم کرد. اتفاقا بندیک و جورجتی کسانی بودند که قظعنامه ای که در سال ۱۹۹۹ در نقض حقوق بشر تیمور شرقی تصویب شده است را پیش می برند و از تحریم اقتصادی اندونزی و بار نزدن کشتی ها و روابط اقتصادی در ونکور برای نقض حقوق بشر در تیمور شرقی به اجرا می گذارند. البته جورجتی نیز در فیسبوک اش مطالب در حمایت ار فلسطین مطالبی گذاشت. قطعنامه حمایت از فلسطین دوباره به صحن کنگره برگشت و رای حمایت آورد. حالا ببینیم اتحادیه های اروپا آیا از این قطعنامه کنگره کارگران کانادا حمایت می کنند؟

خرداد ۱۴۰۵

منابع

(۱)رجوغ شود به صحبت های لیلا حسین زاده و امتناع نظرآهاری برای صحبت کردن در برنامه مستقیم تلویزیون برابری در تظاهرات ۵ ژوین.

 (۲)رژیم ایران عملا از سال ۲۰۱۶ بسیاری گزینشی عمل کرده است و پاسدار محجوب که نایب رییس فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری (دبلیو اف تی یو) چپ جهانی است٬ سال گذشته بخاطر بررسی مقاوله نامه ۱۱۱ در کنفرانس شرکت کرده است و دولت های کوبا٬ چین٬ روسیه٬ کره شمالی٬ اندونزی و چند تشکل کارگری آنها را بخط کرد  تا در دفاع از رژیم صحبت کند. ( نگاه شود به سخنرانی حمزه ای در این رابطه)  پس أولا باید سوال کرد چرا چپ جهانی پشت رژیم است و رژیم را حامی فلسطین می داند ؟ البته اکثریت و حزب توده هم در همان خط دبلیو اف تی یو حرکت می کند. اتفاقا همین خط نیاز دارد که حامیان جنبش کارگری در بیرون محل اجلاس باشند. شرکت رژیم در سازمان جهانی کار٬ بیشتر بخش کارفرمایی شرکت می کنند بعلاوه چند مشاور و مترجمانی که احتمالا امنیتی هستند بهمراه وزیر کار. امسال که حتی وزیر کار هم شرکت نکرده است و از طریق مجازی در کنفرانس شرکت کرده است و اشخاصی که شرکت کرده اند باید کارمندان ژنو رژیم از جمله غلامحسین حسینی نیا باشد در عکسی که در فیسبوک هست. ( برای اطمینان نگاه کنید به ص ۱۱۵ لیست شرکت کنندگان در اسناد سازمان جهانی کار) البته اسماعیل عبدی در تلویزیون برابری ادعا می کند که اعضای خانه کارگر به سخنرانی ایشان اعتراض کردند ووو که امیدوارم ایشان روشنگری بیشتری بکند.  

البته در آخرین تماس ها مابین فعالین کارگری با آی آل او با شخصی که پرونده ایران زیر نظر آنها است آخرین نماینده آی ال او نوشت٬ ” در بخش نظارتی، نهادهای نظارتی سازمان بین‌المللی کار (ILO) همچنان مانند گذشته ایران را پوشش می‌دهند. به عنوان مثال، امروز گزارش CFA که شامل تعدادی نتیجه‌گیری و توصیه است، به هیئت مدیره ILO ارائه خواهد شد. در مورد فعالیت‌های فنی، باید بگویم که کمک‌ها و فعالیت‌های فنی ILO در ایران در چند سال گذشته به دلایل مختلف کاهش یافته است. شما درست می‌گویید که فعالیت‌های ILO در ایران، در صورت وجود، توسط دفتر مرکزی ILO در ژنو نظارت می‌شود و تصمیمات به صورت موردی گرفته می‌شود. باید اضافه کنم که ما پوشش کشوری برای ایران نداریم، زیرا دفتر ILO در تهران فعالیت‌های خود را در سال ۱۹۷۹ به حالت تعلیق درآورد و از آن زمان هرگز آن را از سر نگرفت. بنابراین، ILO حضور مستقیمی در کشور و تماس با شرکای اجتماعی و علاقه‌مندان به فعالیت‌های ILO ندارد.” در همین رابطه است که تشکلات و کنفدراسیون های جهانی در آخرین اطلاعیه های خود سازمان ملل را مورد خطاب قرار دادند. بیشتر به سازو کارهای دیگر نهادهای بین المللی متوسل می شوند. ( رجوع شود به اطلاعیه بر علیه جنگ کنفدراسیون های کارگری).

(۳) خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۵ (۲ سپتامبر ۲۰۰۶) گزارشی با عنوان “۲ هزار شورای اسلامی کار کشور منحل شده است” منتشر کرد. این خبر به نقل از رئیس کانون عالی اسلامی کار اعلام می‌کرد که دو هزار شورا در سراسر کشور منحل شده‌اند. در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۹ ” “وقوع حادثه جانگداز و دلخراش تصادف کامیون کمپرسی بنز با تعدادی از کارکنان خدوم و زحمت کش ایران خودرو که باعث مجروحیت و درگذشت چند تن از همکاران عزیزمان شد موجب تاسف و تاثر عمیق این جانب و سایر همکاران شد.” چهار روز بعد ایران خودرو اعلام کرد که انتخابات شورای اسلامی کار شخصی بنام باقری را مسئول پیگیری امر تشکل کارگران كار كرده بود که تا ظرف شش ماه آینده شورای اسلامی در این كارخانه تشكیل میشود. پاسخ كارگران به این تصمیمات و توضیحات مسخره شعار دادن برای استعفای نجم الدین بود. کارگران ایران خودرو كه در اعتصاب بودند و در محوطه كارخانه تجمع كرده بودند شعار میدادند “خواسته اصلی ما اخراج نجم الدین ” و یا ” نجم الدین برو گمشو”. پس از تجمع این روز کارگران ایران خودور عازم گورستان بهشت زهرا شدند و حدود ساعت ١١ صبح با حضور بر سر قبر همکاران خود یاد آنان را گرامی داشتند.

فعالین ضد سرمایه داری گیلان در سال ۱۳۸۹ در اطلاعیه خود نوشتند ” در انتها ما از کلیه کارگران خودروسازی های دیگر مثل سایپا، پارس خودرو و همچنین کارگران صنایع بزرگ و کوچک از فولاد سازی اهواز و سپاهان گرفته تا نیشکر اهواز و به ویژه کارگران صنعت نفت و گاز چه در صنایع بالا دستی و چه در صنایع پایین دستی و کارگران شرکت های خدماتی می خواهیم نسبت به این امر مهم ( ایجاد شوراهای انقلابی کارگران ) نقطه نظرات خود را بنویسند.”

(۳) در این زمینه رژیم بسیار هوشمندانه اول از طریق استخدام تاریخ نگاران بلوک شرق در دهه هفتاد و در دهه هشتاد با استفاده از تئوری اسمیر کمپین با انگ زدن و تخریب و در بدترین حالت در زمان دستگیری ها به روش های متفاوت اطلاعات خصوصی افراد را بر علیه هم استفاده می کرد و در دهه نود با بکارگیری تکنیک استفاده از معترضان در زمینه ماندگاری خود که در این زمینه رجوع شود به کتاب پیمانکاران اعتراض – چگونه سرمایه داری از کنشگری مدنی کسی و کاری سود آور می سازد نوشته پیتر دورن و جانویو لابرن ترجمه نیکزاد زنگنه