
رها اخلاقی :
گر وطن دارید و فکرِ میهنید این هم که راه
با شهنشه دشمنی داشته، چرا فرزندِ شاه ؟!
کس نمی بینم بجز وی نامش آرند بر زبان
بنگریدش در «وطن» مرد و زنش پیر و جوان
شیخِ بیشرم و حیا وحشت ز نامش، کن تو گوش !
باز نگوئید این نوار ست و صدا، لطفاً خموش !
پرچمِ خورشید و شیر در دستِ ملّت با سه رنگ
شیخِ جانی از سرِ ترس داد جوابش با تفنگ
سویِ این ملّت که دستانش تُهی جز «یک صدا»
میزنند فریاد که ای دنیا، حکومت نیست ز ما
عنقریب نزدیکِ نیم قرن ست که ما بیچاره ایم
در وطن جملّه گروگان یا نگه آواره ایم
سر بسر خاکِ وطن گشته فقط زندان و بند
زندگی مرگ و عزا غم غصّه هرگز نی که خند
روزِ ما گشته سیاه، شب با سحر گو هم یکی ست
زندگی یعنی که چه، رؤیا ندانیم هم که چیست
«شادی» پر بسته ز این خاک، گشته خود «ماتمسرا»
زندگی بر ما حرام گشته به فرمانِ خدا
آن خدائی که فرستاده کتابش در« حرا»
آیه هایِ دوزخ و خشم، انتقام رنج و بلا
آیه هایِ خشم و نفرت، آتش و رنج و شکنج
سر به درگاهش بباید جملّه خم گشته که «پنج»
دشمنی با اسرائیل و «غرب» و عشقبازی به «شرق»
دشنهء مرگ و ترور در هرکجا بس رُق و شق
ثروتِ ایران به لبنان و غزه یا در یمن
کرده ایران را کویر و کربلا سبز چون چمن
دختِ ایران را نموده چون کنیز بهرِ عرب
مقبرِ هشتم «رضاشان» تن فروش در هر وجب
می کَشَد بالایِ دار هر صبحدمان در آسمان
با صدایِ آیه هایِ مرگ و با بانگِ اذان
وحشت اندر وحشت و، روز و شبان ترس دلهره
بدتر از ضحّاک و پوتین و «شمالی هم کره»
الغرض نزدیکِ نیم قرنست که وضع هست این چنین
در کنارش وارثِ «مائو» و «استالین، لنین»
یک طرف «پوتین» و آن طَرْفِ دگر «جین پینگ» عیان
ثروتِ ایران برند غارت کلان اندر کلان
گشته غارت سرزمینِ ثروت و شعر و ادب
ملّت ایران خروشان گشته خود از این سبب
مرگ و دزدی رنگ ریا، زور و ستم، فقر و فساد
ملّتِ ایران به تنگ گشته چنین فریاد و داد
شد سرازیر در خیابانهایِ شهر کوچک بزرگ
نوجوان و مرد و زن پیر و جوان عزمی سِتُرگ
شیخِ جانی جملّه را کشت هان هزار اندر هزار
بس هزاران کرده دستگیر تا برد بالایِ دار
این وسط «مستر ترامپ» داد وعده ها با صد کلام
گفت بریزید در خیابان و کمک آیم تمام
کرد خلافِ وعده اش قول و قرار، با شیخ نشست
ما نمیدانیم چه هست در بینشان چه بند وبست
گرچه باز میگویدش، حتماً که آیم من کمک
حقّه بر ما میزند یا شیخ را دوز و کلک؟
منتظر هستیم کند بر وعده و قولش وفا
گر کند سازش به شیخ و بند و بست بر ما جفا
ملّت ایران شود بر ضدِّ وی حتم تا ابد
نامِ آمریکا به تاریخ ماندش زشتی به بد
ملّت ایران به خود دارد امّید و تکیه
این «ترامپ» آید نیاید قصّه اش خود باقیه
انقلابِ شیرو خورشید میرود بنیان کنان
میشود پیروز و این «پستی» بماند در جهان
نامِ آمریکا بماند با بدی در نزدِ ما
تا ابد در نزدِ ما ایرانیان از هرکجا تا هرکجا
گرکند وعده وفا مستر «ترامپ» بر قولِ خویش
نامِ وی «نیکی» بماند «آمریکا» حتماً که بیش
انقلابِ شیر و خورشید دارَدَش یک رهبری
رهبرش «شهزاده ای» هم در کنارش لشکری
لشکری از ملّتِ پاک و نجیبِ پارسیان
با دل و جانش به میهن بوده هردم پاسبان
گر وطن دارید بیائید فرصتی ست با هر «مرام»
جملّه با همبستگی کار را کنیم حتماً خِتام
ای «رها» گفتی سخن، امّید که گیرند جملّه پند
میشود آزاد که میهن ملّت هم حتماً ز بند
۲۲ بهمن ماه ۲۵۸۴ ایرانی
۱۴۰۴ تازیانی
۱۱ فوریه ۲۰۲۶ میلادی






