فریادی که در گوشی جاماند.

هنوز دو سه بیت تا انتهای غزل مانده بودی غزالک تیزپا

شعر که ناتمام بماند غزل به‌خون می‌نشیند. قافیه لزج می‌شود

کرگوشان خوب نمی‌شنوند

اما تو یادمان دادی که با چشم‌ها نیز می‌توان حرف زد

به‌یاد‌ آریم!

در حال گرفتن فیلم بودی.

لحظه‌ی قتلِ خودت را ثبت کردی

بعد از به‌خاک افتادنت گوشی‌ی موبیلت هنوز روشن بود

فریادی که در گوشی جا ماند، و لنز خونینی که قافیه‌ی سرخ غزلی ناتمام شد!

غزاله‌ی چلابی کوه‌نورد ایرانی ۴ سال پیش به‌هنگام فیلم‌برداری

در آمل با شلیک مستقیم مرگ‌فروشان اسلامی بر پیشانی‌اش به خاک افتاد

پیشانی، نشانه‌ی هدف‌گیری‌ی دقیق، نه تیراندازی‌ی کور!

منطق شلیک‌کننده در همه‌زنی و همه‌کُشی بود و هست!

این شلیک، برآمده از یک منطق سیستماتیک است که هرگونه زن، زندگی، آزادی را هدف قرار می‌دهد، بی‌آنکه نیازی به تفتیش عقاید در لحظه داشته باشد.

این‌که شلیک‌کننده درهم می‌زند، نشانه‌ی قدرت یا بی‌طرفی‌ی او در کشتار نیست، که نشانِ جنونِ بقا و استراتژی‌ی ایجاد وحشت مطلق است.

همه‌کُشی شاید در کوتاه‌مدت سکوت گورستانی ایجاد کند، اما در نهایت، هم‌بسته‌گی‌ی عمومی را علیه مرگ‌فروشان به بالاترین حد خود می‌رساند