
مهدی اصلانی :
۸۵ را پُر کرد و سُر خورد تو ۸۶
شش روز مانده به عید خیابان ری کوچهی دردار
در تولدش نگوییم کاش این نمیگفت و آن نمیکرد. مگه چند تا اسفند داریم؟
جخ تو دوازده ماه سال تهش میشه اسفند!
کوچهبچههای رفاقت دیکتهی بیغلط نیستند! که این ذات بزرگ شدن در کوچه است.
گاه خطا، گاه لغزیدن و گاه سُرخوردن!
تبعيد برايش سفره پهن نکرد، اما صندوق پسانداز آثارش مرهم زخم غربتاش شد.
قاعدهی آبیی خزر گريه ذخيره دارد. همینجوری که نشسته کنار دستات یههویی دست میاندازه گردنت و هقهق و گریه و خندهاش قاطی میشه، عینهو خندهگریهی سیدرسول و قدرت تو گوزنها.
هفتهی پیش در شهر فرشتهگان سیر در آغوشاش گرفتم!
نشمردم و نمیدونم چندتا باید ماچش کرد تا کتاب گريهاش بسته شود
اسفند! سُرخوردنت به ۸۶سالهگی مبارک






