
مهدی اصلانی :
رفراندومِ آری یا نه! گرفتن رأی برای حذف دیگر صداها.
گرایشِ مسلطِ روز (بهتقریب همهگان) به استقبالاش رفتند
از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا بر پایاش گل ریخته شد. با بلیزری در عرش!
سردخانه را بر دانشگاه ترجیح داد و گورکنان را بر استادها
هم از اینرو با گورستان آغازید!
سرطانی که هیچ شیمیدرمانی علاجاش نشد!
برگرداندن غول به چراغ جادو آرزوی ۴۷ساله و دستنایافتهی انسان ایرانی شد و ماند.
کسانی حضورشان عین نبودن بود و شماری با غیبتشان حضور داشتند!
که گاه حضور عینِ غیاب است و گاه میتوان با سکوت حضور داشت.
برآمد شیعیسم و خمینیسم حقیقتی همهگانی را عریان کرد.
خمینی با جوشاندهی مذهب گردن خردورزیی نحیف ایرانی از سر جدا کرد.
انتقام روحانیت از مشروطه با شمشیر زنگزدهی ولایت گرفت و ایران را تا حد رذالت خود تنزل داد.
نمیخواهم حرف آسان و بیمالیات بزنم.
ده بار دیگر آن فیلم تکرار کنیم و به عقب باز گردانیم همان اتفاق با پَستوبُلندش رخ خواهد داد.
سرسپردهی تئوریی توطئه نباشیم: آن رُخداد محصول توطئهی خارجی و دیگران نبود، که حُکمِ شرایط آن روزگاران بود.
پیشتر و از جایی میشد جلوی آن فرجامِ شوم گرفت. از جایی دیگر نه
عکس: رضا دقتی






