ای گنبد گیتی ای دماوند

اسیرکُشی و دوباره کُشی! دو تن دیگر از جغرافیای ایران دریغ شدند.

اعدام محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست

هر نوبت دو تن

خلاصه‌ی داستان ضحاک در شاه‌نامه‌ی حکیم فردوسی می‌دانیم.

اهرمن به‌شکل جوانی برومند بوسه بر کتف‌های ضحاک می‌زند.

بر کتف و جای بوسه‌ی‌‌ اهرمن دو مار بر شانه‌های ضحاک سبز می‌شوند!

طبیب‌ها عاجز از معالجه هستند و اهریمن این‌بار در کسوت طبیبی حاذق درمان را در کشتن روزانه‌ی دو جوان و تهیه‌ی خورش از مغز آن‌ها و خوراندن به مارها دانسته، تا شاید مارها بدین طریق بمیرند.

فرجام ضحاک اما به زنجیرکشیده شدن در غاری کنار کوه دماوند رقم می‌خورد!

دماوند‌مان این روزها چونان همه‌گی‌مان خسته است و فرتوت و غم‌گین!

«ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند»

به زنجیر بکش ضحاک را