نجمه، اعدام

نگه «نجمه» که محکوم است به اعدام !!

کجایید هموطن کاری و اقدام ؟!

سکوتِ ما که یعنی کرده تایید

جنایت را بدستِ جمهور اسلام

نویسید نامه ای و اعتراضی

رها یابد که «نجمه» خود از این دام

شنیدن حکمِ اعدام خود عذابی است

همه مرگ است بگو هم صبح و هم شام

تو را باور به هرچه اعتقاد است

نمانید ساکت و هر جا که اعلام

نگوئید من چکارم ای «رفیقان»

بباید ره ببست بر «شیخِ خون کام»

اگر ساکت شوید این «اشترِ مرگ»

نشیند بر سراتان صبحی یا شام

شنیدید گفتهء «برتو برشت» را ؟

نمی گردد که این «تیغ» هرگز آرام

تصوّر کرده عضوی از شما هست

خود و وجدانتان حرفم که اتمام

«رها» ممنون ز هر کار شمایان

که «نجمه» خود رها گردد ز اعدام