چپ، با انکار یهود ستیزی در فرانسه، راست افراطی را مدافع لائیسیته کرد

 

گرگُوارکوفمن( لوموند ) :

ترجمه ی علی شبان :

اشاره :

چپ ، از یک‌سو در پاره ای از موارد، با از دست دادن دفاع خود از سکولاریسم، و نیزاز سوی دیگر،با از دست دادن پشتیبانی طبقه کارگر، اکنون مورد سرزنش یهود ستیزی  نیز قرار گرفته است. و بر اساس یکی از معتبرترین مؤسسه نظر سنجی در فرانسه IFOP ، در انتخابات پارلمان اروپا در ژوئن ۲۰۲۴، مردم به حزب نزدیک به رئیس جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون ۴۱ در صد، به  حزب راست افراطی مارین لوپن، ۴۲ درصد و به حزب چپ افراطی ی ژان لوک ملانشون، ۱۷ درصد اعتماد نشان داده اند. و آنچه را که نباید از یاد برد، از سال‌ها پیش، چپ در فرانسه چشمان خود را به رشد ِ یهود ستیزی بست و این شد که حزب های راست و راست اقراطی توانستند به دفاع ازمقابله با یهود ستیزی، جای خالی آن‌ها را پُر کنند. فلیپ برنارد- لوموند

پس از آنکه حزب چپ افراطی، دفاع از لائیسیته را در مواردی به کنار گذاشت، می‌شد حدس زد که از آن پس، باطل شمردن آنتی سمیتیسم (یهود ستیزی)، از جانب این جریان سیاسی در فرانسه، دیر یا زود چهره خواهد نمود.پیش از خواندن گفتگوی روزنامه لوموند با گرگُوار کوفمن Grégoire Kauffmann، تاریخ نگار ۵۰ ساله ،استاد یکی از معتبرترین مرکز علمی فرانسه (Science Po) که آثار زیادی درباره تاریخ بین دوجنگ جهانی را در کارنامه خود دارد، نگاه کوتاهی می‌کنیم به  نوشته ی فیلیپ برنارد، سرمقاله نویس لوموند تا ببینیم  چگونه مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی در فرانسه، پس از جنگ حماس و اسرائیل، برای دستیابی به آنچه را که غیر قابل تصور بنظر می رسید،  موفق  شد و به عنوان سنگری در برابر یهود ستیزی ظاهر گردید.

سر مقاله نویس لوموند چنین ادامه می‌دهد :  چگونه می‌توانیم از خشم ِ سوء‌استفاده شده یا دستکاری شده، به گریزیم؟چگونه می‌توان تظاهرات علیه یهود ستیزی را بدون نشان دادن انگشت اتهام به مسلمانان  امکان‌پذیر کرد؟ و چگونه میتوانیم پس از انتخاب یک «طرف»، از سرسپردگی به آن خودداری نمائیم؟ با نگاهی از فرانسه، نمی‌توان بین حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بزرگترین کشتار یهودیان از زمان جنگ جهانی دوم؛ و بمباران غزه که سازمان ملل آن را «یک فاجعه انسانی بی سابقه» و «قتل عام» نامید، سلسله مراتبی  برقرار کرد. بر پایه ی گفته ی سازمان ملل، به رسمیت شناختن حق اسرائیل برای دفاع از خود باید در نظر گرفته شود، هر چند که این سازمان از سرنوشت غیر نظامیان در غزه و کرانه باختری خشمگین است. و میگوید دفاع از حق فلسطین برای داشتن یک کشور با محکوم کردن یهود ستیزی باید امکان‌پذیر گردد. و انتقاد از سیاست اسرائیل بدون متهم شدن به نفرت از یهودیان، و تظاهرات علیه یهود ستیزی بدون نشان دادن انگشت اتهام به مسلمانان باید میسر شود,

 چپ از لحاظ تاریخی شهرتی به سزا در دفاع از حقوق و آزادی‌های های یهودیان فرانسه  داشت – رهائی از طریق انقلاب ِ  ۱۷۹۱ تا  دفاع از ضد نژاد پرستی، از جمله دفاع از کاپیتان دریفوس – [ اشاره به ماجرای کاپیتان دریفوس یهودی درارتش فرانسه که  اواخر قرن نوزدهم  به همکاری با آلمان و خیانت محکوم شده بود و در نهایت تبرئه شد و انعکاس جهانی پیدا کرد. ] ولی اکنون دوران ِ دفاع از هویت  یهودی و کسب رأی چپ که جدائی ناپذیر بودند، در میان هواداران چپ  در فرانسه، به پایان رسیده است. و افزون بر این، چپ همزمان، با از دست دادن دفاع خود از سکولاریسم و پشتیبانی طبقه کارگر، اکنون مورد سرزنش یهود ستیزی  هم قرار گرفته است. و بر اساس یکی از معتبرترین مؤسسه نظر سنجی در فرانسه IFOP ، در انتخابات پارلمان اروپا در ژوئن ۲۰۲۴، مردم به حزب نزدیک به رئیس جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون ۴۱ در صد، به  حزب راست افراطی مارین لوپن، ۴۲ درصد و به حزب چپ افراطی ی   ژان لوک ملانشون، ۱۷ درصد اعتماد نشان داده اند. و آنچه را که نباید از یاد برد، از سال‌ها پیش، چپ در فرانسه چشمان خود را به رشد ِ یهود ستیزی بست و این شد که حزب های راست و راست اقراطی توانستند به دفاع ازمقابله با یهود ستیزی، جای خالی آن‌ها را پُر کنند.

 امروزه در فرانسه نظاره‌گر ضدیت مارین لوپن رهبر راست افراطی هستیم که هرگونه یهودستیزی را محکوم می‌کند تا مردم را به فراموش کردن تاریخ حزب خود دعوت نماید.  ولی حرف او چگونه می تواند ارزشمند باشد؛ در حالی که حزبش از « ارجحیت ِ ملی» ( préférence nationale ) دفاع می کند. و اما ژان لوک ملانشون، رهبر حزب چپ؛ – فرانسه تسلیم ناپذیر- ابهاماتی را در مورد یهودیان پرورش می‌دهد تا به اصطلاح « رأی دهندگان حومه شهر» را فریب دهد. در‌واقع هر کدام به شیوه خود،  با موضع گیری های متفاوت، درباره جنگ غزه با آتش «یهود ستیزی قدیمی فرانسوی» بازی می کنند. [ در اینجا نباید ناگفته گذاشت که روایت دیگر از رشد آغازین یهودستیزی را میتوان  بر مبنای  اینکه صهیونیست ها سرزمین فلسطین را اشغال کرده‌اند دانست . واکنون حزب چپ فرانسه کم و بیش در این راستا گام برداشته است.]

در نهایت، لبخندهای دروغین به یهودیان از سوی راست افراطی، مانند چشمک های چپ تند رو به مسلمانان، خطر دامن زدن به یهود ستیزی نهفته را  در خود دارد. دودوزه بازی‌های مضاعف که چشم انداز را تار و مُدل جمهوری حاکم را  به خاک می نشاند، به آشفتگی دامن می‌زند و  بسیار دور از حس ِ ظریف و شفافیتی است که شرایط کنونی به آن نیاز دارد.ع.ش

***

و اینک گزیده ای از  گفتگوی بلند ِ لوموند با تاریخ نگار فرانسوی گرگُوار کوفمن را میخوانیم که ۱۲ نوامبر ۲۰۲۳ در آن روزنامه، منتشر شده است *:

لوموند : شما به عنوان یک تاریخ نگار، گسترش چشمگیر یهودستیزی را که پس از حمله حماس در فرانسه دیده می شود، چگونه ارزیابی می کنید؟

* این شعله‌ور شدن ناگهانی یهود ستیزی حیرت آور نیست.زیرا بحران های خاورمیانه همیشه در فرانسه بازتاب‌هایی داشته است. ما آن را در دوران جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ و یا در زمان شورش های دهه ۲۰۰۰ دیدیم : درگیری اسرائیل و فلسطین بحث‌های سیاسی را هیجان‌زده و تشنج زا می‌کند و به جَر وُ بحث‌های روشنفکری دامن می زند.پس از جنگ شش روزه و به دنبال آن، بیانیه ژنرال دوگل، رئیس جمهور فرانسه درباره مردم یهود به عنوان « با اعتماد به نفس و برتری طلب»، ریمون آرون، فیلسوف نامدار فرانسوی دودوزه بازی در کتابی بنام « دوگل، اسرائیل و ملت یهود» آورده است که این گفته‌های دوگل « بطور رسمی یک یهود ستیزی جدید بوجود می آورد» .در سال  ۲۰۰۲، پس از شورش دوم مردم فلسطین – intifada – تاریخ نگار عقاید و عضو ِ هیئت علمی CNRS در فرانسه، پیر آندره تاگیف، واژه نوئی را به نام «یهود هراسی جدید» برای یهود ستیزی در جهان اسلام و عرب، آفرید.

لوموند : آیا درگیری بین اسرائیل و حماس چشم انداز سیاسی  در فرانسه را زیر و رو کرد ؟

* آنچه در این میان تازگی دارد و پرسش های زیادی را بر می انگیزد، حضور حزب راست افراطی فرانسه در راهپیمائی اعتراضی به یهود ستیزی در فرانسه در ماه نوامبر ۲۰۲۳ است.و روزبعد از آن مارین لوپن رهبر این حزب، از همه ی نمایندگان منتخب حزب خود در مجلس خواست که با تمام نیرو علیه  یهود ستیزی در فرانسه قد علم کنند.و این عمل او، برای نخستین بار از زمان ِ هتک حرمت به قبرستان یهودیان در فرانسه در سال ۱۹۹۰ توسط هواداران حزبش، گیج‌کننده بود. و نباید از یاد برد که صداها ئی در میان حزبش شنیده می‌شوند و اعتقاد بر این دارد که اگر  این سد ِ ایدئولوژیک (یهودستیزی) شکسته شود، کلی از مشکل این حزب کاسته خواهد شد.

 لوموند : سخنرانی ژان لوک ملانشون، رهبر حزب چپ فرانسه و موضع گیری هایش در مورد درگیری اسرائیل و حماس و امتناع او از حضور در تظاهرات علیه یهودستیزی در پاریس را چگونه ارزیابی می کنید؟

* حتماً میدانید که یک سنت یهود ستیزی در چپ همیشه  وجود داشته است.پیر ژوزف پرودن Pierre Joseph Proudhon از بنیان گذاران سنت آنارشیست، نوشت که مردم ِ یهود، بانی و باعث خون آشام کردن اقتصاد شده اند.و اُگوست بلانکی ی انقلابی که بیشتر عمرش را در زندان گذراند،به نام  آنتی کاپیتالیسم، موضع روشمندی را علیه یهودیان داشت. و افزون بر این،صدای ضد سرمایه داری در پایان قرن نوزدهم،در بسیاری از بلند گو ها و یا مطبوعات ،  در سخنرانی‌های چپ تندرو شنیده میشد. با این حال، من معتقد نیستم که ژان لوک ملانشون رهبر حزب چپ افراطی ی فرانسه، با این سنت یهود ستیزانه ی چپ ربطی داشته باشد، حتی اگر برخی از فعالان حزب او – فرانسه تسلیم ناپذیر – خلاف آنرا  نشان داده اند. محاسبه های سیاسی ی رهبر حزب  چپ روشن است : او فرصت طلب است و سنگ انتخاباتی را که که در هر برهه پیش رو دارد،به سینه می زند.هدف نکته نظر های مبهم او در مورد درگبری بین اسرائیل و حماس، به طرز گستاخانه ای، داشتن رأی هر چه بیشتر جوانان عرب ِ مسلمان در فرانسه است.

لوموند : شما می گویید یک ویژگی در یهود ستیزی فرانسوی وجود دارد؟

بله، من آن را باور دارم. یهودستیزی در شکل مدرن آن در صحنه ی عمومی ی قرن نوزدهم (۱۸۸۶) با انتشار کتاب «فرانسه ی یهودی»اثر ادوارد درومون Edouard Drumont خود را نشان داد؛ او در این کتاب «جمهوری» را هدف گرفته بود. و به همین جهت من این ویژگی را خاص فرانسه میدانم.اِدوارد درو مون، جنبش سکولاریزاسیون که با روی کار آمدن جمهوری خواهان ِ میانه رو پیشنهاد و بکار گرفته شده بود را کار یهودیان دانست : برای او ، انقلاب فرانسه یهودی بود، جمهوری یهودی بود و کارمندان جمهوری خواه «یهودی» بودند.این یهود ستیزی مبارز، میراث فیلسوفان ضد انقلابی مانند ژوزف دومایستر Joseph de Maistre و لوئی دوبونالد Louis de Bonald بود آن‌ها مدرنیته را با خشونت رد می‌کردند. اِدوارد درومون نخستین کسی است که سه سنت بزرگ ضد یهودیت را در ترکیبی ماهرانه بیان نمود : ضد یهودیت ِ مذهبی و قدیمی ی « Déicide»[ اصطلاح ضد یهود ِ مسیحیان که همه مردم یهود را مسئول مرگ عیسی مسیح  می دانند و این صفت مترادف با «مرگ خدا» بود]. و گفتمان ضد سرمایه داری متفکرانی مانند اُگوست بلانکی، پیر ژوزف پرودون یا حتی مارکس، که دنیای یهودیان را بر مبنای پول ارزیابی می‌کردند که قصد حاکمیت جهان را دارند و در همه جا می‌خواهند «لیبرالیسم اقتصادی» را پایه گذاری کنند. و بالاخره، یهود ستیزی بیولوژیکی و نژاد پرستانه که «انسان شناسان» فرانسوی و آلمانی در پایان قرن نوزدهم آن رامطرح کرده بودند.

 لوموند : چگونه ماجرای دریفوس در آغاز قرن بیستم، تخیل یهودی ستیز فرانسوی را شکل داد؟

*هنگامی که ماجرای دریفوس به یک غوغائی سیاسی تبدیل شد و تیتر درشت روزنامه‌ها را به خود اختصاص دادد ( ۱۸۹۷-۱۸۹۸)، لحظه‌های سر در گمی ی سیاسی بوجود آورد : چهره‌های سیاسی سر شناس چون ژان ژورس Jean Jaurès [ شخصیت سیاسی مشهور فرانسوی و بنیانگذار حزب سوسیالیست (۱۸۵۹-۱۹۱۴) ] و یا ژُرژ کلمانسو George           Clemenceau  [سیاستمدار نامدار فرانسوی و از جمهوری خواهان رادیکال و سردبیر چند روزنامه (۱۸۴۱-۱۹۲۹)]              گاهی از کلیشه های یهود ستیزانه در سخنرانی‌های خود استفاده می کردند.اما در هر حال، یهود ستیزی در جریان بود و داشت جا می افتاد. و ادوارد درومون، بسیار ماهرانه سعی میکرد از هرفرصتی بتواند برای اشاعه ی  آن استفاده کند. اما پس از دوره ی آزمون وُ خطا، چپ ِ جمهوری خواه به حمایت از آرمان‌ دریفوسی روی آورد : جمهوری خواهان ِ میانه رو و سوسیالیست ها، با ضد طرفداران داران دریفوس رو در رو شدند؛ که شورش های ضد یهودی به راه انداخته بودند. و انگیزه شان این بود تا شاید به رؤیای سرنگونی جمهوری پارلمانی و سوزاندن پیکره های کاپیتان دریفوس و امیل زولا نائل آیند. با ماجرای دریفوس، یهود ستیزی به سمت راست ِ طیف سیاسی تغییر جهت داد و می‌شد در آن روحانیت و افرادی با عقاید سزاریسم و حتی نهادهای جمهوری خواه را دید.

لوموند : پس از هولوکاست، نهاد های بین‌المللی، یهود ستیزی را محکوم کردند و در فرانسه، در سال ۱۹۷۲ قانونی برای مبارزه با توهین و افتراء با ماهیت نژاد پرستانه وضع شد.و در سال ۱۹۹۰ قانون دیگری علیه انکار هولوکاست به تصویب رسید. آیا از نگاه شما این زراد خانه ی حقوقی بر مهار ِ آشکار ِ شکل‌های گوناگون یهود ستیزی، موفق بوده است؟

جنبش لغو و رَد اندیشه ی نژاد پرستانه که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد، در تاریخ بی سابقه است : پیش از ۱۹۴۵، یهود ستیزی عقیده‌ای بود چون هر عقیده‌ ی دیگری که می‌توانست بدون مشکل در هر جائی بکار برده شود. پس از ۱۹۴۵، یهود ستیزی، دشمنی که باید با آن مبارزه کرد، تلقی شد : قانوناً ممنوع شد، و در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار گرفت. و مهمتر از آن، وارد ِ گفتمان نژاد پرستانه ی  دهه ۱۹۳۰، با مجموعه‌ای از کلیشه ها که درباره یهودیان نقطه گذاری شده  بود، نشد و توانست جای خود را در میان همه ی قشر های اجتماعی باز کند.

نوشته‌های داخل ِ [  ] از مترجم است.

https://www.lemonde.fr/idees/article/2023/11/19/apres-s-etre-fait-derober-la-defense-de-la-laicite-la-gauche-se-fait-voler-la-denonciation-de-l-antisemitisme_6201043_3232.html

*https://www.lemonde.fr/idees/article/2023/11/12/gregoire-kauffmann-historien-la-presence-siderante-du-rn-a-la-manifestation-contre-l-antisemitisme-est-le-signe-d-une-profonde-recomposition-du-jeu-politique_6199658_3232.html