سیاست مماشات با فاشیسم – 4 پیدائی و پویش در دهه سی قرن بیستم

دکتر کریم قصیم :

« فتح و فريب سرآغاز رايش سوم بود »

« درژانويه 1933 هيتلر به قدرت رسيد. اين مرد جنون خود بزرگ بينی داشت. او خطيبي  قهار بود و می توانست عوام الناس را خواب کند و علاوه بر آن  درپيگيري اهدافش بي پرنسيپ و بي رحم بود . ورود هيتلر به صحنه قدرت و صدراعظم شدن وي نگرانيهاي دولت فرانسه را افزايش داد»…

(آنتوني ايدن،وزيرخارجه انگلستان)

« فتح و فريب سر آغاز رايش سوم بود.» , اين عبارت كوتاه و رسا از آن پروفسور فريتس اشترن مورّخ كهنسال و مشهور آلماني تبار آمريكايي و عنوان فصلي از كتاب عظيم خاطرات وي است: Fünf Deutschland und ein Leben پنج آلمان و يك زندگي. خانواده اشترن يهودي بودند و در پي چيرگي نازيسم هيتلري بر آلمان ناگزير مهاجرت كردند.

روي کارآمدن هيتلر و حزب نازي از هر نظر يک نقطه عطف سياسي درآلمان و مألاً دراروپا به‌شمار مي‌ رفت. با ابن اتفاق  نه تنها سياست داخلي در هر زمينه، که سياست خارجي هم به‌طورقطع زير و رو شد:

«جوهر و خصلت سياست خارجي، شکل و سمت وسوي آن اساساً تغييرپيدا ‌کرد و به سوي اهدافي هدايت مي‌شد که رئيس دولت جديد مي‌خواست. عقايد هيتلر، از نظريه” سرزمين حياتي” و جغرافياي کشورآلمان، از نظر مسائل و محاسبه قدرت و نيز چشم‌انداز

ايدئولوژيک [مسائل «نژاد برتر و پست‌تر»]  بالکل با سياست خارجي جمهوري وايمار متفاوت و درهمه زمينه‌ها فراتر از آن مي‌رفت»1.

ادامه مطلب

بازگشت به بخش سوم