کم‌ترین سرود بوسه باشد

محکوم‌به‌امید هستیم!

احمد شاملو شاعر امید است. امیدش اما از نوع «بزک نمیر بهار میاد» نیست!

شاعر آزدی شعر «افق روشن» را برای کامیار شاپور فرزند فروغ و پرویز شاپورسروده. با این آغاز:

«روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت»

می‌توان یقه‌ی شاعر را گرفت و پرسید شاعر جان، آخر این ظلمت‌پوشانِ اعماق، کبوترها را آب نداده سربریدند و به سیخ کشیدند.

پیام سروده‌ی شاعر اما در فراز پایانی‌ی آن برای ما محکومان به امید است. آرزوی روزی که می‌رسد و امروز در کف خیابان‌های شهر فریاد می‌شود.

«روزی که هر لب ترانه‌ایست

تا کم‌ترین سرود، بوسه باشد

و مهربانی با زیبایی یک‌سان شود

و من آن‌روز را انتظار می‌کشم حتا روزی که دیگر نباشم»