
مهدی اصلانی :
نه جخ امروز از مادر نزادهام!
روز مادر: وقتی به حبس شدم تصورم آن بود که مادر من درماندهترین و فرسودهترین مادر جهان است. برادرانم بعد خلاصی از حبس گفتند یک هفتهی اول بعد دستگیریی من مادر ناخن به صورت میکشید و روی زمین خشک میخوابید که فرزندم آن جا پتو و تشک ندارد!
بعدتر برخی دیگر از دوستان و بندیان همین حکایت مکرر کردند!
هیچ پدیدهای در جهان را چون مادر نمیتوان جز با خود مادر توضیح داد.
رابطهی مادر و فرزند تنها رابطهی بیطلاق هستی است!
مادرها بدون داشتن تشکیلات، تشکیلاتی عمل میکردند و میکنند!
که این قصهی پرتکرار مادران زادگاه زخمی و میهن پرپرشدهگی است.
مادران داغودرفش اینروزها در سردخونههای انباشته از جنازههای قدغن در حسرت فرزند پیراهن عزیز بو میکشند.
حکایت قصهی پرفریاد مادران نشان از سکتههای ناقص و کمر راست نکردن دارد.
روز مادر است و باید تبریک این روز همرسان کرد و تلخی نکرد.
اما مگر در نظام خوف و حکومت آدمخورها کدام چیزمان (خود را می گویم) به آدم رفته که تبریک روز مادر رفته باشد!
تصویر ۶۸ سال پیش، نفر اول از سمت راست مادرم است!
پیش از تولدم به هنگامی که مرا در جانوتناش دارد و باردار است.
اینهم تبریک روز مادر من.







