ایرج مصداقی
آسیبشناسی روابط نظام اقتدارگرای ولایی با جهان متمدن و کشورهای عربی نشان میدهد که خصومت و دشمنی آشکار و علنی خمینی و خامنهای با موجودیت ملت اسرائیل که ریشههای ایدئولوژیک دارد، مهمترین و اثرگذارترین عامل در بحرانهای به وجود آمده در سطح بینالمللی و تخریب روابط میان «امالقرا» اسلامی با آمریکا و دولتهای عربی و حامیان و متحدان بینالمللی آنها بوده است. در این میان تنها چیزی که مدنظر رهبران نظام ولایی نبوده منافع ملی مردم ایران است. در این نوشته میکوشم نگاهی گذرا به روابط فیمابین ایران و اسرائیل در ۴۰ سال گذشته و فراز و فرودهای آن داشته باشم.
***
سفر عرفات و افتتاح سفارت فلسطین به جای سفارت اسرائیل
۶ روز پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، یاسر عرفات دبیرکل سازمان آزادیبخش فلسطین اولین مهمان خارجی ایران بود که بدون دعوت به کشور آمد و با بالاترین مقامات سیاسی و مذهبی دیدار و گفتگو کرد. تنها عکس خمینی که در حال خنده است تصویر دیدار او با عرفات است.
هواپیمای عرفات با وجود تعطیلی فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و به محض ورود در پاسخ به دلیل اطلاع ندادن سفرش گفت: «آدم برای رفتن به خانهاش اجازه نمیگیرد، من هم اجازه نگرفتم.» عرفات سپس به مدرسه علوی رفت و با خمینی دیدار کرد. او همچنین به بهشت زهرا رفت و در سخنرانیاش گفت؛ «به موشه دایان گفتم آمریکا مال تو، من به ایران تکیه میکنم.» او یک هفته در ایران ماند و به مشهد و خوزستان هم سفر کرد. [1]
دولت جدید بر اساس رهنمودهای قرآنی انتخاب خود را کرده بود. در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ سفارت اسرائیل در تهران با حضور مهندس مهدی بازرگان، دکتر کریم سنجابی، یدالله سحابی، هاشم صباغیان، احمد خمینی، ابراهیم یزدی، جلالالدین فارسی و … به یاسر عرفات تحویل داده شد و نام خیابان و میدان کاخ به فلسطین تغییر یافت. [2] «ارتقاء» «لانه جاسوسی اسرائیل غاصب» به سفارت فلسطین از سوی کلیه گروههای مذهبی، ملی و چپ مورد حمایت قرار گرفت. [3] یکی از اولین اقدامات دولت موقت بستن دفتر هواپیمایی العال و اخراج کارمندان آن از ایران بود.
یهودیان بزرگترین بازندهی انقلاب ایران
چنانچه انتظار میرفت بزرگترین بازندهی انقلاب ایران، یهودیان بودند که نقش مؤثری هم در تحقق آن داشتند. هیچیک از اقلیتهای مذهبی از جمله ارمنیها، زرتشتیها و بهاییها به اندازهی یهودیان در انقلاب شرکت نداشتند!
نکتهی عجیب آن که یهودیان «بر خلاف نظر بزرگان قوم خود، به انقلاب ملحق شدند و خمینی به سرعت پاداش همکاری آنها را با وضع قوانین شریعت و سرکوب شدید آنها داد.
«جامعه روشنفکران یهودی» که از ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ در تهران پایهگذاری شد نقش مهمی در همکاری با انقلابیون داشت. یوسف همدانی کهن و یدیدیا شوفط نقش مؤثری در مدیریت این همکاریها داشتند. [4]
در تظاهرات میلیونی روز عاشورا علیه شاه، بنا به ادعای منابع یهودی ۷۰۰۰ یهودی نیز شرکت کردند؛ حتی با مبالغه تخمین یهودیان شرکتکننده در این تظاهرات را ۱۲۰۰۰ نفر اعلام میکنند. تقریباً تمامی رهبران جامعه یهودی نظیر خاخام یدیدیا شوفط، خاخام آریل داوودی،خاخام داوید شوفط، خاخام یوسف همدانی کهن ، خاخام اسحق بعلنث، و خاخام یادگاران در این تظاهرات شرکت داشتند. شخصیتهای غیرمذهبی یهودی نظیر عزیز دانش راد،هارون یشایایی، یعقوب برخوردار، هوشنگ ملامد، منوچهر الیاسی و فرنگیس حسیدیم نیز در این تظاهرات شرکت کردند. [5]
در آذرماه سال ۵۷ گروهی از یهودیان با آیتالله طالقانی دیدار کردند و حمایت خود را از انقلاب اعلام کردند.
در دی ماه سال ۵۷ نشریه یهودی «تموز» انتشار یافت. در این نشریه نه تنها مطالب یهودیان بلکه نوشتههای مذهبیونی نظیر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نیز انتشار مییافت. [6]
در اواخر سال ۱۹۷۸ نماینده یهودیان برای دیدار با خمینی به پاریس رفت. هدف از این دیدار اعلام حمایت یهودیان ایران از انقلاب بود. خمینی بعدها نامه تقدیری به بیمارستان دکتر سپیر تهران فرستاد و از پرستاری و مداوای انقلابیون توسط مسئولین این بیمارستان تشکر کرد. بیشتر تظاهر کنندگان مجروح شده در تظاهرات ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ در بیمارستان دکتر سپیر در خیابان سیروس(مصطفی خمینی) درمان شدند. نکتهی جالب توجه این که مسئولان نشر آثار خمینی حاضر به انتشار این نامه نیستند و اصل نامه در اختیار یکی از اعضاء هیات مدیره سابق بیمارستان است که اکنون در خارج از کشور زندگی میکند. [7]
اقدامات غیرقابل فهم جامعه روشنفکری یهود در حالی صورت میگرفت که دشمنی مسلمانان با یهودیان ریشههای عمیقاً ایدئولوژیک داشت و به صدر اسلام باز میگشت. بیش از ۱۰ قبیلهی یهود ساکن عربستان پس از استیلای اسلام به کلی از بین برده شدند و یهودیان به وضوح میدیدند و میشنیدند که یکی از شعارهای اصلی تظاهرات تحقق «جمهوری اسلامی» است. آنها مانند روشنفکران و رهبران سیاسی ایران غافل از دیدگاههای ارتجاعی خمینی بودند که به صراحت در کتاب «حکومت اسلامی» و همچنین رساله عملیه و تحریرالوسیله خمینی آمده بود.
روشنفکران یهودی به سادگی از روی ادعای نزدیکان خمینی و گردانندگان تظاهراتهای خیابانی به دروغ ادعا میکردند کشتار مردم در میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ توسط کوماندوهای اسرائیلی صورت گرفته است، میگذشتند و خطر را احساس نمیکردند.
هنوز پس از گذشته ۴ دهه «نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد قزوین» دست از دروغپردازی برنمیدارد و ادعا میکند:
«نکتهای که هنوز در ایران افشا نشده این است که بر اساس اسناد اسرائیلیها مثل روزنامه «هاآرتص» در اکتبر ۱۹۷۸ نقل شده که برای حفظ حکومت پهلوی و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از فرودگاه نظامی رامات دیوید در نزدیکی شهر حیفا یک گروهان به رهبری رحمان زیبگیلو به ایران اعزام کردند و با کمک ساواک و ارتش ایران، ملت ما را سرکوب میکردند. جالب اینجا است که جمعی از یهودیان ایرانی را نیز احضار، جمعآوری و سازماندهی کردند و آنها نیز پا به پای ارتش و ساواک با مردم ایران در قالب لباس نظامی ایرانی مبارزه و مقابله کردند و این نمونهها میزان نقش و حضور یهودیهایی که از ایران رفتند را نشان میدهد، اینکه این یهودیها به خاطر میزان جرم و جنایاتی که در ایران انجام داده بودند که هر یک از این جنایات در جای خود جرمهای وحشتناک و تکاندهندهای بود، از ایران رفتند و طبیعی است که بسیاری از آنها نمیتوانستند پس از انقلاب اسلامی به حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود ادامه بدهند.» [8]
با وجود خدمات یهودیان به جامعهی ایران و انقلاب ضدسلطنتی، به علت تبعیض شدید مذهبی و فشارهای غیرقابل تحمل بعد از انقلاب اسلامی، مهاجرت یهودیان از سرزمین آباواجدادیشان شدت یافت و علیرغم افزایش بیش از صددرصدی جمعیت ایران، تعداد یهودیان از ۱۰۰ هزار نفر به ۱۵ هزار هزار نفر کاهش یافت.[9]
یکی از دلایل مهاجرات یهودیان قوانین شریعت است. براساس ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی «کافر از مسلم ارث نمیبرد و اگر در بین ورثه متوفای کافر مسلم باشد وراث کافر ارث نمیبرند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.» در دادگاههای ایران، اقلیتهای دینی و از جمله یهودیان که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شدهاند هم مشمول این ماده قانونی قرار میگیرند و در قضیه ارث جزو «کفار» محسوب میشوند. در واقع بر اساس قوانین فقه و شریعت اگر یکی از اعضای یک خانواده یهودی، اسلام بیاورد میتواند تمام اموال خانواده خود را به ارث ببرد و سهمی نصیب دیگران نکند. در طول تاریخ و به ویژه دوران معاصر بسیاری از «نومسلمانان» از این طریق و با فرصتطلبی از یهودیت به اسلام گرویدهاند. [10] این بیعدالتی میتواند تا اعضای درجه دوم و سوم خانواده نیز تعمیم بیابد و آنها در صورت اسلام آوردن قادر میشوند حق خانواده را بالا بکشند.
اموال بسیاری از یهودیان پس از پیروزی انقلاب طبق احکام دادگاههای انقلاب اسلامی مصادره شد. خطر بزرگی که یهودیان را تهدید میکند و دست نظام را برای سرکوب آنها و پروندهسازی باز کند ارتباط آنها با اسرائیل است. بسیاری از یهودیان در اسرائیل اقوامی دارند. چنانچه در زمستان ۱۳۷۷ سیزده نفر از یهودیان شیراز به اتهام جاسوسی دستگیر شدند. بارها کنیسههای آنها هدف حملات نیروهای حزباللهی قرار گرفت. [11] مدیران تمام مدارس یهودیان در تهران مسلمانند اگرچه قانونی در مورد این اجبار وجود ندارد.
در قانون مجازات اسلامی برای مجازات قاتل اگر مقتول مسلمان باشد قصاص در نظر گرفته شده اما در همین قانون اگر مقتول از اقلیتهای دینی (یهودی، زرتشتی، مسیحی) باشد مجازات قاتل دیه است. از دیگر تفاوتها و تبعیضهای قانونی علیه شهروندان غیر مسلمان در ایران مسئله شهادت در دادگاه است که شهادت غیر مسلمانان، علیه مسلمانان پذیرفته نمیشود.
اعدام یهودیان به جرم رابطه با اسرائیل
تردیدی نبود که نظام اقتدارگرای اسلامی پس از به دستگرفتن قدرت، به عنوان یک وظیفهی ایدئولوژیک به دشمنی با اسرائیل و یهودیان خواهد پرداخت و یهودیان ایرانی به دلیل ضدیت شدید دولت اسلامی با دولت یهود بهای آن را خواهند پرداخت.
حبیب القانیان اولین قربانی جامعه یهود پس از انقلاب بود. وی رئیس جامعهی کلیمیان ایران و یکی از پایهگذاران صنایع ایران بود و نقش مهمی در پیشرفت کشور به عهده داشت. القانیان در اواخر دوران پهلوی مورد آزار و اذیت قرار گرفت. در سال ۱۳۵۴ پس از آن که از جمع آوری ۱۰۰ میلیون دلار برای پیشبرد طرحهای «اجتماعی و خیریه» اشرف پهلوی سرباز زد روزنامههای تهران خبر دستگیری او را به جرم گرانفروشی با آب و تاب انتشار دادند. وی پس از دو ماه و نیم از بازداشت و تبعید آزاد شد و به خارج از کشور رفت. پس از بازگشت دوباره در فرودگاه این بار به جرم گرانفروشی دستگیر شد. او پس از آزادی سفری به آمریکا و اسرائیل کرد. در دوران انقلاب نیز وی در خارج از کشور به سر میبرد و برخلاف توصیه دوستانش در آبانماه ۱۳۵۷ به کشور بازگشت و پس از مدت کوتاهی دستگیر و در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ به جرم فساد، ارتباط با اسرائیل و صهیونیسم، دوستی با دشمنان خدا و امپریالیسم اقتصادی، اعدام شد و کلیه اموالش نیز مصادره گردید.
اعدام القانیان واکنش دولت اسرائیل، کاخ سفید، کنگره، سازمانهای حقوقبشری، سازمانهای یهودی آمریکایی و بینالمللی نظیر کنگره جهانی صهیونیسم و اتحاد ضدافترا را برانگیخت.
یک روز بعد از اعدام القانیان پیشنویس نخستین قطعنامه حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی در مجلس نمایندگان آمریکا تهیه شد.
هشت روز بعد، مجلس سنا اولین قطعنامه حقوق بشری علیه حکومت ایران را به تصویب رساند. سناتور جاکوب جاویتس ضمن محکومیت اعدام القانیان از دولت آمریکا درخواست تحریم اقتصادی ایران را کرد.
اعدام القانیان در واقع هدف قرار دادن اقتصاد و صنایع ایران بود و مردم از خدمات یکی از خدمتگزارانشان محروم شدند. با این حال اعدام وی که گناهی به جز خدمت به کشور نداشت مورد تأیید مجاهدین، گروههای چپ، ملیمذهبیها و … قرار گرفت و همگی یکصدا به تمسخر «حقوق بشر» و سازمانهای «حقوقبشری» پرداختند.
حزب توده از موضع یک اسلامگرای شیعی به دفاع از اعدام القانیان پرداخت و نوشت:
«تنها کلمهای که در دادگاه انقلاب اسلامی مطرح نشد کلمه «یهودی» بود. دادگاه انقلاب با معیارهای اسلامی، متکی به لطف و قهر الهی و با اقتدا به مظهر حاکمیت مسلمانان و مستضعفین «امام خمینی» تنها مجرم و خائن را به کیفر میرساند. در نقاب اسلام باشد یا نقاب یهودیت یا مسیحیت یا هر نقاب دیگر . دادگاه انقلاب اسلامی القانیان را یک صهیونیست میدید، یک سرمایه دار وابسته، یک استثمارگر غارتگر، یک اسرائیلی چپاولگر، یکی از سه ستون که باید «رجم» شود. یک محصول مسخ شده در نظام «ربوی». همان که به تغبیر قرآن (لا یقومون الا کما یقولالذی يتخبطه الشيطان من المس- بر نمیخیزدمگر به آهنگ کسی که مسخ شده باشد).
القانیان یک نتیجه نامیمون از آمیزش نامشروع سرمایه و ساواک! در نظام از بنیاد مبتنی بر «ربا». همانکه قرآن هشدارش میدهد که «فاذنوا یحرب منالله- با خدا اعلام جنگ کنید).
باشد که مسلمان است. باشد که مسیحی است. باشد که یهودی است. مگر قرآن در مورد همینان (همین القانیانها) نمیگوید: (واخذهم الربا و قد نهوعنه و اکلهم اموال الناس باالباطل- آن عذاب به خاطر این بود که سود بدون کار و زحمت میخوردند با این که ممنوع شده بود و اموال ملت را بدون حق میبلعیدند)؟
دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی که امید همه مستضعفین جهان است اگر بخواهد در حرکت به سوی جامعه توحیدی درنگ نکند باید با اعدام القانیان ها و خرمها در حقیقت «تکاثر» را اعدام کند. دین القانیان دین بگین است نه دین یهودیان. دادگاه انقلاب اسلامی به خوبی یهودیان آزاداندیش و مبارز را درک میکند. به خدا سوگند کلیمیان راستین، یهودیان مومن و مبارز لحظهای در امضاء و تأیید حکم امثال القانیانها تردید نمیکنند. یهودی وطنی را طلب میکند که ازادی و کمال و سعادت و ایمان را در آن ببیند نه حکومت موشه دایان و بگین و آوررگی برادران فلسطینیاش را. یهودیان مببارز و روشن بین بسیار بیشتر از اینها در حضور آیتالله طالقانی نفرت خودشان را از امپریالیستها و سهیونیستها اعلام کردند….. اعدام القانیان بزرگترین هدیه به ملت فلسطین و ملت زجردیده و آزاده یهود و قویترین ضربه بر پیکر صهیونیسم و امپریالییسم بود. انتظار میکشیدیم که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی همزمان با این اعدام سرود فلسطنیان و یهودیان پخش شود. این است عبرتها: اعدام استثمارگران، شکنجهگران و شکارچیان، قلدران و مکاران و این است خط اصلی نشانهروی و جلوهگاه کلام علی (ع) ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تفخم الشبهات.» [12]
و «پیکار» یک سازمان الترا چپ از «تبختر فرعونی» دم زد و نوشت:
«یک بار دیگر شعلههای خشم مقدس خلق در دادگاههای انقلاب تجلی یافت و جاسوسان و جنایتکاران دیگری را در کام خود فرو کشید. روبهکان و فرومایگانی که تا دیروز به چپاول و غارت و خیانت به تودههای رنجدیدهی خلق ما مشغول بودند و با تبختری فرعونی فرمان میراندند، چه نفرتانگیز و تهوعآور در پیشگاه خلق به عجز و لابه در افتادند و برای ادامهی زندگی ننگین خود به التماس و استغاثه دست یازیدند. و چه کوردل و احمقند اینان که میپندارند خلق، خون شهیدانش را و رنج و مشقت سالیان دراز دوران اختناق را به همین سادگی فراموش میکند و تسلیم تضرع و زاری این خائنین و جنایتکاران که دستشان تا مرفق به خون عزیزانش آغشته است، میشود. و چه کوردلتر و احمقترند اربابان این سفلگان که در غرب و اسرائیل جنجال راه میاندازند و برای “حقوق بشر” اشک از دیدگان کثیف خود فرو میریزند و برای “بشر”های زالو صفتی چون القانیان، اظهار تأثر و تأسف میکنند تا شاید که در ارادهی خلق دایر بر معدوم ساختن خائنین به خود، خللی ایجاد شود و مدافعین و عاملین برای آنان باز پس ماند، تا از منافع استثمارگرانه آنها پاسداری کنند.» [13]
سه روز بعد از اعدام القانیان گروهی از یهودیان به رهبری خاخام یدیدیا شوفط به قم رفتند و با خمینی دیدار کردند. در این دیدار خمینی اعلام کرد که بین یهودیان و صهیونیستها تفاوت قائل است و باور عمومی که همه یهودیان در خفا صهیونیست هستند را قبول ندارد. روزنامه اطلاعات در تیتر اصلی خود نوشت «ما جامعه یهودی را ضد صهیونیست میدانیم. [14]
یهودیان متوجه نبودند که خمینی با زیرکی میخواهد از یهودیان به عنوان سربازان لشکر اسلام علیه «صهیونیسم» جهانی استفاده کند و اساساً به چنین تفکیکی باور ندارد. یهودیان طبق تعریفی که خمینی ارائه میداد مجبور به اتخاذ مواضع «ضدصهیونیستی» و تأیید اقدامات «یهودستیزانه» نظام ولایی بودند.
در دسامبر ۱۹۸۰ سیمون فرزامی روزنامهنگار یهودی ایرانی که در روزنامه فرانسوی زبان ژورنال دو تهران کار میکرد دستگیر و اعدام شد. دستگیری او بنا به گفته دادستان پرونده به دلیل مدارکی بود که از ساختمان سفارت آمریکا به دست آمده بود که نشان میداد فرزامی از سفارت آمریکا مبالغی به صورت ماهیانه دریافت میکرده است. اتهام او در زمان اعدام جاسوسی برای ایالات متحده بود. [15]
تلاش اسرائیل برای ارسال سلاح به ایران بعد از اشغال سفارت آمریکا
برخلاف سرکوب یهودیان در ایران، از بدو تشکیل جمهوری اسلامی، دولت اسرائیل بیتفاوت نسبت به شعارهایی که حاکمان جدید تهران میدادند، کوشید تا آنجا که ممکن است روابط نظامی خود را با رژیم جدید ایران تحکیم ببخشد. از این رو دولت اسرائیل به سیاست فروش مخفیانهی سلاح به ایران روی آورد.
اسحاق رابین و موشه آرنس در تماس مداوم با توماس پیگرینگ سفیر اسبق ایالات متحده میکوشیدند راهی برای گفتگو با ایران بیابند.
پس از اشغال سفارت آمریکا در پایان سال ۱۹۷۹ جیمی کارتر هرگونه معاملهی تسلیحاتی با ایران را مادامی که شهروندان آمریکایی گروگان بودند، دور از ذهن خواند. حتی درخواست شخصی نخستوزیر مناخیم بگین را که در دیدارش از آمریکا در آوریل سال ۱۹۸۰ ارائه شد، بیدرنگ رد کرد. [16]
ژنرال رافائل واردی یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل در گفتگو با شیدا قماشچی به تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ میگوید که این کشور به ارسال سلاح و قطعات – از خمپاره گرفته تا تجهیزات جت فانتوم- به ایران ادامه داد.
لینک تلاش اسرائیل برای رابطه نظامی با ایران
نابودی تأسیسات اتمی عراق
اسرائیل متحد اصلی نظام ولایی در جنگ با عراق
روابط اقتصادی اسرائیل با نظام اسلامی
ممنوعیت رقابت ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیلی
دریافت غرامت از کشوری که نیست!
دشمنی با موجودیت اسرائیل، محور اصلی درگیریهای خاورمیانه
قطع روابط ایران و مصر
بحران در روابط ایران و اردن
دشمنی با عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس
حضور ایران در لبنان
مشکلات نظام اسلامی با جمهوری آذربایجان و دولت خودمختار کردستان عراق
دشمنی با عرفات و سازمان آزادیبخش فلسطین
حمایت مالی و سیاسی از حماس و جهاد اسلامی
پاسکاری خامنهای و احمدینژاد با نتانیاهو
دشمنی اسرائیل با نظام اسلامی
هدف قراردادن پادگان موشکی الغدیر سپاه پاسداران
هدف قرار ندادن مسئولان نظام اسلامی، خط قرمز اسرائیل و آمریکا
درگیری ایران و اسرائیل در سوریه
همراهی با حاکمان
[1] http://fa.alkawthartv.com/news/89967
[2] http://www.alef.ir/news/3961128161.html
[3] مجاهدین بدون آن که نمود بیرونی به فعالیتهایشان بدهند، میکوشند به اسرائیلیها نزدیک شوند. آنها سیاست مورد نظر خود را از طریق لابی اسرائیل در آمریکا پیش میبرند.
[4] تروعا یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر – جلد اول، هما سرشار، انتشارات مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی، 1996 صفحه 90
The Revolution’s Forgotten Sons and Daughters: The Jewish Community in Tehran during the 1979 Revolution, Lior Sternfeld, Iranian Studies,47:6, 857-869, 2014.
[6] تروعا یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر – جلد اول، هما سرشار، انتشارات مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی، 1996 صفحه 90
[7] http://www.iranjewish.com/essay/Essay_34_farsi_bimarestan_sepir.htm
[8] https://nahad.qiau.ac.ir/index.aspx?key=docs&id=1402
[9] http://www.entekhab.ir/fa/news/384984
[10] خانوادهی عسگراولادی مسلمان یکی از «نومسلمانان»ی هستند که از یهودیت به اسلام گرویدهاند.
[11] https://iranwire.com/fa/features/24240
[12] مردم – ارگان حزب توده ایران، دوره هفتم ، سال اول، شماره ۱۴، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۸.
[13] مقاله خشم مقدس خلق! پیکار شماره ۳، دوشبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۸ ارگان سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر
[14] تروعا یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر – جلد اول، هما سرشار، انتشارات مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی، 1996 صفحه 90
[16] گزارش نیروی ویژه اکتبر، صص. ۲۰۱-۲۰۰، ۲۲۶، پانویس ۱۷.
[17] وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده به سفارت آمریکا در تلآویو، تلگرام ۲۸۴۶۷، ۴ فوریه ۱۹۸۱. نقل قول از گزارش نیروی ویژهٔ اکتبر، ص ۲۰۷.
[18] گزارش دولت اسرائیل از اظهارات نیروی ویژهٔ اکتبر، نقل شده در گزارش نیروی ویژهٔ اکتبر، ص ۲۰۷.
[19] http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-80600.html
[20] نشریه Sunday Telegraph چاپ لندن. شماره ۱۴ ژوئن ۱۹۸۱ میلادی
[21] کتاب October Surprise نوشته گری سیک/ انتشارات Three Rivers Press. سال ۱۹۹۲ میلادیISBN 0-8129-2087-2 ص۲۰۷
[22] سازمان مرکزی اطلاعات، «اتحاد جماهیر شوروی – ایران – اسرائیل: سقوط ناوگان هوایی»، ۲۳ جولای ۱۹۸۱.
[23] Scott, Peter Dale, The Iran-Contra Connection: Secret Teams and Covert Operations in Reagan Era, 1987, South End Press, p. 169-174
[24] Sharon Reveals Arms Supplies to Iran. BBC. May 28, 1982.
Israel Sends Military Equipment to Iran. Associated Press. May 28, 1982.
[25] The Israeli Connection: Whom Israel Arms and why, Benjamin Beit-Hallahmi I.B.Tauris, 1987 , p. 13.
[26] Bulloch, John, The Gulf War: Its Origins, History and Consequences by John Bulloch and Harvey Morris, London: Methuen London, 1989, p.17 Jump up ^
[27]
Scott, Peter Dale, The Iran-Contra Connection: Secret Teams and Covert Operations in Reagan Era, 1987, South End Press, p. 169-174
[30] https://www.isna.ir/news/94030401968
[31] https://web.archive.org/web/20071026201429/http://www.theconspiracy.us/cati3/0012.html
[33] https://www.theguardian.com/business/2013/jun/26/marc-rich-commodities-trader-fugitive-dies
[35] http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3667939
[36] http://www.bbc.com/persian/iran/2016/08/160808_l26_iran_israel_court_appeal_oil_deal
[37] http://www.bbc.com/persian/iran/2015/01/150118_l26_israel_iran_oil_pipeline_arbitration
[38] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2986
[39] http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/1658443.stm
[40] کمال خرازی وزیر امورخارجه دولت محمد خاتمی، از بمب اتمی پاکستان به عنوان «بمب اسلامی» یاد کرد.
[41] https://foreignpolicy.com/2015/03/03/that-secret-iranian-nuclear-facility-you-just-found-not-so-much/
[42] اگر این اتفاق در هر کشور دیگری افتاده بود کلیه مقامات امنیتی درگیر در پروژه از پایینترین تا بالاترین سطح مورد بازخواست قرارگرفته و مجبور به کنارهگیری میشدند. اما در نظام اسلامی چنانچه مشهود است در ارتباط با بالاییها اتفاقی نیفتاد و گزارشی از سرنوشت عناصر پایین رتبه انتشار نیافت.
[43] http://www.bbc.com/persian/iran-44842953
[44] https://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-5301988,00.html
منبع:پژواک ایران